موضوعات مرتبط: تصویر

[ چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 14:3 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

تحقیر کردن

 

بیشتر وقتها آدمها برای نشان دادن قدرت و جایگاه آن نسبت به دیگران سعی میکنند تا طرف مقابلشان را تحقیر نمایند ،تحقیر کردن گاهی نیز به دلیل تلافی رفتار و گفتار طرف مقابل صورت میگیرد و لی ریشه تحقیر کردن بر میگردد به تحقیر شدن اگر کسی تحقیر شد باشد خوب تا سیر آن را میداند و بهمین دلیل تمام تلاشش را میکند تا آموخته هایش را بر روی دیگری جبران نماید و تحقیر شده زخمی بر ذهن و جانش دارد که هرگز درمان نمی شود مگر اینکه خود را از حلقه تحقیر خارج سازد بدین معنا که حتی اگر باز مورد تحقیر قرار گرفت کسی را تحقیر ننماید و بتواند به جای تحقیر کردن دیگران یا سکوت نماید و یا تواناییش را بالا ببرد تا نشان دهد که آنچه درباره او میگویند صحیح نمی باشد .ساختن شخصیت و تقویت روحیه کاریست که شاید بهتر باشد از کودکی و نوجوانی در شخصیت انسان توسط والدین و معلمین شکل بگیرد اما اگر این کار انجام نشد با کمی تلاش و خودباوری در هر سنی قابل انجام است .

درمان تحقیر شدن توسط دیگران میتوان همراه با درمان بسیاری از درد های دیگر نیز همراه باشد .

اگر مردی همسرش را و یا بالعکس زنی شوهرش را تحقیر میکند در مرحله اول طرف تحقیر شده باید ضمن خود داری سعی نماید به هیچ عنوان در پی جبران نباشد و طرف تحقیر کننده نیز بلافاصله اقدام به معذرت خواهی نماید تا موضع برطرف شود .

تحقیر کردن دیگران الزامان زبانی نیست گاهی وقت ها با رفتار و کردار و یا بی محلی و یا ایما و اشاره همراه است و بدون شک همه این روش ها تاثیر یکسان است بخصوص اگر در جمع و نزد دیگران اتفاق بیفتد.

تحقیر کردن و تحقیر شدن گاهی تاوانی سنگین به همراه دارد و طرف تحقیر شده سعی در جبران می نماید و این موضع بشدت انجام خواهد شد و این جاست که غیر قابل جبران میشود .

سعی کنیم هر چه میتوانیم شخصیتمان را بهتر بسازیم و از این بهران راحت بگذریم.

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 21:59 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

سکوت سرشار از ناگفتنی ها!

بیش از چهارده است که بطور رسمی مینویسم و اگر از من سوال شود آیا هر چه خواستی نوشته ای ؟میگویم خیر!

بسیاری از اندیشه هایم را هرگز نتوانسته ام بنویسم و بسیاری ا نیز نوشتم و بعد نا چار پاک نمودم و یا هرگز آنچه در دلم بود و باید می نوشتم نوشتم .

اما یک واقعیت در طول تمام مدت کاریم هرگز مطلب فرمایشی و دستوری ننوشتم و آنچه نوشته ام از روی عشق و علاقه شخصی و نیاز قلبی بوده بیش از هزار مورد نوشته از داستان ،مقاله ،شعر،نمایشنامه ،قطعه ادبی ،فیلمنامه و … اما سخت ترین و دردناک ترین آنها همان مطالبی بوده که هرگز ننوشته ام و این ننوشتن نه از بابا بوده که فرصت نشده نتوانستم بنویسم و این برای یک نویسنده بسیار دردناک است که نتواند بنویسد و همیشه به این فکر کند که اگر عمر یادری ننماید تا فرصت آن نانوشته ها دست دهد چه خواهد شد!

نانوشته ها همان نا گفته ها هستند و در زندگی بیشتر ما آدم ها بسیار مطالبی هست که هرگز نمی توانیم بگوییم و این بسیار دردناک است.

خیلی هارو میشناسم که بی مهابا هر چه در دل و ذهنشان است را می گویند و هیچ مراعاتی در بیان احساساتشان ندارند .

این موضوع که انسان بتواند اندیشه هایش را بگوید به تربیت و آموزش هایش باز می گردد و همیشه خوب یا بد نیست اما جای اندیشه دارد که آیا میتوان و باد هر آنچه به ذهن و دل داریم بگوییم و آیا میشود مواعات حال و احوال دیگران و حتی خود را ننمود و راحت حرف دل را زد و بعد هم بگویک که راحت شدم خوب کردم که گفتم !

بیشتر آدمها در درگیری های لفظی به راحتی هر چه در دل دارند را به زبان می آورند و بی خبر از تخریب حاصله دلخوش هستند که آنچه دوست داشتند را گفتند و این برایشان اهمیت دارد که حرفشان را زده اند همین.

من دلگیرم از بسیاری از نانوشته ایم اما خرسندم از بسیاری ناگفته هایم و سکوتهای که کرده ام ! و راستش شرمنده از بسیاری مطالب که گفته ام و ای کاش هرگز نمیگفتم .

امیدوارم زین پس بیشتر شنونده باشم تا گوینده و بیشتر بنویسم تا بیان نمایم پیشنهاد می نمایم شما نیز هر وقت لازم دیدید چیزی را بگویید ابتدا خوب بیندیشید و اگر توانستید بگویید و بنویسید حتی برای دل خودتان برای گفتن خیلی مطالب وقت بسیار است اما هنر نگفتن هنری شایسته است .

یا حق

جعفر صابری

 

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 21:58 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

شهریور ماه

شما را نمیدانم ولی من تمام مدت تحصیلم از شهریور ماه بدم می آمد و می دانم هنوز هم کم نیستند بچه هایی که مثل من از ماه شهریور خوششان نمی آید و آن دلیلی دارد جز اینکه در این روز ها آنها باید امتحانات درسی خود را که تجدید شده اند را یک بار دیگر بدهند و این موضوع برای بسیاری از دانش آموزان سخت است .

بیش از ند درصد پسر بچه ها و ده تا پانزده در صد دانش آموزان دختر همواره در گیز موضع تجدیدی هستند و این نه بدان معنا است که دانش آموزانی که تجدید میشوند از ضریب هوشی بالای برخوردار نیستند بلکه در بعضی مواقع کاملاً برعکس هم هست بچه ای باهوشی که از درس و درس خواندن آن هم به روش های موجود راضی نیستند .

خود من اعتقاد داشتم ریاضیات یک درس کارگاهی است و باید در کارگاهای ریاضیات مورد بررسی قرار گیرد برای نمونه وقتی صحبت از اندازه یک دایره و یا شکل یک مثلث میشود میتوان با چندین تصویر و اشکال هندسی دیگر تلفیق نمود . بیشتر بچه ها با دیدن بهتر از شنیدن ارتباط بسری برقرار میکنند و نقش آموزش باید اینگونه باشد .

بطور کلی بد نیست بدانیم که سیستم آموزش فعلی جهان در زمانی تعریف و اجرایی شده که زمان انقلاب صنعتی بوده و صاحبان قدرت و صنعت بدنبال آموزش نیروی کاری بودند آنها آموزش هم شکل را طراحی نمودن با یک روش تدریس تا همه توابع آن باشند و به دنبال کشف استعدادهای دیگر فرد نبوده و نیستند در واقع آنها کارگر میسازند لباس یک فرم زنگ تفریح و همه چیز مثل یک سربازخانه آنها سربازان چرخ های تولیدی خودشان را پرورش میدهند .

نمره های بالاتر دلیل موفقیت فرد نیست پس دنبال شکوفایی استعداد ها نیستند در مدارس به بچه ها درس میدهند و بعد امتحان می گیرند تا ببینند چقدر آنچه آموختند را یاد گرفتند در صورتی که در واقعیت و زندگی واقعی اول امتحان گرفته میشود و بعد همان برای شما یک درس بزرگ میشود در مدارس آموزش دهن اقتصادی و پولسازی را بچه ها فرا می گیرند البته بد نیست بدانید این روش ها در مدارس ما است آنها فرزندانشان را در مدارس ویژه آموزش میدهند و بطور کلی سیستم آموزشی آنها برای فرزندانشان با آنچه در کشور های ما ساری و جاری است متفاوت می باشد.

آنها برای کارگر شدن و دریافت حقوق ماهانه بچه ها را آموزش میدهند دنبال شکوفایی اندیشه و آرزوهای بچه ها نیستند .

خوب یادم است درست کلاس چهارم دبستان بودم که یک اتومبیل طراحی نمودم با باطری کار می کرد و زمان حرکتش هم باتری را شارژ میکرد اما معلم مدرسه با تمسخر و تحقیرانه به من گفت : ما در کشوری زندگی میکنیم که روی چاه بنزین است آن وقت تو بجای درس خواندن ماشین برقی و باتری میسازی !

سالها گذشت و من شاهد این بودم که کارخانه های بزرگ خودرو برقی می سازند !

فرزندانمان را جدی بگیریم و بگذاریم رشد کنند ذهنشان پرورده شود این بازی های رایانه ی را برایشان تعریف کنیم و به دنبال رشد شخصیتی آنها باشیم تحقیر و تهدیدشان نکنیم هرگز با فرزندان دیگران آنها را مقایسه ننمائیم و باور کنیم این فرزند ماست سالم و بسیار باهوش او میتواند رشد بنماید و ما باید کمکش کنیم تا رشد کند .

امتحانات و رد شدن یا قبولی ملاک شخصیت فرزند ما نباشد آنها آیندگان کشور و مملکت آن هستند .

💢داگلاس نورث برنده نوبل اقتصاد ميگويد :

اگر ميخواهيد بدانيد كشوری توسعه ميابد يا نه اصلا سراغ فناوری ، كارخانه و ابزاری كه استفاده ميكند نروید، اينها را براحتي ميتوان خريد يا دزديد يا كپي كرد .خيلی راحت ميتوان نفت فروخت وهمه اينها را وارد كرد .

برای ديدن توسعه برويد در دبستانها و پيش دبستانی ها ، ببينيد آنجا چگونه بچه ها را آموزش ميدهند، مهم نيست چه چيزي آموزش ميدهند بلكه ببينيد چگونه آموزش ميدهند. اگر كودكان شما را پرسشگر ، خلاق ، صبور، نظم پذير ، خطر پذير ، دارای روحيه گفتكو و تعامل و دارای روحيه مشاركت جمعی و همكاری بار آوردند اينها انسانها و شخصيت هایی خواهند شد كه مي توانند توسعه ايجاد كنند.

 

#فرزندپروری

#مهارت_معلمی

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ شنبه یازدهم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 19:52 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

شهریور ماه

شما را نمیدانم ولی من تمام مدت تحصیلم از شهریور ماه بدم می آمد و می دانم هنوز هم کم نیستند بچه هایی که مثل من از ماه شهریور خوششان نمی آید و آن دلیلی دارد جز اینکه در این روز ها آنها باید امتحانات درسی خود را که تجدید شده اند را یک بار دیگر بدهند و این موضوع برای بسیاری از دانش آموزان سخت است .

بیش از ند درصد پسر بچه ها و ده تا پانزده در صد دانش آموزان دختر همواره در گیز موضع تجدیدی هستند و این نه بدان معنا است که دانش آموزانی که تجدید میشوند از ضریب هوشی بالای برخوردار نیستند بلکه در بعضی مواقع کاملاً برعکس هم هست بچه ای باهوشی که از درس و درس خواندن آن هم به روش های موجود راضی نیستند .

خود من اعتقاد داشتم ریاضیات یک درس کارگاهی است و باید در کارگاهای ریاضیات مورد بررسی قرار گیرد برای نمونه وقتی صحبت از اندازه یک دایره و یا شکل یک مثلث میشود میتوان با چندین تصویر و اشکال هندسی دیگر تلفیق نمود . بیشتر بچه ها با دیدن بهتر از شنیدن ارتباط بسری برقرار میکنند و نقش آموزش باید اینگونه باشد .

بطور کلی بد نیست بدانیم که سیستم آموزش فعلی جهان در زمانی تعریف و اجرایی شده که زمان انقلاب صنعتی بوده و صاحبان قدرت و صنعت بدنبال آموزش نیروی کاری بودند آنها آموزش هم شکل را طراحی نمودن با یک روش تدریس تا همه توابع آن باشند و به دنبال کشف استعدادهای دیگر فرد نبوده و نیستند در واقع آنها کارگر میسازند لباس یک فرم زنگ تفریح و همه چیز مثل یک سربازخانه آنها سربازان چرخ های تولیدی خودشان را پرورش میدهند .

نمره های بالاتر دلیل موفقیت فرد نیست پس دنبال شکوفایی استعداد ها نیستند در مدارس به بچه ها درس میدهند و بعد امتحان می گیرند تا ببینند چقدر آنچه آموختند را یاد گرفتند در صورتی که در واقعیت و زندگی واقعی اول امتحان گرفته میشود و بعد همان برای شما یک درس بزرگ میشود در مدارس آموزش دهن اقتصادی و پولسازی را بچه ها فرا می گیرند البته بد نیست بدانید این روش ها در مدارس ما است آنها فرزندانشان را در مدارس ویژه آموزش میدهند و بطور کلی سیستم آموزشی آنها برای فرزندانشان با آنچه در کشور های ما ساری و جاری است متفاوت می باشد.

آنها برای کارگر شدن و دریافت حقوق ماهانه بچه ها را آموزش میدهند دنبال شکوفایی اندیشه و آرزوهای بچه ها نیستند .

خوب یادم است درست کلاس چهارم دبستان بودم که یک اتومبیل طراحی نمودم با باطری کار می کرد و زمان حرکتش هم باتری را شارژ میکرد اما معلم مدرسه با تمسخر و تحقیرانه به من گفت : ما در کشوری زندگی میکنیم که روی چاه بنزین است آن وقت تو بجای درس خواندن ماشین برقی و باتری میسازی !

سالها گذشت و من شاهد این بودم که کارخانه های بزرگ خودرو برقی می سازند !

فرزندانمان را جدی بگیریم و بگذاریم رشد کنند ذهنشان پرورده شود این بازی های رایانه ی را برایشان تعریف کنیم و به دنبال رشد شخصیتی آنها باشیم تحقیر و تهدیدشان نکنیم هرگز با فرزندان دیگران آنها را مقایسه ننمائیم و باور کنیم این فرزند ماست سالم و بسیار باهوش او میتواند رشد بنماید و ما باید کمکش کنیم تا رشد کند .

امتحانات و رد شدن یا قبولی ملاک شخصیت فرزند ما نباشد آنها آیندگان کشور و مملکت آن هستند .

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ شنبه یازدهم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 18:58 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

دیدار کروه برگزار کننده مراسم بزرگداشت روز پزشک با پروفسور داریوش فر هود

موضوعات مرتبط: گزارش

[ شنبه چهارم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 18:37 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

سومین مراسم بزرگداشت قدردانی از جامعه پزشکان کشور به همت موسسه آشتی عصر روز چهارشنبه اول شهریور ماه سالروز تولد شیخ الرئیس بوعلی سینا در ستاد سازمان های مردم نهاد شورای شهر تهران برگزار شد و در این مراسم پر شکوه بیش از سی انجمن و تشکل مردمی حضور داشتند و شست پزشک از سراسر کشور دعوت شده بودند تا در انتخاب پزشک برگزیده کشور از دید مردم شرکت نمایند .

دکتر جعفر صابری ریاست دبیرخانه دائمی بزرگداشت مقام پزشک برگزیده کشور توضیح دادند که :گرچه امسال سیاست اصلی قدردانی ویژه از پزشکان سازمان اورژانس کشور و همچنین سازمان بهداری رزمی ارتش بود معذالک پزشکان خدمتگزار دیگری نیز مورد نظر بود که لازم بود از ایشان نیز قدردانی ویژه به عمل آید .

اسمی این بزرگان به شرح زیر ی باشد:

پروفسور حسن عشایری

پروفسور امیر احمد سوزنچی

پروفسور علی کریمی

خانم دکتر شاهناز اورامی (واله کردستانی )

خانم دکتر لعبت گرانپایه

دکتر رضا جباری

پزشکان معرفی شده از سازمان اورژانس کشور

سرکار خانم دکتر مهرنوش توکلی

خانم دکتر فاطمه کاظمی

دکتر حمیدرضا بحرانی

دکتر هادی کیخسروی

دکتر مهدی شرفی

پزشکان ارتش

سرتیپ دوم دکتر حسین سلیمان

دکتر امیر رجبی

همچنین در بخش تقدیر از خانواده شهدا

از خانواده شهید دکتر محمد علیزاده

و شهید محمود حیدری

در میان حضار افراد شاخص کشوری و لشگری همچنین نماینده مجلس و شورای شهر نیز حضور داشتن و سرکار خانم دکتر الهیان نماینده محترم مجلس شورای اسلامی سخنانی در خصوص روز پزشک ایراد فرمودند.

دکتر نادر کریمی نیز بیاناتی در خصوص شیخ الرئیس بوعلی ایراد نمودن .

همچنین جناب آقای مهندس ایرج حسابی به نقش زنان و مادران در تربیت پزشکان اشاراتی نمودند

حضور عزیزانی چون محمد جواد روزبهانی و هیئت همراه از بنیانگذاران ستاد سمن ها نشان از همبستگی سمن های شهر تهران در این گونه مراسم بود .

دکتر احمد کجوری دبیر اجرایی مراسم نیز به عنوان تقدیر و تشکر از حضور مهمانان بیاناتی را ایراد نمودند و دوشیزه صبا سرا بی نیزبه شاهنامه خوانی پرداخت ،

در ادامه این مراسم فیلم تبریک پروفسور داريوش فرهود پدر علم ژنتیک پخش شد و در پایان لوح های سپاس تقدیم کلیه حاضرین نیز شد و از فرد فرد ایشان تقدیر ویژه و پذیرای به عمل آمد.

در پایان لیست حضار به شرح زیر جهت تقدیر از حضورشان اعلام میشود.

 

روز پزشک

 

روز پزشک

 

روز پزشک1402

خانم باجلان در یافت تقدیر نامه سپاس آشتی در هاشیه مراسم بزرگداشت مقام پزشک

سخنرانی مهندس ایراج امام ی در حاشیه مراسم بگرامی داشت روز پزشک

سخنرانی دکتر جعفر صابری در سومین مراسم بزرگداشت مقام پزشک اشود بعنوان ریاست دبیر خانه مرکز 1402

 

روز پزشک

سومین گرامیداشت روز پزشک در ستاد سازمان های مردم نهاد شورای شهر تهران به مدیرت دکتر جعفر صابری

سخنرانی سرکار خانم الهیان نماینده محترم مجلس شورای اسلامی شهر تهران به مناسبت روز پزشک درستاد سمن های سازمان های مردم نهاد شورای شهر تهران به مدیریت دکتر جعفر صابری در اول شهریور ماه 1402

جناب آقای محمد جواد روزبهانی بعنوان انسان بشر دوست و فعال در خدمات و آسیب های اجتماعی در یافت تقدیر نامه آشتی از دکتر جعفر صابری در هاشیه مراسم روز بزرگداشت پزشک ستاد سمن های شورای شهر تهران 1402

در یافت تقدیر نامه آشتی

در یافت لوح تقدیر آشتی دکتر اقلیما از جناب آقای دکتر جعفر صابری در هاشیه مراسم بزرگداشت مقام پزشک 1402

ابزارک تصویر

[ شنبه چهارم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 18:31 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

 

روز پزشک

 

روز پزشک

 

روز پزشک1402

خانم باجلان در یافت تقدیر نامه سپاس آشتی در هاشیه مراسم بزرگداشت مقام پزشک

سخنرانی مهندس ایراج امام ی در حاشیه مراسم بگرامی داشت روز پزشک

سخنرانی دکتر جعفر صابری در سومین مراسم بزرگداشت مقام پزشک اشود بعنوان ریاست دبیر خانه مرکز 1402

 

روز پزشک

سومین گرامیداشت روز پزشک در ستاد سازمان های مردم نهاد شورای شهر تهران به مدیرت دکتر جعفر صابری

سخنرانی سرکار خانم الهیان نماینده محترم مجلس شورای اسلامی شهر تهران به مناسبت روز پزشک درستاد سمن های سازمان های مردم نهاد شورای شهر تهران به مدیریت دکتر جعفر صابری در اول شهریور ماه 1402

جناب آقای محمد جواد روزبهانی بعنوان انسان بشر دوست و فعال در خدمات و آسیب های اجتماعی در یافت تقدیر نامه آشتی از دکتر جعفر صابری در هاشیه مراسم روز بزرگداشت پزشک ستاد سمن های شورای شهر تهران 1402

در یافت تقدیر نامه آشتی

در یافت لوح تقدیر آشتی دکتر اقلیما از جناب آقای دکتر جعفر صابری در هاشیه مراسم بزرگداشت مقام پزشک 1402

موضوعات مرتبط: گزارش

[ شنبه چهارم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 18:30 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دکتر جعفر صابری در دیدار با هنرمندان گره هنری خانم ها ستاره،ساجده و سما مهری

 

دکتر جعفر صابری در دیدار با همکاران در حاشیه اولین نشست سمن ها

 

دکتر جعفر صابری در دیدار با همکاران در حاشیه اولین نشست سمن ها

 

آزاده ابراهیمی

 

دکتر آزاده ابراهیم در نخستین نشست سمن ها و توسعه

دکتر جعفر صابری در نخستین نشست توسعه سمن ها

دکتر جعفر صابری در نخستین نشست سمن ها

 

نخستین نشست تشکلها و

خبرنگاران | شنبه چهارم شهریور ۱۴۰۲ | 1:9

نخستین نشست تشکلها و

موضوعات مرتبط: گزارش

[ شنبه چهارم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 18:24 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

عصر جمعه مراسم اختتامیه مسابقات قهرمانی کشور کمیته ساباکی جمهوری اسلامی در استادیومشهرستان چهار دنگه با حضور قهرمانان و پیش کسوتان ورزش کشور برگزار و تیم های مختلف کشوری حرکات ورزشی خود را به نمایش گذاردند.

موضوعات مرتبط: گزارش

[ شنبه چهارم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 18:7 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

نمی دانم!

بار ها از افرادی که صاحب تجربه و سواد بالایی بودن شنیده بودم که با کمی تعمل میگویند من نمی دانم !

آن روز ها که جوان بودم با خود می اندیشیدم چطور این شخص به این سادگی می گوید من نمی دانم !

بعد ها که کمی شعور و فهمم گسترش یافت و به سن و سالی رسیدم تازه فهمیدم که خودم هم هنوز چیزی نمیدانم و آنچه می دانم قطره بسیار ناچیزی است که گاهی هیچ نگویم و در جمع نادانان قرار بگیرم به مراتب بهتر است.

بیشتر وقتها از آدمهای اطرافم که به راحتی در خصوص هر مطلبی سخن می گوید ص 2

و نقد و بررسی میکنند میترسم جالب این است که نه تنها فرصت بیان نظر به دیگران نیز نمی دهند بلکه نظرات دیگران نیز برایشان هیچ اهمیتی ندارد و واقعاٌ این افراد وحشت ناک هستن .در بین گفتگو بار ها سخن انسان را قطع میکنند و میگویند ببخشید من یادم میره و بعد شروع میکنند به تکرار موضوع عاتی که بار ها گفته اند و بیان مطالبی در حاشیه و یا خارج از موضع صحبت بیشتر خاطره میگویند و ساعت ها انسان باید تحمل کند که بیانات اینگونه افراد را بشنود در صورتی که کل طرح موضوع و مطلب می توانست در کمتر از ده یا بیست دقیقه به اتمام برسد.

مدتها است در دفتر کارم تابلویی را قرار داده ام با این عنوان لطفا در مدت بیست دقیقه به نتیجه مطلوب برسیم! با این کار دوستانی که برای کاری تشریف آورده اند لااقل سعی میکنند زودتر به جمع بندی نزدیک شویم.

خوب یاد دارم پدر دوستم در سن و سال نود سالگی هنوز سرپا بود و وقتی در جلسه ای متوجه میشود به نتیجه نمیرسیم و صحبت بی فایده است با لبخند میگفت پاشیم بریم گم شیم!

این حرف خیلی معنا در خود داشت و شنونده متوجه میشد که منظور دوست ما چه بود؟

افرادی که با سادگی تمام میگویند من که نمی دانم بیشک چند برابر طرف مقابل لااقل در همان موضوع بحث اطلاعات دارد اما ارزش بیان تجربه را نمیبیند و لذا با شجاعت تمام میگوید من که نمی دانم این صحبت را پدر ها بیشتر و بعضی وقت ها مادران میگویند وقتی فرزندانشان به تجربه و اطلاعات آنها توجه نمی کنند و ترجی میدهند با یک کلمه نمی دانم و یا هر جور خودت صلاح میدانی آرامششان را حفظ نمایند .

در پس این جمله مطالب زیادی است اما طرف مقابل متوجه میشود و سالها میگذرد چه هزینه ها ی مالی و جانی می پردازد تا بفهمد که او می فهمید اما میخواست ارزش کلامش را تو نیز بدانی !

بگذریم امیدوارم زین پس اگر کسی به شما با لبخندی بر لب گفت من که نمی دانم بیشتر تفکر کنید !

یا حق

سخن آخر:

تا بدانجا رسید دانش من

که بدانم همی که نادانم

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ شنبه چهارم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 17:53 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

بنام خدای بخشنده مهربان

بابات چیکارس؟

این روزها بشدت مشغول برگزاری سومین سال برگزاری مراسم روز پزشک برگزیده کشور هستیم و اسامی زیادی به دستم رسیده که باید با دوستان زیادی مشورت کنم تا انشالله از میان این عزیزان که به لطف خدا کم هم نیستن بهترین ها را انتخاب نمایم در این میان یک نام برایم بسیار آشنا آمد و بدون مقدمه خودم با شماره داده شده تماس گرفتم و بعد از معرفی پرسید ببخشید آقای دکتر شما در دوره راهنمایی در مدرسه رازی خزانه درس نمی خواندید؟

با کمی سکوت پرسشم را با سوال پاسخ داد چطور مگر؟

گفتم دوستی داشتم هم نام شما و هم سن با شما احساس میکنم میشناسمت؟

با آرامی گفت جعفر خودت هستی ؟

بغض گلویم را گرفت و گفتم : ای خدا نکشتت باور کن تا اسمت ا دیدم گفتم خودش است !بیش از چهل سال می گذرد تو کجا بودی بی معرفت!؟

گفت : ما از وقتی از آن محل رفتیم دیگر تهران نماندیم و سالها در کرمان زندگی کردیم و بعد من دانشگاه قبول شدم و درس و خارج و باز ایران و همان کرمان و خلاصه تو کجا بودی ؟

گفتم من هم داستان خودم را دارم کی و کجا همدیگر را ببینیم ؟

و این طور من دوست دوران راهنمای خودرا که جزو نامزدهای انتخاب پزشک برگزیده کشور شده بود را پیدا کردم و همه خاطرات نوجوانی برایم زنده شد .

پسر خوبی بود سال اول و دوم راهنمایی با هم بودیم و سال سوم هم تا نیمه های سال باز با هم در مدرسه رازی درس خواندیم حتی یک بار هم با من به جبهه آمد و در تئاتری که ساخته بودم بازی کرد اما میانه سال از مدرسه و محله ما رفتند آن روز ها ارتباط ها مثل این روز ها نبود و ما حتی تلفن نداشتیم و ما نیز چندی بعد از آن محل رفته بودیم ولی آنچه همیشه مرا سخت دلگیر میکرد این خاطره بود که در طول سالها خدمتم به عنوان مدیر مدرسه و استاد دانشگاه و مدرس هم برای خودم و هم به دوستان همکار به عنوان اندرز می گفتم : هرگز سر کلاس از دانش آموز نپرسید پدرت چه کاره است ؟

شاید آن کودک خجالت بکشد شاید پدرش فوت کرده باشد و خلاصه درسی که سالها پیش روزگار به من آموخته بود را به دیگر همکاران منتقل میکردم .

میانه سال بود که دبیر زبان ما فوت شد و معلم دیگری جای او آمد و کمی بد برخورد بود و همان روز اول ورودش به مدرسه وارد کلاس ما شد و مثل همه معلم ها از بچه ها پرسید اسمت چی و بابات چه کاره است ؟لحن بد پرسش او و برخورد ناشایست با بچه ها بخصوص همین دوستم باعث شد من رفتار بدی داشته باشم و بجای دوستم که پدرش فوت شده بود با معلم تازه وارد بحث کنم و نتیجه اخراج هر دو ما از مدرسه شده بود !

من سه سال طول کشید تا دوباره آن هم به مدرسه بزرگسالان و شبان بروم تا درسم را ادامه دهم و دوستم نیز که برای همیشه از آن محله رفتند !

خدا را شکر من در خصوص ادامه تحصیل موفق شدم و هزار بار شکر که رفیقم نیز توانسته بود چنان پیشرفت کند که امروز جزو بهترین جراحان کشور و خدمت گذار ترین آنها باشد این که به او و من چه گذشته بود در هر صورت گذشته بود اما تلخی آن برخورد برای هر دو ما هنوز به یادگار مانده است.

چقدر آن روز با شلنگ معاون مدرسه به دست و کمر ما دو نوجوان ضربه زد و بگذریم چقدر اشک ریختیم ولی من همیشه خوشحال بودم که توهین آن معلم را نسبت به پدر دوستم تحمل نکردم و شکر!

معلم همیشه معلم است و من بسیار خرسند هستم که معلمین و اساتید شایسته ای داشته و دارم بی شک این که امروز به پاس قدردانی از این گونه معلمین همواره مراسم تقدیر و تشکر برگزار می کنیم برخاسته از همان هس خوب است ! بی نهایت خرسند شدم وقتی فهمیدم همان دوستم نیز سالهاست استاد برجسته دانشگاه علوم پزشکی است و شاگردان زیادی نیز داشته و دارد .

کار معلم ما شایسته نبود که طرح چنین پرسشی شخصیت یک نوجوان را خدشه دار نمود و صد البت ما هم کمی جوانی کردیم که پاسخش را دادیم و امید وارم معلمین عزیز و زحمتکش اینگونه سوالات شخصی را در جمع از بچها نپرسند و مراعات حالشان را بنمایند!

گرچه دوستم با متانتی که داشت قبول نکرد در این مراسم به عنوان پزشک برگزیده معرفی شود اما حضورش در کنارم بعد از سالها حس بسیار خوبی داشت،بخصوص که از مولانا هم بیتی را برایم خواند:

سخن آخر : ما طبیبانیم شاگردان حق

دستمزد ی نمی خواهیم از کسی

دستمزد ما رسد از سوی حق

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۲ ] [ 19:14 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

جعفر صابری

بنیانگذار موسسه آموزشی پژوهشی فرهنگی هنری انتشاراتی و مطبوعاتی آشتی

مدیر تشکل احیاگری آشتی شاخه سبک زندگی اصلاح الگوی مصرف

مدیرعامل کانون فرهنگی تبلیغاتی خانواده و سبک زندگی اسلامی

دبیر کل گروه مشاوران بین المللی دانش بنیان آشتی

مدیر عامل مرکز نیکوکاری مردم به مردم

مخترع ،محقق،نویسنده ، مدرس، ناشر ، تهیه کننده و کارگردان ، کارآفرین و صاحب تلویزیون اینترنتی آشتی

jafarsaberi

The founder of Ashti’s cultural, artistic, publishing and press educational institute
Director of Reconciliation Revival Organization, Life Style, Consumption Pattern Reform
CEO of the Family and Islamic Lifestyle Advertising Cultural Center
Secretary General of Ashti Knowledge Foundation International Consultants Group
CEO of People to People Philanthropy Center
Inventor, researcher, writer, lecturer, publisher, producer and director, entrepreneur and owner of Ashti Internet TV

[ یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۲ ] [ 22:59 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

آن گاه که تصمیمی می گیرید

 

جهان هستی برای اجرای آن نقشه میکشد !

رالف والد وامر سون

موضوعات مرتبط: سخنرانی

[ جمعه ششم مرداد ۱۴۰۲ ] [ 20:22 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

jafarsaberi

كاش بودم چون كتاب افتاده در كنجي خموش
تا نگردد روبرو جز مردم دانا مرا

 

Jafar Saberi

Introduction: Dr. Jafar Saberi

Introduction: Dr. Jafar Saberi

Born on 21/9/1346 in the 2nd district of Zanjan, graduated in the fields of construction and cinema. Government management and communication sciences and international relations, psychology and photography, teacher, researcher, producer, inventor and entrepreneur…
Due to his father’s job, who was a soldier, he spent his childhood and adolescence in different cities. His prime, which coincided with the Islamic revolution in Iran, was spent in the city of Damghan. He says:

We became a raisin without being swallowed.

With the beginning of the revolutionary movements, he started his writing activity and in 1958 he published his first magazine under the title Payam Taleghani. His theater activity had started in 1956, but it peaked in 1362. In 1362, he started the Mithaq art group in Tehran, and with the help of his friends of the same age, with the help of the Jihad Sazendagi cultural committee, which was not yet the Ministry of Home Affairs in those days, he went to the regions. There was a war and theater and music were performed for the warriors.

In 1365, Dadavi continued his cultural activities in the Guards Corps as an honorary guard (for the military), soon realized that it was not compatible with his spirit and pursued cultural work as a Basiji. After the war, he continued his studies and was a teacher in education. Educational and artistic activities for children and teenagers, he served as the director of the conservatory for several years and then left the administrative jobs for further research and study.
His press activity began in 1357 and continues until now.
Other activities and writings of Professor Saberi are listed at the end of this blog, while I did not think it was bad to include some of Dr. Saberi’s manuscripts in this blog for your familiarity.
Thank you, dear visitor

This blog was created under the supervision of Mr. Dr. Jafar Saberi, Managing Director of Far Hangi, Ashati Art and Publishing Institute, and the owner of the wife’s weekly magazine, regarding the improvement of the book and publishing industry.

معرفی:دکتر جعفر صابري

متولد 21/9/1346 حوزه 2 زنجان ، فارغ التحصيل رشته هاي ساختمان .سينما . مديريت دولتي و علوم ارتباطات و روابط بین الملل ,روانشناسی و عکاسی ،مدرس ،محقق، تهیه کننده و کار گردن ،مخترع و کار آفرین …
بعلت شغل پدر كه نظامي بود كودكي و نوجواني را در شهرهاي مختلفي به سر برد. سن بلوع وي كه همزمان با انقلاب اسلامي در ايران بود در شهر دامغان سپري شد وي مي گويد:
قوره نشوده مویز شدیم.
با شروع حركتهاي انقلابي وي فعاليت نوشتاري خود را شروع كرد و در سال 58 اولين مجله خود را تحت عنوان پيام طالقاني به چاپ رساند. فعاليت تئاتر وي از سال 56 آغاز شده بود ولي 58 اوج گرفت در سال 1362 با عظيمتي به تهران گروه هنری میثاق را راه انداخت و با دوستان هم سن وسال خود به کمک کمیته فرهنگی جهاد سازندگی که آن روز ها هنوز وزارت خانه نشده بود راهی مناطق جنگی شد و برای رزمندگان تئاتر و موسیقی اجراء می نمودند.
در سال 1365 فعالیت فرهنگی خود را در سپاه پاسداران به عنوان پاسدار افتخاری (برای سربازی)ادامه دادوی خیلی زود متوجه شد که با روحیه وی سازکار نیست و بعنوان بسیجی کار فرهنگی را دنبال کرد. پس از جنگ وی تحصیل را دنبال کرد و درآموزش و پرورش هم معلم پرورشی بود. فعالیت های پرورشی و هنری برای کودکان و نوجوانان وی بعنوان مدیر هنرستان چند سالی خدمت کرد و سپس برای تحقیق و مطالع بیشتر شغل های اداری را ترک کرد.
فعالیت مطبوعاتی وی از سال 1357 آغاز و تاکنون ادامه دارد.
سایر فعالیتها و تالیفات استاد صابری در قسمت انتهایی همین وبلاگ آمده است ضمن آنکه بد ندیدم تا تعدای از دست نوشتهای دکتر صابری را در این وبلاگ جهت آشنای بیشتر شما درج نمایم .
با تشکر از شما بازدید کننده محترم
این وب لاگ زیر نظر آقای دکتر جعفر صابری مدیر عامل موسسه فر هنگی .هنری وانتشاراتی آشتی و صاحب امتیاز هفته نامه همسر در خصوص بهتر شدن صنعت نشر و کتاب ساخت شده است .

موضوعات مرتبط: بیوگرافی دکتر جعفر صابری

[ جمعه ششم مرداد ۱۴۰۲ ] [ 20:18 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

مهارت های زندگی

صحبت کردن

شاید بد نباشد به اولین موضوع مهم برای یک جامعه بشری را مورد بررسی قرار دهیم و آن فرهنگ است که بر خلاف ذهنیت ادبیات هنر و چیز های از این دسته مورد نظر نمی باشد

فرهنگ سه بخش اصلی را در بر میگیرد 👍

عمل

اندیشه

احساس

که هریک مکمل دیگری است و نبودش باعث اختلال در فرایند دیگری میشود

و اولین موضوعی که بر میگردد به عمل همان رفتار های جمعی انسان است

اگر ما ندانیم که داشتن ثروت به چه دردی میخورد وقتی حتی بهداشت فردی مان را هم رعایت نمی کنیم !

و در برخورد با دیگران نزدیکان خود دوستان و افراد جامعه نه تنها مناسب برخورد نمی کنیم بلکه بشدت نا هنجار هم هستیم و توقع برخورد شایسته از دیگران داریم!

ما نمی توانیم از فرهنگ صحبت کنیم اما دیگران را تحقیر نمایم و یا نا دیده بنگاریمشان .

رانندگی یکی از مهم ترین رفتار های اجتماعی است در نشان دادن شخصیت با فرهنگ ما !

برخورد با همسایه ها بطور کلی مدار نداری ویا به زبان ساده تر گذشت نمی کنیم

به این گونه رفتار ساده در نگاه اول رفتار های جمعی می گویند و دومین موضوع مهم بهداشت است انسان با فرهنگ نمی تواند از فرهنگ و بهداشت صحبت کند و آب را نادیده بگیرم.

آب برای بهداشت لازم است و در جامعه ای مانند تهران برای شستشوی خود خود رو و مصرف میانگین مصرف هر تهرانی 250 لیتر در روز است ! که شاید مناسب باشد.

اما همین مصرف آب برای یک هموطن زاهدانی فقط 3 لیتر است !و این به زبان ساده یعنی در بعضی نقاط از کشور ما ایران هیچ فرهنگی نمیتواند وجود داشته باشد!

چون آبادانی وجود ندارد!

آب لازم بهداشت است و این حق هر انسانی است !

و بعد ورزش و تندرستی ملتی که با ورزش و تندرستی بیگانه باشد از فرهنگ دور است !با سلامت تن بیگانه است بد نیست به آمار نگاه کنیم تا با واقعیت بیشتر آشنا شویم در کل اروپا با جمعیتی حدود 450 میلیون نفر 5/16 متر مربع است اما در ایران با جمعیتی حدود 80 میلیون نفر 5/1 سانتیمتر است .

و جالب این است که ایرانیان سالها پیش بیش از دو هزار سال قبل اندیشه ی این گونه داشتند .

پندار نیک

گفتار نیک

و کردار نیک

و فردوسی می فرماید: توانا بود هر که دانا بود و از ورزش سخن ها گفته !

فرهنگ داشتن یک مهارت زندگی است و امروز جهان به دنبال اثبات و ثبات این موضوع تلاش فراوان مینماید.

زبان و کلام دوست داشتن از مهارت های مهم زندگی است اینکه چگونه از واژه ها بهره ببریم و آنها را در برخورد های اجتماعی بکار ببریم اینکه با دیگران چه برخوردی داریم بسیار شایسته است اما اگر رفتار متفاوتی با دیگران و نزدیکان خود داریم یک بیماریست و بیشک باید به یک مشاور روانشناس مراجعه نماییم .

ما نمی توانیم در برخورد با دیگران مودب باشیم ولی در برخورد با نزدیکانمان ادب را رایت نماییم !

این که سعی داشته باشیم رفتاری شایسته طرف مقابل از خود نشان دهیم بد نیست اما اگر او رفتار و گفتاری ناشایست داشت ما نیز باید تا آن درجه خودمان را کوچک نماییم و هم تراز او شویم ؟

انتخاب کلمات شایسته و برخورد منطقی با افراد به یک مهارت اصلی دیگر نیز نیاز دارد به نام مهارت کنترل خشم .که در فرصت مناسب صحبت خواهیم نمود اما اینک مهم است که بدانیم چه چیز را چگونه بیان نمایم تا که نزد دیگران یک انسان با فرهنگی دیده شویم.

و همه این مطالب بر میگردد به شخصیت شما که چگونه ساخته شده و قرار است چطور از این پس زندگی نمایید.

سخن آخر:

یا حق

جعفر صابری

عاشورای 1445

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ جمعه ششم مرداد ۱۴۰۲ ] [ 19:9 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

بنام خدای بخشنده مهربان

ورود ممنوع اینجا هیئت …است!

مالکیت حسی است که میتوان برای شی و یا کالایی در نظر گرفت اما اینکه برای تفکر و یا انسانی آن را عملی ساخت کمی نابخردانه است !

بیشک شما نیز در مناطق مختلف تابوای این گونه را مشاهده نمود آید که هیئت عزاداران …مقیم مرکز و یا چیزی شبیه این حسینی …مقیم مرکز …و این گونه نشان میدهند که مالکیت این هیئت از آن چه گروه و یا صنفی است برای نمونه حسینیه صنف… این همه نشان از علاقه و عشق فراوان مذهبی این گروههای مردمی می باشد که انشالله خداوند مورد قومش قرار گیرد.

اما حس مالکیت و اینکه همه دوست دارند شب های عزاداری از هر نقطه شهر خود را به هیئت مورد نظرشان برسند و در همان هیئت حضور یابند کمی جای تعمل دارد .

بیشتر وقت ها وقتی برای زیارت به امامزاده های مختلف میرویم میبینیم بعضی ها اصرار فراوان دارند که به نزدیک ترین قسمت های امامزاده برسند و دستانشان را شخصاً به امامزاده نزدیک نمایند و ضریح را لمس نمایند البته کم نیستند افرادی که نظر می کنند و تصمیم میگیرن در آن ازدحام جمعیت درست در چند سانتی ضریح نماز هم بخوانند و خلاصه این گونه احساسات مذهبی و خالصانه تا جای ادامه میابد که حتی فرد نظر میکند پس از مرگش نیز در مکان های مقدس به خاک سپرده شود و این گونه باری خانوادهاش هم مشکلاتی فراهم می سازد تا با سختی بهای قبر مورد نظرش را در همان مکان بپردازند .

البته پیشتر ها رسم بود افراد محلی در همان محله زندگیشان اگر امامزاده و یا مکان مقدسی بود به خاک سپرده میشوند ولی بعد ها به دلیل انبوه جمعیت و طولانی شدن راه و شاید هم چشم و هم چشمی دفن اموات در مکانهای مقدس مد شد و با این ترتیب هزینه های اینگونه خدمات میلیاردی شد!

تا جای که مدیران اینگونه مراکز اقدام به خرید زمین های اطراف شان می نمایند و به تازگی شاهد آن هستیم که از مدرسه تا مکان های فرهنگی را نیز تخریب و آماده سازی برای قبرستان نموده اند .

و البته خیلی از این مکان ها به دلیل گرانی و شرایط خواصشان برای قشر های معمولی جامعه در حد وردود ممنوع میباشند .

وقتی مراسمی هست چند نفری ایستاده اند و با دقت فراوان مهمانان را که قالباً از تمکن مالی خوبی هم برخوردار می باشند به عنوان مهمان ویژه مورد استقبال قرار میدهند و از ورود افراد متفرقه جلوگیری میشود که انشالله اینگونه عزاداری ها مورد قبول حضرت حق نیز خواهد بود .

یا حق

جعفر صابری

 

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ سه شنبه سوم مرداد ۱۴۰۲ ] [ 21:18 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

 

ما برای هیچکس رفیق نیم راه نشدیم ،اونا جایی رسیدن که براشون خوب بود پیاده بشن …

موضوعات مرتبط: مطلب

[ چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۲ ] [ 19:24 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

حضور دکتر جعفر صابری در انجمن هنر مندان خود آموخته مجلس شعر خواهی شاعران خود آموخته و اهدای گواهینامه محیط زیست به جناب مهندس علی عزتی میدر انجمن عصر روز سه شنبه بیست و هفتم تیر ماه 1402

موضوعات مرتبط: گزارش

[ چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۲ ] [ 11:43 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

حضور دکتر جعفر صابری در نمایشگاه هنری هنر مندان و از جمله آقای سجاد زاره وند پور در نمایشگاه جمعه 23تیر ماه 1402

موضوعات مرتبط: تصویر

[ چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۲ ] [ 11:39 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

حضور دکتر جعفر صابری در روز بازگشای کافه رگبار با حضور دوستان یعقوب کهربای و مهر بانو ،آهو علی آبادی و استاد مهدی علی آبادی و خانم دکتر خدا خواه

حضور دوست و استاد عزیز مهر بانو مقدم در کافه رگبار

موضوعات مرتبط: تصویر

[ چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۲ ] [ 11:37 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

حضور دکتر جعفر صابری در کافه رگبار جای برای فر هیختگان و اهل فر هنگ و هنر یکشنبه بیست و پنجم تیر ماه

موضوعات مرتبط: تصویر

[ دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۲ ] [ 10:20 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

مراسم تشییع پیکر و خاکسپاری ر. اعتمادی در بهشت زهرای تهران برگزار شد.

به گزارش ایسنا، مراسم تشییع و خاکسپاری ر. عتمادی، نویسنده کتاب‌های پرفروش و عامه‌پسند امروز (پنجشنبه، ۲۲ تیرماه) با حضور خانواده و ناشرش در بهشت ‌زهرا برگزار و پیکر او در قطعه نام‌آوران به خاک سپرده شد.

مهدی رحیمی، مدیر نشر شادان در این مراسم، درباره آثار، فعالیت‌های ر. اعتمادی و روابط دوستانه‌اش سخن گفت.

رجبعلی اعتمادی زاده ۳۰ بهمن ۱۳۱۲ در شهر لار استان فارس مشهور به ر. اعتمادی نویسنده و روزنامه‌نگاری بود که به‌خاطر نوشتن رمان‌های عامه‌پسند و پرفروش عاشقانه شهرت دارد. او روز ۲۱ تیرماه در منزلش در ۹۰ سالگی از دنیا رفت.

«دختر خوشگل دانشکده من»، «تویست داغم کن»، «گور پریا»، «برای که آواز بخوانم»، «خوب من»، «ساکن محله غم» (۱۳۴۳ توقیف شد)، «دیروز من دیروز تو»، «شاهین خبرنگار حوادث»، «شاهین در دام جاسوسان»، «شب ایرانی»، «کفش‌های غمگین عشق»، «شوک پاریسی»،‌ «یک لحظه روی پل»، «باربی»، «چشم‌ها»،‌ «آخرین ایستگاه شب»، «بازی عشق»، «جسور – زیبا ولی شیطان»،‌ «اتوبوس آبی»، «بازی عشق»،‌ «خانه سبز عسل»، «شاهد در آسمان»، «چهل درجه زیر شب»، «روزهای سخت بارانی»، «آبی عشق»، «هشت دقیقه تا برهوت»، «گل بانو»، «دختر شاه پریان»، «گل تی تی»، «عالیجناب عشق»،‌ «هزار و یک شب عشق»، «نسل عاشقان»، «هفت آسمان عشق»، «رنگ سرخ عشق»، «گنجشک‌های غم» و «بازی عشق» از آثار منتشرشده او هستند.

دکتر جعفر صابری در مجلس ختم زند یاد استاد ر- اعتمادی شنبه بیست و چهارم تیر ماه 1402 باشگاه راه آهن

ر. اعتمادی

۱ زبان

  • مقاله
  • بحث
  • خواندن
  • ویرایش
  • نمایش تاریخچه

ابزارها

این مقاله در معرض ویرایش‌های متعددی قرار دارد چراکه دربارهٔ یک فرد تازه‌درگذشته است. اطلاعاتی همچون شرایط مرگ و رویدادهای پیرامون آن می‌توانند با به‌روزرسانی منابع در لحظه تغییر کنند. گزارش‌های خبری اولیه ممکن است نامعتبر باشند و آخرین به‌روزرسانی‌های این مقاله شاید همهٔ رویدادها دربارهٔ این فرد را بازتاب ندهند. از کمک شما در ویرایش این مقاله استقبال می‌کنیم اما در نظر داشته باشید به‌روزرسانی‌هایی که به منابع معتبر ارجاع ندهند حذف خواهند شد. همچنین می‌توانید در صفحهٔ بحث مقاله تغییرات موردنظر خود را به بحث بگذارید.

رجب‌علی اعتمادی

زادهٔ۳۰ بهمن ۱۳۱۲
لار

درگذشت۲۱ تیر ۱۴۰۲ (۸۹ سال)
تهران

محل زندگی تهران

ملیت ایرانی

دیگر نام‌هار. اعتمادی

سبکداستانی عشقی عرفانی

همسر(ها)مجرد

فرزنداندو

رجب‌علی اعتمادی (۳۰ بهمن ۱۳۱۲ – ۲۱ تیر ۱۴۰۲) مشهور به ر. اعتمادی نویسنده، رمان‌نویس و روزنامه‌نگار معاصر ایرانی بود. وی به خاطر نوشتن رمان‌های عامه‌پسند شهرت دارد.[۱][۲]

زندگی‌نامه[ویرایش]

رجب‌علی اعتمادی در سال ۱۳۱۲ در شهر لار در استان فارس به دنیا آمد.[۳] در سال ۱۳۳۵ پس از اتمام دوره سربازی، در آزمون آموزشی روزنامه اطلاعات شرکت کرد و به عنوان نفر ششم وارد روزنامه اطلاعات شد.[۴]

اعتمادی بنیان‌گذار و سردبیر اولین مجله با مخاطب ویژه نسل جوان ایران بود. مجله جوانان از نشریات مؤسسه اطلاعات در سال‌های دهه چهل و پنجاه با سردبیری اعتمادی (۱۳۴۵–۱۳۵۹) به یکی از پرفروش‌ترین مجلات ایران تبدیل شد که فراتر از مرزهای ایران حتی در دیگر کشورهای فارسی‌زبان همانند افغانستان و تاجیکستان هوادار داشت.[۵]

او بیشتر کتاب‌هایش را با نام مستعار ر. اعتمادی به چاپ رسانده‌است. او بیشتر اشتهار ادبی‌اش را به خاطر سوژه‌های داستان‌های خود دارد.[۶] ر. اعتمادی یکی از معدود رمان نویسان معاصر ایرانی است که چندین نسل جوان ایران علی‌رغم همه محدودیت‌های چاپ کتاب‌هایش، بسیاری از کتاب‌های او را خوانده‌اند و می‌شناسند.

اعتمادی از اواخر دهه پنجاه تا اواخر دهه هفتاد نمی‌توانست با نام واقعی خود کارهایش را به چاپ برساند اما کپی‌های غیرمجاز کارهایش جزو محصولات پرفروش دستفروش‌های حوالی میدان انقلاب بود.[۷]

آثار[ویرایش]

۲۸ کتاب اعتمادی چاپ شده‌اند که ۱۸ تای آن‌ها قبل از چاپ به صورت پاورقی هفتگی در مجله اطلاعات هفتگی و جوانان منتشر می‌شدند. به گفته نویسنده همگی رمانهایش بر پایه شخصیتهای واقعی شکل گرفته‌اند.[۸] به عنوان نمونه ماجرای شهرزاد شخصیت و داستان کتاب شب ایرانی اعتمادی از خبری که در روزنامه بیلد آلمان منتشر شد الهام گرفته شده‌است.[۹] رمان عالیجناب عشق او که سال ۱۳۸۱[۱۰] اولین بار توسط نشر شادان به چاپ رسید در سال ۱۳۹۱ برای پانزدهمین بار تجدید چاپ شد.[۱۱]

سبک آثار[ویرایش]

سبک داستان‌های اعتمادی عشقی، اجتماعی و عرفانی است. اگر چه منتقدان آثار وی را در زمره رمان‌های عامه پسند قلمداد می‌کنند ولی خود اعتمادی بر این باور است که محبوبیت یک اثر بین همه قشرها جامعه به تنهایی دلیلی کافی برای چنین طبقه‌بندی ای نمی‌باشد، کما اینکه دیوان حافظ علی‌رغم محبوبیتش در چنین گروهی جای ندارد.[۱۲]

گفت و گو با روزنامه همدلی[ویرایش]

ر. اعتمادی پس از سال‌ها در آذر ماه سال ۱۳۹۶ گفت و گویی بلند با روزنامه همدلی داشت. این گفت‌وگو انعکاس گسترده‌ای داشت و روزنامه همدلی با عنوان «نخستین ممنوع القلم بودم» آن را در صفحه اول خود منتشر کرد. اعتمادی نظرات خودش دربارهٔ مذهب، ساختار مؤسسه اطلاعات، جامعه فرهنگی و ضدفرهنگی را برای نخستین بار بیان کرد. او همچنین گفت که نخستین ممنوع القلم بعد از انقلاب بوده‌است. این گفت و گو در سه صفحه منتشر شد. اعتمادی در جایی از این گفت و گو از دیدارش با مکارم شیرازی سخن گفت که رمان «تویست داغم کن» را خوانده بوده. اعتمادی در گفت و گو اشاره داشت که ایشان بعدها تغییر فرم داده‌است. او همچنین از سه ماه حضورش در شهر نو صحبت کرد؛ که منجر به نوشتن کتاب «ساکن محلۀ غم» شد. اعتمادی در این گفت و گو تأکید داشته‌است که قبل از انقلاب با مذهب همزیستی مسالمت آمیز داشته و اصلاً فکر نمی‌کرده‌است که روزی مذهب جلوی نشر کتاب‌هایش را بگیرد.[۱۳][۱۴]

موضوعات مرتبط: گزارش

[ شنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۲ ] [ 22:2 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

نظر بدهيد

خبر نمایشگاه

موضوعات مرتبط: گزارش

[ شنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۲ ] [ 21:54 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

 

نمایشگاه و مراسم اختتامیه سومین جشنواره صنعت و بسته بندی در دانشگاه علم و هنر تهران چهارشنهب بیست و یکم تیر ماه 1402

موضوعات مرتبط: گزارش

[ جمعه بیست و سوم تیر ۱۴۰۲ ] [ 13:29 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

موضوعات مرتبط: تصویر

[ جمعه بیست و سوم تیر ۱۴۰۲ ] [ 13:27 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

 

کافه هنر میدان انقلاب – خیابان منیر جاوید- بن بست شهرزاد- پلاک دو طبقه اول

موضوعات مرتبط: تصویر

[ جمعه بیست و سوم تیر ۱۴۰۲ ] [ 13:17 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دریافت جایزه بهترین کتاب کودک

موضوعات مرتبط: تصویر

[ سه شنبه بیستم تیر ۱۴۰۲ ] [ 21:7 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موضوعات مرتبط: تصویر

زمانی بود که برای چاپ آگهی و تبلیغات بخصوص در روزنامه ها باید زمان می گذاشتیم و هزینه می پرداختیم و بسته به مکان قرار گرفتن آگهی هزینه ها تغییر می کرد البته در حال حاضر نیز چنین شرایطی هست اما بسیار متفاوت شده این روز ها تبلیغات حتی به صورت رایگان با تیراژی بالا و نمایشی فوق العاده قابل انجام است و از آنجا که این تبلیغاتها رایگان می باشد هر کس از هر جایی میتواند تبلیغات و آگهی خود را به اطلاع علاقه مندان برساند و از جمله این آگهی ها میتوان به فوش لوازم منزل اشاره نمود که بعضی از آنها بسیار قابل تامل است برای نمونه:

یک دست مبل کامل سلطنتی در حد نو آدرس روستای ….حوالی تهران!

یا

یک جفت گلدان سلطنتی بدلیل مهاجرت زیر قیمت آدرس انتهای بلوار بهشت زهرا ….!

انسان به فکر میرود که خدایا این اجناس سلطنتی و گرانبها که طبیعتن باید در محله های بالا شهر تهران باشد چطور از ای مکانها با نازلترین قیمت بدلیل مهاجرت به فروش میرود !؟

صد البته این مبلها طرح سلتنتی است و موضوع ما اصاصاً فروش مبل و لوازم اینگونه نیست نگاه ما به بحث مهاجرت است ،موضوعی که بارها در همین رسانه و دیگر رسانه ا مورد بررسی قرار گرفته است و مسئولین زیادی در این خصوص صحبت های کارشناسان ها را داشتهاند .

اخیرا یکی از مسئولان کشور امارات در خصوص ثروت واقعی این منطقه اعلام میکند نفت مهم ترین سرمایه ما نیست!

سرمایه ما میز و صندلی سلطنتی نیست که در کشور بماند نیروهای جوان و تحصیلکرده هستند که آرام و بی صدا به دلایل گوناگون از کشور خارج می شوند سرمای خاموشی که بخش اعظم دارایی های کشور در طول سالها برای آموزش و آماده سازی آنها هزینه شده و امروز براحتی از کشور خارج میشوند .

ما نیز چون بسیاری از دلسوزان کشور نگران این بحران هستیم که در آینده نه چندان دور چون گذشته ناچار به ورود پرستار و دکتر از بنگلادش نشویم.

و برای راحتی ایشان تخت و مبل سلطنتی آماده سازیم.

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ جمعه پنجم آبان ۱۴۰۲ ] [ 12:55 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

کلام معجزه ساز

 

دوست عزیز

مجموعه حاضر تهیه شده برای اینکه شما بتوانید موفق تر در جامعه حاضر شوید ،آرزوی قلبی من رفاه و پیشرفت انسان هاست به گمان من زندگی ما وقتی زیبا خواهد بود که در حد توان و امکانات به دیگران کمک کنیم تا زندگی بهتری داشته باشند ،هر یک از ما افراد کره خاکی توانایی های داریم که با اشتراک گذاردن آنها لذت زیستن را برای خود و دیگران بیشتر می نماییم .

شاید برای گذراندن یک دوره فن بیان و یا نظیر آن شما باید زمانی بین سه تا شش ماه بگذارید و هزینای هم نزدیک یکصد میلیون تومان بپردازید که صد البته اگر داشته باشید و بتوانید بسیار عالی هم هست اما برخلاف خیلی ها که میگویند برگزاری دور های رایگان و یا بطور کلی کار رایگان نمودن ارزش آن را می کاهد و افراد برایش ارش و احترامی قائل نیستند من فکر میکنم هیچ کاری در جهان رایگان نیست و این گونه خدمات سودش بسیار بیش از آنچه ما فکرش را کنیم به خودمان باز میگردد .

ما باید یاد بگیریم که در یک جهان بسیار کوچک زندگی می کنیم و همه چیز این جهان متعلق به هما ما است بخصوص محیط زیست و برای داشتن روزهای خوش شایسته است آموخته هایمان را به دیگران انتقال دهیم .

به امید صحت و سلامت همه انسانهای این خانه که ثروت واقعی ما هستند .

راستی معنای واقعی ثروت در ذهن شما چیست؟

سلامتی

دارایی مالی

خانواده خوب

فرند صالح

و

از نظر من داشتن یک روابط عمومی خوب

و

روابط عمومی خوب مهمتری ابزارش داشتن کلامی شایسته و بایسته است!

موضوعات مرتبط: مطلب
ادامه مطلب

[ چهارشنبه سوم آبان ۱۴۰۲ ] [ 20:40 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دکتر جعفر صابری

خبر و خبر نگار

شناخت خبر

عناصر اولیه ارتباط اجتماعی را خبر تشکیل می دهد بنابراین روزنامه نگاران به طور عام خبرنگاران به طور خاص باید قبل از هر چیز خبر را بشناسند و با مفهوم و عناصر آن آشنا شوند تا بتوانند بینش و دانش کامل در راه خبر یابی و خبر نویسی گام بردارند.

مفهوم خبر: برای خبر مفاهیم متعددی وجود دارد از لحاظ لغوی واژه خبر که در زبان فارسی به کار میرود از زبان عربی گرفته شده و معادل آن در زبانهای اروپایی کلمه INFORMATION است و در محاورات عمومی خبر شامل آگاهی و اطلاعاتی است که افراد دربارهٔ رویداد و اتفاقات جامعه خود کسب میکنند

تعریف خبر: خبر گزارشی واقعی از یک رویداد است که دارای یک یا چند ارزش خبری بوده و احتمالاً تحت تاثیر عوامل درون سازمانی و برون سازمانی شکل گرفته است.

خبر انتشار منظم جریان وقایع و آگاهیها و دانشهای انسانی و نقل عقاید و افکار عمومی است در نهایت باید گفت خبر گزارش یک رویداد است نه خود رویداد

ادامه در …

موضوعات مرتبط: مطلب
ادامه مطلب

[ چهارشنبه سوم آبان ۱۴۰۲ ] [ 19:21 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۲ ] [ 10:46 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۲ ] [ 21:46 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

نشست خبری تشریح برنامه‌های روز ملی تجارت الکترونیکی برگزار شد

خبرنگاران | دوشنبه بیست و چهارم مهر ۱۴۰۲ | 21:18

اخبار > نشست خبری تشریح برنامه‌های روز ملی تجارت الکترونیکی برگزار شد

 

 چاپ  ارسال به دوست

نشست خبری تشریح برنامه‌های روز ملی تجارت الکترونیکی برگزار شد

 

در آستانه روز ملی تجارت الکترونیکی؛

 

نشست خبری تشریح برنامه‌های روز ملی تجارت الکترونیکی برگزار شد

نشست خبری تشریح برنامه‌های روز ملی تجارت الکترونیکی برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی مرکز توسعه تجارت الکترونیکی (مرکز تتا)، طبق روال سال قبل امسال نیز آئین گرامیداشت روز ملی تجارت الکترونیکی در روز 24 مهرماه برگزار خواهد شد و در این راستا نشست خبری تشریح برنامه‌های مراسم مذکور با حضور امین کلاهدوزان رئیس مرکز تتا برگزار شد.

کلاهدوزان در این مراسم، از جمله اهداف تخصیص و برگزاری بزرگداشت برای روز ملی تجارت الکترونیکی را تقدیر و تشکر از برترین‌های تجارت الکترونیکی و اکوسیستم تجارت الکترونیکی کشور برشمرد و از شاخصه‌های سرعت، چابکی و شفافیت برای توصیف آنها استفاده کرد.

وی در خصوص بخش‌های جدیدی که امسال نسبت به پارسال به این رویداد افزوده شده اظهار داشت: امسال رویکرد هم‌رسانی نیازها و ظرفیت‌ها را در پیش گرفته‌ایم و جلسات و نشست‌های عقد تفاهم‌نامه بخش خصوصی به ویژه در حوزه‌های تجاری و نظارتی، شبکه‌سازی بخش خصوصی فعال در تجارت الکترونیکی و پنل‌های تخصصی با هدف برقراری ارتباط مستقیم و ایجاد پل ارتباطی جهت رساندن مسائل و دغدغه‌های کسب و کارها به گوش مسولین را خواهیم داشت که البته این اقدام طی رویدادهای مختلفی استمرار خواهد داشت. همچنین امسال اختتامیه رویداد ملی جوانه‌ها و تقدیر از برترین‌های آن را نیز در این مراسم خواهیم داشت.

خاطرنشان می‌شود رویداد ملی جوانه‌ها در دو سطح دانشجویی و دانش‌آموزی با همکاری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت آموزش و پرورش با هدف ترویج فرهنگ تجارت الکترونیکی بین جوانان و نوجوانان انجام پذیرفته است.

خاطرنشان می‌شود آئین بزرگداشت روز ملی تجارت الکترونیکی روز 24 مهرماه با شعار “تجارت الکترونیکی؛ موتور محرک ایران دیجیتال” برگزار خواهد شد.

طی این نشست، رسانه‌های حاضر نیز به بیان سوالات خود در آئین گرامیداشت روز ملی تجارت الکترونیکی پرداختند که از سوی مقامات مرکز به تمامی آنها پاسخ داده شد.

 

 

 

 

همزمان با نشست روز ملی تجارت الکترونیک توافق نامه همکاری موسسه آشتی و این مرکز عقد گردید که زین پس خدمات موسسه آشتی و بویژه سایت های مربوطه ارائهدهند این مرکز هم باشد.

موضوعات مرتبط: گزارش

[ دوشنبه بیست و چهارم مهر ۱۴۰۲ ] [ 21:33 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ جمعه بیست و یکم مهر ۱۴۰۲ ] [ 16:45 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ جمعه بیست و یکم مهر ۱۴۰۲ ] [ 16:44 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ جمعه بیست و یکم مهر ۱۴۰۲ ] [ 16:42 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

آشپزخانه

کار نوشتن به نظر ساده می آید اما راستش بعد از سالها نوشتن اقرار میکنم که بسیار سخت است ،اولاٌ هر چیزی را نمیتوان نوشت و اگر به فکر این باشید که نوشتهایتان را بالاخره اشخاصی خواهند خواند به مرور سعی میکنید تا از منابع درست بهرمند شوید و این اثر تاریخی که بی شک از شما برای نسلها باقی خواهد ماند را تا حد امکان بی غلط به یادگار بگذارید .

نوشتن برای آموزش کار دشواری است و چارلز بوکوفسکی جمله زیبایی در خصوص نوشتن م گوید:

نوشتن آخرین روان پزشک است،مهربان ترین خدا بین تمام خدایان است،نوشتن مرگ را می تازاند،ترکت نمی کند و نوشتن می خندد بر خودش ،بر رنج .

برای نوشتن باید حال و هوای بسیار خوبی داشت خوب به معنای شاد و یا غمگین بودن نیست به معنای همه چیز است در هر حالی نوشته حس خودش را پیدا میکند و زیبای خودش را دارد .

بیشتر وقتها من مطلبی به ذهنم میرسد و سعی میکنم با همان عنوان مطلب را بنویسم ولی گاهی وقت ها بطور کل فراموش میکنم و یادم میرود در خصوص چه موضوعی بود حتی در کنار رختخوابم همیشه قلم و کاغذ هست تا آنچه به ذهنم میرسد را بنویسم و در بیشتر جلسات و گفتگو ها حتی زمان فیلم دیدن و تلویزیون نگاه کردن نیز من نت بر می دارم و مینویسم جالب است گاهی وقت ها مطلبی را که نوشتم را میخوانم و یادم رفته در چه خصوص این مطلب را نوشتم و باید چگونه چزدازشش کنم و خلاصه کلی مطالب نوشتنی دارم که باید بنویسم و لی فرصت نوشتن ندارم وقتی شروع به نوشتن می کنم ساعت ها می نویسم دست و پایم و کمرم درد میگیرد پایم خواب میرود و باید برخیزم و چند قدم راه بروم و باز بنشینم و بنویسم ،گاهی با نوشتنم میخندم و گاهی بغض میکنم و اشک میریزم و گاهی هم مثل همین کتاب اخیرم زنان امپراتور یک هفته از حال میروم و فقط میخوابم …نوشتن کاری بسیار دشوار است مثل هر کار دیگری بخصوص کار هنری شاید یک نقاش یا مجسمه ساز اثری را برای دلش خلق کند و لی نویسند می داند که این نوشته باید خواند شود و برای همین دچار بهران شدیدی است شاعر ها هم مثل نویسندگان هستند آنها هم شعرشان باید خواند شود و تازه آناه در خلق اثر آن باید ایجاز نمایند و از ابیاتی بکار برند تا تمام قواعد شعری را هم داشته باشد و خلاصه نوشتن سخت است و این هارا گفتم که به اینجا برسم وقتی بیدار میشم دوش میگیرم صبحانه می خورم و آماده نوشتن میشوم هر چیزی امکان دارد مسیر نوشتنم را تعقیر دهد گاهی وقت ها در طول نوشتن من در مسیر دیگری قرار میگیرم و تمام تحقیقات و اندیشه هایم به نا گاه در مسیر دیگری میرود و وقتی نوشته را کنار میزارم می بینم آنچه من نوشتم آنی نبود که میخواستم بنویسم درست مثل همین نوشته که میخوانید!

من میخواستم بنویسم م همسایه ای داریم که در طبقه دوم خانه روبروی خانه ما درست آن طرف حیاط خلوت زندگ میکند زن مسنی است که فقط سه تا دختر دارد که البته هر سه هم ازدواج کرده اند و دو تاشان هم هر کدام یک فرزند دارند بین یک تا سه ساله و من فقط مادر را دیده ام و نه آن سه دختر را ولی صدایشان همیشه بخصوص از شیش صبح تا حدود سه صبح از پنجره مشرف به پنجره اتاق کار من به گوش می آید آنها همیشه برای صحبت به آنجا یعنی درست آشپز خانه می آیند و ساعت ها بدون وقفه صحبت می کنند جالب این است که شب ها تا صبح و طلوع خورشید هم لامپ آشپزخانه را روشن می گذارند که کار چراغ خواب را انجام دهد به نوعی آباژور آن است و نورش نمی گذارد حتی من شب ها بخوابم !

همسایگان طبقه پایین ما نیز از عزیزان مهاجر افغانستانی هستن و هر دو به دلیل داشتن فرزندان زیاد بیشتر وقت ها کار پخت و پز و آشپزی را در حیاط خلوت که هر کدام نصفش را صاحب هستند انجام می دهند یعنی آشپزخانه آنها هم این جا است و خلاصه درس طبقه مجاور ما ساختمان روبروی پنجره اتاق مکن آن طرف حیاط خلوت هم یک زن و شوهر مسن هستند که بیس سی تایی پرنده دارند و از طلوع خورشید تا پاسی از شب آنها را در خانه راه می کنند و خودشان در آشپزخانه می نشینند تا پرندهای آزاد و رها باشند .

البته مدتی هم هست که دخترم نیز برای صحبت با مادرش به آشپزخانه که درست دیوار به دیوار اتاق کار من است میرود و صحبت شان گال می اندازد البته اگر مادرش با تلفن صحبت نکند !

در چنین فضای نوشتن آنها مطالبی برای آرامش ، موفقیت ، مشاوره و از این دسته کاری بسیار دشوار است و به دیگر مشکلات و سختی های نویسندگان می افزاید من نمی توانم پنجر اتاقم را ببندم سالهاست که به دلیل مشکلات روحی و روانی حس بسیار بدی نزدیک به خفگی وقتی پنجره اتاقم بسته باشد به من دست میدهد حتی موقع خواب هم باید در یا پنجره ها اتاقم باز باشد تا گردش هوای تازه را احساس کنم و این هم مشکل من است!

اما آشپزخانه

آشپز خانه یک یاز مهمترین مکانهای امن بخصوص برای بانوان است آنجا برای آنها اتاق فرماندهی و مکانی است که پادشاه مطلق هستند شاید مثل اتاق خواب !

البته کل خانه متعلق به خانم آنه است اما اینکه در آشپزخانه هر چیزی درست آنجایی است که انم خانه می خواهد و می گذارد و اگر دست بر قضا برای کاری چیزی لازم باشد که در آشپزخانه قرار دارد هرگز یافت نمی شود مگر به خواست و توان خانم خانه !

ادویه ها در ظرفی که خانم خانه خواسته و می داند قرار دارند و اگر در ظرف فلفل زردچوبه باشد تشخیص خانم خانها این بوده و تمام!

اینجا جای است که مهمترین تصمیمات زندگی حتی برای همسرشان و فرزندانشان گرفته میشود و از نظر امنیتی فوق العاده است جالب این است که کمتر کس در آشپز خانه دوربین کار می گذارد،آشپزخانه یا مطبخ محل پخت و پز خانواده انبار توشه است و از دیر باز به جهت نگهداری خوراکی ها اهمیت داشته و خواهد داشت !

شاید به همین دلیل است که همه اتفاقات مهم و تصمیمات در آنجا گرفته میشود و بدون شک این من هستم که باید بدلیل کار و شغلم که نوشتن است جایم را تغییر دهم و همیشه در نظر داشته باشم که برای آسایش بیشتر باید دور از آشپزخانه باشم.

حال که خوب می اندیشم می بینم کار ما نویسندگان و بطور کلی اهل قلم به نوعی خوراک اندیشه بشر را آماده ساختن است نظیر کار در آشپزخانه پس نباید زیاد این همکاران گرامی سخت گرفت .

و صد البته دوست عزیز شما را نیز اگر به دنبال آرامش هستید از آشپزخانه دو باش!

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ جمعه بیست و یکم مهر ۱۴۰۲ ] [ 16:42 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

با نام و یاد خدا

ارو پای تسخیر شده

خونه 94

سؤال پیش رو این است که چرا واژه تسخیر شده را برای این کتاب بکار برده اید؟

به نکته خوبی اشاره فرمو دید : در واقع باید کمی به عقب تر برگردیم حدود سی سال پیش یعنی 1985 که من مقاله ای با عنوان کریستیانیزم جهانی را نوشته بودم و این نظریه را دنبال میکردم که جهان غرب و مسیحیّت به سمت تبلیغ برای مسیحی شدن گام برمی دارد، که البته هم اینک نیز این کار می شود ولی آن زمان بیشتر بود و شرایط هم محیّا تر بود .اما همین سیاست خود باوری جهان غرب و جاری نمودن قوانین به اصطلاح بشر دوستانه باعث شد تا به مرور زمان تعداد زیادی از مهاجرین وارد اروپا شوند و این جماعت عظیم با دارا بودن فرهنگ های غنی بخصوص مذهبی که داشتند یک نظم نوین را برای مردم اروپا رقم زدند و اساًساً واژه ها و فر هنگ جدید در این قاره پدید آمد که گرچه در گذشته دور هم وجود داشت اما نه به این شدت که در حال حاضر می باشد . این فر هنگ از تابلو سازها و اسامی آنها تا نوع پوشش مردم به شدت خود را نشان می دهد و آن حضور بالای مسلمانان در این قاره است .

شما می گوئید به اصطلاح بشر دوستانه چرا این واژه را بکار می برید؟

پرواضح است که علی رغم تلاش بعضی از سازمانها و مردم، بحث بشر دوستی هرگز نمی تواند در جوامع غربی بویژه توسط دولتمردان اجراء شود! چراکه بیشتر دولت های حاکم در اروپا و جهان غرب به دنبال منافعی برای خود هستند و در این خصوص تولید سلاح و جنگ افزار های کشتار جمعی از کمترین آنها می باشد. پس واژه بشر دوستانه برای این دولت ها که بیشترشان دستانی آغشته به خون انسانهای بی گناه دارند کمی نا عادلانه است.

ادامه دارد:29 آگوست 2015

موضوعات مرتبط: مطلب
ادامه مطلب

[ چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۲ ] [ 15:50 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

به مناسبت هفته ملی کودک

نشست تخصصی هنر پرده کشی

همراه با رو نمایی از پرده درویشی خاله سوسکه با قصه گویی مهر بانو سیمین مهر

و سخنرانی دکتر بهنام جلالی جعفری و استاد مهدی طالع نیا صاحب اثر

زمان دوشنبه 17 مهر ماه 1402 ساعت ده صبح

در موزه عکاسخانه کاخ گلستان بر گزار شد.

در این مراسم جمعی از اساتید و فر هیختگان هنری کشور نیز حضور داشتند .

موضوعات مرتبط: گزارش

[ چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۲ ] [ 11:26 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

نظر بدهيد

دیدار با خانواده شهید مدافع امنیت

خبرنگاران | سه شنبه هجدهم مهر ۱۴۰۲ | 11:12

شب دوشنبه 17مهرماه سال جاری به جهت اکرام و دیدار خانواده محترم شهدا به منزل خانواده شهدا امیر امدی که دو فرزند در راه امنیت تقدیم انقلاب نموده بودرفته و مراتب قدردانی خود را به عمل آوردن .

در این مراسم جناب خداپرست ،سرداد پور مند ،سردار آزادی ،مهندس کاظمی و دکتر جعفر صابری به مراه گروهی از خانه قرآن معجزه جاوید نیز حضور داشتند.

[ سه شنبه هجدهم مهر ۱۴۰۲ ] [ 13:33 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دومین جشنواره مهر سینمای ایرانیان

پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۲ ساعت 22:44 توسط گروه | نظر بدهيد

دومین جشنواره مهر سینمای ایرانیان

[ جمعه چهاردهم مهر ۱۴۰۲ ] [ 15:34 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

 

به مناسبت میلاد حضرت رسول اکرم (ص)ماسو تقدیر از نوجانان ورزشکار در باشگاه زورخانه شهدای فرحزاد برگزار شد .

تیم یامهدی(عج)

مورخ: ۱۴۰۲/۷/۱۱

مسابقات قهرمانی استعدادهای برتر ورزشهای زورخانه ای و کشتی پهلوانی در رشته هنرهای فردی:

رده سنی نونهالان:

۱. ایلیا فلاحتی

۲. محمدمهدی عبدلی

۳. محمدحسین جعفری

۴. مهدیار ابراهیم زاده

رده سنی نوجوانان:

۱. محمدرضا نوروزی

۲. سینا خاطری

۳. امیرعلی فرحزادی

۴. امیرمحمد دارابی

رده سنی بزرگسالان:

۱. پیمان علائی نجات

۲. آرمان حمزه

۳. رضا علیزاده

مربی: طاها آزادی

سرمربی: مهدی فرحزادی

مرشد: محمد فرحزادی

موضوعات مرتبط: گزارش

[ چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۲ ] [ 17:32 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

همزمان با میلاد حضرت رسول اکرم (ص) کانون مهندسان آشتی افتتاح شد

مهندس اکبر علی پور

حاج سید محمد محمودی

مهندس علی شایگان فر

مهندس محمدرضا انصاری

دکتر جعفر صابری

موضوعات مرتبط: گزارش

[ چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۲ ] [ 17:28 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

خبرنگاران | دوشنبه دهم مهر ۱۴۰۲ | 18:44

نمایشگاه عکسهای استاد علی اکبر کهربایی یکشنبه نهم مهر ماه 1402

 

موضوعات مرتبط: گزارش

[ دوشنبه دهم مهر ۱۴۰۲ ] [ 20:45 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دکتر جعفر صابری و همکاران

خبرنگاران | دوشنبه دهم مهر ۱۴۰۲ | 18:49

دکتر جعفر صابری استاد علی اکبر کهربایی و زندیاد سرهنگ ناصر نجم الدینی همکاران هفته نامه بین المللی همسر ده هشتاد

[ دوشنبه دهم مهر ۱۴۰۲ ] [ 20:44 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ دوشنبه دهم مهر ۱۴۰۲ ] [ 20:43 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

حضور در برنامه افتتاحیه نمایشگاه خط و طرح خانم نیلا خدادادیان در گالری داودی

[ یکشنبه نهم مهر ۱۴۰۲ ] [ 12:45 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

در این دیدار توافق نامای برای همکاری های فر هنگی بخصوص برای بر گزاری نشست ها ی علمی و فر هگی بین دو طرف منعقد گردید.

موضوعات مرتبط: گزارش

[ یکشنبه نهم مهر ۱۴۰۲ ] [ 12:37 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

در پی توافق نامه همکاری بین موسسه آشتی و سازمان بیمه و سلامت بسیج مقرر شد افرادهنر مند از طریق موسسه آشتی برای بیمه تامین اجتماعی (اجباری) از این شرایط بسیار عالی بهرمند شوند همچنین بیمه تکمیلی نیز در این توافق نامه لحاظ شده است .

شایان ذکر است ورزشکاران و مختراعان نیز میتوانند از طریق موسسه آشتی بیمه تامین اجتماعی شوند تلفن تماس برای هشاوره.

09101199415

موضوعات مرتبط: گزارش

[ یکشنبه نهم مهر ۱۴۰۲ ] [ 12:35 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

راز موفقیت

این روز ها جلسات و کلاسهای مختلفی برای موفقیت در زندگی و کار توسط افراد برگزار میشود و موضوع آموزش مهارت های زندگی تبدیل به یک کسب و کار بسیار پر رونق هم شده است .در مقالهای من به موضوع پیدایش مدارس نوین اشاره نمودم و واقعیت این است که کلیه شبکه های اجتماعی و رسانه های مختلف همه به دنبال یک هدف هستند و آن تغییر سبک زندگی انسانهای کره خاکی می باشد، که خود یک مقاله مفصل است ، نظریه من این است که انسان امروز را یا برای کار برای تربیت می نمایند و یا کار آفرینی که متاسفانه بیشتر کاربرد های نرم افزاری هستند .

حضور میلیونی افراد در شبکه های اجتماعی دلیل بر این ادعا می باشد .

خیلی ها در ذهنشان به دنبال راهی از این حلقه بندگی و اسارت هستند و تلاش میکنند تا موفق تر باشند در این مقاله بطور ساده و کوتاه سعی شده تا اندازه ای پاسخگوی این افراد باشیم.

ما چرا اینجا هستیم ؟

نیاز

شعر مولا نا پاسخ این سوال را بدرستی می گوید که :

آن نیاز مریمی بودست و درد

که چنان طفلی سخن آغاز کرد

جزو او بی او برای او بگفت

جزو جزوت گفت دارد در نهفت

دست و پا شاهد شوندت ای رهی

منکری را چند دست و پا نهی

ور نباشی مستحق شرح و گفت

ناطقهٔ ناطق ترا دید و بخفت

هر چه رویید از پی محتاج رست

تا بیابد طالبی چیزی که جست

حق تعالی گر سماوات آفرید

از برای دفع حاجات آفرید

هر کجا دردی دوا آنجا رود

هر کجا فقری نوا آنجا رود

هر کجا مشکل جواب آنجا رود

هر کجا کشتیست آب آنجا رود

آب کم جو تشنگی آور بدست

تا بجوشد آب از بالا و پست

تا نزاید طفلک نازک گلو

کی روان گردد ز پستان شیر او

رو بدین بالا و پستی ها بدو

تا شوی تشنه و حرارت را گرو

بعد از آن از بانگ زنبور هوا

بانگ آب جو بنوشی ای کیا

حاجت تو کم نباشد از حشیش

آب را گیری سوی او می‌کشیش

گوش گیری آب را تو می‌کشی

سوی زرع خشک تا یابد خوشی

زرع جان را کش جواهر مضمرست

ابر رحمت پر ز آب کوثرست

تا سقاهم ربهم آید خطاب

تشنه باش الله اعلم بالصواب

نیاز:

نیاز آدمی برای هر کاری توانمند مینماید !

شاید بد نباشد بدانید در یک تحقیق توان و انرژی درونی انسان را محاسبه نمودن و در کمال ناباوری مشخص شد که یک انسان می تواند برای مدت 48 ساعت برق یک شهر بزرگ را تامین نماید.

پس چرا بیشتر وقت ها ما بعد از چند ساعت کار کردن می گویم خسته شدیم ؟

پاسخ ساده است این یک توهم بیش نیست توهمی که از روی عادت شنیداری و دیداری برای ما در طول زمان بوجود آمده است:ما دیدیم پدرمان وقتی از سرکار می آید میگوید خسته شدم هشت ساعت ده ساعت کار ترافیک و خلاصه همه بسیج می شوند تا به او کمک کنند خسته گی را از تن بدر نماید و یا مادر خانه وقتی مهمانی می آید و او مشغول رسیدگی به مهمان ها بعد از رفتن آنها از دست درد و پادرد و خستگی می نالد و ما نیز همین گونه باور میکنیم که جسم ما ضعیف است و بعد از یک زمان مشخص توان کارهای خود را از دست خواهد داد .

مردی به همسرش می گوید : عزیزیم من بار ها دیدم موقع سرخ کردن سوسیس تو آن را نصف می کنی علت این کار چیست؟

زن کمی فکر میکند و می گوید خوب مادرم هم همین طوری سوسیس را سرخ میکرد .

مرد از مادر زنش همین سوال را میپرسد و او نیز می گوید : مادرم هم این گون سوسیس را سرخ میکرد !

داماد عزیز داستان ما از مادر مادر زنش هم همین سوال را میپرسد و پاسخ این است:ما فقیر بودیم و ماهیتابه ما کوچک بد بای همین نا چار بودیم سوسیس ها را خورد کنیم تا در ماهیتابه جا شود!

سوال آیا ما هنوز از همان ماهیتابه کوچک استفاده میکنیم ؟

آیا ما فقیر هستیم ؟

باید تغییر کنیم ؟ ذهن ما و اندیشه ما در طول این سالها تغییر و تفاوت نکرده است ؟

قویترین و پیچیده ترین قسمت هر انسان مغز او است در یک آزمایش دانشمندان بررسی نمودن قویترین کامپیوتر اگر صد سال کار کند و محاسبات پیچیده ریاضی را حل نماید تازه به اندازه یک ثانیه مغز انسان کار کرده !

بزرگترین دانشمندان مانند انیشتین در طول عمرشان فقط از دوازده تا چهارده درصد مغز خود استفاده نموده اند !

این روز ها هر از چندی شرکت های سازنده گوشی های موبایل برای کاربرانشان برنامه های جدید را ارسال می نمایند تا بروز رسانی شوند ،ما بعنوان انسان نباید بروزرسانی شویم؟

از کودکی شاید به دلیل علاقه والدین و یا بخیال اینکه روحیه فرزندانشان را تقویت نمایند همیشه دیگری را مقصر می شماریم .و کمتر حس مسئولیت پذیری مان را تقویت می نماییم.

مسئولیت پذیری:

مسئولیت پذیری را باید از خودمان شروع کنیم برای نمونه زن زیبا و جوانی را در نظر بگیرم که فقط 38 سال دارد ،او در 18 سالگی ازدواج کرده و حالا 20 سال است که خانم خانه و خانه دار است و قرار است میزبان مهمانان عزیز مانند مادر شوهر ، خواهر شوهر و عروس های دیگر خانواده همسر نازنینش باشد او برای این مهمان میخواهد سنگ تمام بگذارد و به همین دلیل از خواهر 19 ساله خود نیز برای کمک در پخت و پذ دعوت میکند همچی عالی است غذا حاضر میشود او غذا را تست میکند فوق العاده است از خواهرش هم می خواهد که او نیز غذا را تست کند او هم از غذا تعریف میکند و مهمانان می آیند بعد از کلی صحبت و خوردن غذا یکی از عروسها کمی شیطنت میکند و میگوید همچی خوب بود فقط غذاتون یکم مشکل داشت و این خانم زیبای 38 ساله رو به خواهرش میکند و میگوید گفتم تست کن!

به همین سادگی این عروس بیست ساله خانواده مشکل غذا را به دوش خواهر 19 ساله خود می اندازد که فقط یک سالش بوده که او ازدواج کرده بوده!

بیست سال تجربه و خانه داری را در نظر نمیگیرد و خواهرش را مقصر میداند!

مسئولیت پذیری صفر!

ما بشدت دنبال ظاهر زندگی هایمان هستیم و به درونش توجه نمی کنیم هدف ما جلب رضایت دیگران است نه درمان از درون خودمان را کشته و از بیرون دیگران را !

ژان پل سارتر میگوید:

اگر یک فلج مادرزاد نتواند قهرمان المپیک شود بیشک خودش مقصر است!

اگر شما با این نظریه مشکل دارید من کمکتان میکنم، چند اسم میگویم :

ریکاردو تن دوچرخه‌سوار اسپانیایی که قهرمان جهان در دوچرخه سواری جاده شد؛ با وجود معلولیت دست،

ریکاکو ایکی، شناگر زن ژاپنی که ۱۸ سال سن دارد به سرطان خون مبتلا شده است

نیکلاس جیمز وویچیچ (Nicholas James Vujicic) چهارم دسامبر ۱۹۸۲ در استرالیا متولد شد و به علت ابتلا به سندرم تترا-آملیا هنگام تولد از نعمت دست و پا محروم بوده‌است.

شاید بگویید این ها در کشور ایران زندگی نمی کنند و حمایت میشوند و دلایلی از این دسته میتوان دها انسان موفق را در کشور ایران نیز مثل بزنیم:

علی واکسی

محمدعلی حسن خانی معروف به «علی واکسیما» اولین و تنها واکسی تلفنی و سیار تهران است که با خودرویی به شکل یک کفش زنانه که توسط خودش طراحی و ساخته شده است در سطح شهر تهران به ارائه خدمات کفاشی می پردازد.

وحید رجب لو با 98 درصد معلولیت

وحید رجبلو (متولد ۱۳۶۶ در کرج)، کارآفرین ایرانی و بنیانگذار استارتاپ توانیتو است. او تنها ۲ وحید رجبلو در سال ۱۳۹۶ پلتفرم آنلاین توانی تو را به عنوان پل ارتباطی میان توان‌جویان و خدمات‌رسانان تأسیس کرد. با این کار ۱۷ شغل مستقیم و حدود یک هزار شغل غیر مستقیم ایجاد شد. توانیتو حدود یک هزار خدمات‌دهنده فعال دارد که در حوزه‌های سلامت، پزشکی، توانبخشی، آموزش و خدمات عمومی به شهروندان ایرانی و از طریق این پلتفرم سرویس‌دهی می‌کنند. رجبلو توانسته‌است فرصتی پدید آورد که بیش از ۱۴ هزار شهروند دارای معلولیت و بدون معلولیت از خدمات آنلاین توانیتو استفاده کنند. کسی که جزو ده جوان تاثیر گذار 2020 جهان شده است.

اینجا ما همیشه دلیلی داریم مادرا میگن ما از دست بابات میکشم و بابا ها میگن من از دست مادرت میکشم و همیشه مسئولیت را باید دیگری پذیرا باشد حتی در بخش تحصیل و انتخاب شغل …

دوستان قدر جسم سالم مان را بدانیم این بزرگترین سرمایه ما است و آنچه می خواهیم مانند خانه ،ماشین ، تحصیلات و هرآنچه که در ذهنمان وجود دارد همه را باید از روان سالم برخوردار باشیم تا برایمان ارزش داشته باشد.

همه همه چیز را می خواهند اما خواستن داریم تا خواستن!

یکی میخواد یکی می خواهد !

بزرگی می گوید:

محال است کسی چیزی را با تمام تک تک سلولهای وجودش بخواهد و بدست نیاورد!

دقت نمایید عرض شد چیزی نگفتیم کسی چیز با انسان متفاوت است برای رسیدن به انسان روش های دیگری را باید دنبال کر موضوع ما شی و اشا است !

روزی جوانی به نزد ارسطو رفت و از او خواست تا شاگردش شود که بیاموزد ارسطو فردای آن روز جوان را به کنار رودی برد و با هم وارد رود شدن آب به زیر چانه هر دو رسیده بود که ارسطو با تمام قدرت سر جوان را زیر آب فرو برد و جوان شروع به دست پا زدن نمود بعد از تلاش فراوان ارسطو رهایش نمود و گفت این گونه باید برای آموختن تلاش کنی و دست و پا بزنی !

این گونه انسان باید برای اهدافش تلاش کند و طاقت بیاورد !

نلسون ماندلا در کتاب خواهرانش می نویسد :

من و زندانبانم هر دو سالها در کنار هم زندگی میکردیم ولی یک تفاوت داشتیم و آن این بود که وقتی او دریچه کوچک سلو.ل مرا باز میکرد تا به من غذا بده فقط سیاهی و تاریکی سلول را میدید ولی من از همان دریچه روشنایی و زندگی را میدیدم !

نگرش انسان ها بسیار متفاوت است!

خواستن با تمام وجود

آدمها با تمام وجود شروع میکنند اما در بین را به دو دسته تقسیم میشوند :

یک دسته خیلی خوب شروع میکنند و تلاش هم می کنند حتی چند سال هم می روند اما در یک لحظه با دیوار روبرو می شوند.

اینجا حتی هیچ کس را مقصر نمی دانیم و تقصیر کسی هم نمی اندازیم که چرا شکست خوردیم فقط در جایی خلوت با صدای بلند فریاد میزنیم :

ای خدای مگه با من چه دشمنی داری که انقدر منو رنج میدهی!؟

در اینجا ما فکر میکنیم بزرگ شدیم و مسئولیت همه کار ها را خودمان پذیرفته ایم و شکست هایمان را به گردن کسی نمی اندازیم اما خدا که هست او مقصر است اگر او می خواست ما موفق می شدیم و او نمی خواهد پس باید راضی بود به تقدیر و …شکر

بله باید در هر زمان شاکر خدا بود ولی تلاش هم نمود!

فرض کنیم مدیر یک شرکت بزرگ هستیم و برای داشتن یک دستیار توانا و قوی آگهی استخدام داده ایم بیش از 200 نفر ثبت نام میکنند و ما با دقت سوابق آنها را بررسی میکنیم و در نهایت 20 نفر را انتخاب کرده برای مصاحبه حضوری با ایشان قرار میزاریم و در نهایت یک نفر را انتخاب میکنیم که از هر نظر عالی باشد !

در این شرایط به همه افراد و پرسنل خود می گوید این فرد دستیار و نماینده من است هر چه او میگوید و تصمیم میگیرد از طرف من مورد تایید است شما باید به بهترین شکل ممکن آن را انجام دهید ! و یا می گوید با او همکاری نکنید تا در تصمیمات و برنامه هایش شکست بخورد و ما همگی به او بخندیم؟

خداوندی که ما را خلق نموده و از خلقت ما بسیار خشنود بوده و به خود تبریک گفته و ما را اشرف مخلوقات قرار داده و همه جهان را در ید قدرت ما ساخته آیا شایسته است این چنین خدای را ما محکوم کنیم که دوستمان ندارد؟ این چنین خدایی شایسته است که ما او را مقصر کار و برنامه های غلط خود بدانیم؟

فردوسی شاعر ایران زمین در کتاب شاهنامه خود می گوید:

هر آنکس که دارد روانش خرد

سرمایهٔ کارها بنگرد

این یعنی اگر خرد و دانش داری باید سر انجام کار هایت را از ابتدا بسنجی و بدانی و تشخیص دهی!

در غیر این صورت مانند کسی هستی که در جا حرکت می کند و یا روی تردمیل می دود!

این دسته اول آدمهای هستند که خواستند و نرسیدن!

اما دسته دوم آنهای هستند که خواسته اند و برای خواسته خود در همان ابتدا از مسیر درست راه را شروع نموده اند .

یک یاز مهم ترین جملاتم این است:

اول سود نظری و بعد سود عملی !

برای شروع یک حرکت اول پیداکردن دانش و شعور لازم است و ساختن نقشه راه!

ما باید در ابتدا ی مسیر هدف را مشخص کنیم مقصد را معلوم کنیم !آیا دانستن مقصد و مسیر به تنهایی کافیست ؟

خیر ما اول باید بدانیم کجا هستیم !

چه توانی داریم !

و بطور کلی باید به کدام سو حرکت نمایم تا به مقصد و هدف خود برسیم ،جای گاه ما با فرد دیگری که در جای دیگری است بی شک متفاوت می باشد !شاید ما برای رسیدن به حرف باید به شمال حرکت کنیم و او به جنوب شاید ما باید به شرق برویم و دیگری به غرب !

ما باید از توان خود مطلع باشیم :

فرض کنید داخل اتومبیل خود نشسته اید و می خواهید حرکت کنید قبل از هرچیز با روشن کردن ماشین چشمتان به مقابل است داشبورد و صفحه مقابلتان مقدار بنزین آب ماشین و همه چیز را کنترل میکنید تا در مسیر دچار مشکل نشویم !

در طول مسیر سرعت خود را مدام کنترل میکنیم از نقشه راه و درستیش مطلع می شویم به تابلو های مسیر دقت میکنیم تا به مقصد برسیم .

حتی قبل از حرکت از دوستان و یا امکانات موجود برای مطلع شدن از مقصد و مسیر تحقیق بیشتری میکنیم و این گونه خود را در مسیر درست آگا هانه قرار میدهیم .

باید یکدیگر را دوست بداریم و برای هم دعای خیر و شادی و تندرستی و موفقیت داشته باشیم و کار را همیشه در لحظات زندگی خود جاری نمایم.

سالهاست که به ما دروغ گفته اند!

همه به ما دروغ گفته اند!

ما سالها شنیده ایم که انسان از شکست می ترسد!

این یک دروغ بزرگ است!

ما از شکست نمی ترسیم این را در زندگیمان بار ها وبار ها نشان داده ایم حتی از کودکی و نوجوانی خودمان آن زمان که راه رفتن را یاد میگرفتیم خوب یادتان هست بار ها وبار ها زمین میخوردیم ولی باز میاستادیم و بالاخره راه رفتیم دوچرخه سواری را به سختی اما یاد گرفتیم و این که به ما میگویند از شکست می ترسیم دروغ محض است !

شاید اینگونه باشد که روزی روزگاری ما در زمان کودکی خود در خانه مشغول دویدن و بازی کردن بودیم که ناگهان دستمان ویا پایمان به همان گلدان قدیمی که سالها گوشه پذیرای بود و هدیه مادر عمه بزرگه مرحوم پدر بزرگ خاله پدر مادر ما بود خورده و آن شکسته بود!

درست وقتی که شب قبلش مادرم با پدرم سر موضوع غذای ته گرفته بحثشان شده بود و بعد از یک دعوای مفصل هر دو قهر کرده بودن و امروز مادر در آشپزخانه موقع پختن غذا هرچی دلش میخواست قر میزد و عصبی بود که ناگهان صدای شکستن همان گلدان را شنیده بود و سراسیمه خود را رسانده بود که اولاً از سلامت ما با خبر شود و دوماً ببیند چه گندی زده ایم و وقتی از سلامت ما مطمئن شده بود ناگهان با قطعات شکسته همان گلدن قدیم و یادگار خانوادگی روبرو شده هر چه دلش خواست به ما گفته بوده این که تو بی ارزه هستی تو هیچ نمیشی الهی داغت را ببینم من بدبخت چه گناهی کردم که گیر تو دست پا چلفتی افتادم این یادگاری مهمی بود من را آدم دانسته بودن به من داده بودن توهم مثل باباتی و… حالا بیا برمت یه جای بزارم تا این گندی که زدی را جمع کنم من که این را برای خودم نمیخواستم برم قبرستان مس خواستم بزرگ شدی بدمش به خودت و…

این میشود که ما از شکست می ترسیم !

همه آبگرمکن ها و حتی زود پز ها یک چیزی به نام شیر اطمینان دارند و وقتی جوش می آورند از آن شیر اطمینان راهی برای نجاتشان می یابند!

انسان نیز همین شیر اطمینانش است نقطه جوشش می شود فریاد هایش!

در NLP این واژه ها دارای یک سری پیام ها هستند و میتوان آنها را کلمات پند منظوره دانست که بیشترشان تا سالها بعد هم تاثیر آن را حفظ نموده اند !

فرض کنید کلمه شیر منظور ما از شیر چه شیری است شیر در بیشه شیر آب شیر خوردن و یا گل گل در گلدان گل در دروازه فوتبال گل مواد مخدر می گوییم آن فرد گل کشید گل نقاشی کشید گل مواد مخدر کشید این ها کلماتی هستند که معنایشان زیاد است و ما متوجه نخواهیم شد تا زمانش!

کلمات چند مفهومی !ما میشنویم شکست ! آیا دلی شکست ؟ شیشه ای شکست ؟ و هر بار که میشنویم یاد آن می افتیم !

خاصیت ذهن انسان این است که تصویر ها را بهتر به یاد می آورد.

هر وقت به شکست فکر میکنیم آن تصاویر یادمان می آید و ترس برایمان نمایش داده میشود !

حلقه های منفی زیادی در ذهن ما وجود دارد.

ما از شکست نمی ترسیم از کلمه شکست می ترسیم!

هر آنچه هست بازخورد است!

روزی نیچه گفته بود: آنچه مرا نکُشد، نیرومندترم میسازد؛ این را در مدرسه جَنگِ زندگی آموخته‌ام.

باید بار ها وبار ها به خود بگوییم :

چیزی به نام شکست وجود ندارد!

با سنگ های که بر سرمان میریزد می توانیم پل بسازیم و یا دیواری برای مقابله شرایط را ده درصد بدانیم و حق انتخاب را نود درصد این ما هستیم که تصمیم درست را باید در لحظه بگیرم!

ما نیاز به مسیر درست داریم نقشه راه ما نیاز به چیزی داریم که در دهه های اخیر به عنوان بهترین روش حتی در ارتش آمریکا مورد مصرف قرار گرفته و آن:

آموزش از روی الگو است !

وقتی مسیری می خواهیم برویم از کسانی که رفته اند آدرس درست را میپرستم و از دانش آنها که درست به مقصد رسیده اند بهره مند می شویم.

این بهترین راه رسیدن به موفقیت است!

ادیسون برای اختراع لامپ بیش از هزار بار اشتباه کرد ولی خودش میگفت من 999بار از راهای مختلف تجربه کسب کردم که به دانشم افزوده شد و آن را شکست نمی دانست بلکه تجربه میدانست او در طول عمر خود بیش از دوهزار اختراع ثبت کرد این یعنی از تمام لحظات زندگیش به درستی بهرمند شد و واژه شکست را از ذهن خود بدور انداخته بود.

انسانی تشنه است و به او پیشنهاد می شود از این دو ظرف نوشیدنی یکی جام طلاع است و دیگری یک لیوان معمولی !

تشنگی را فراموش میکند و بلافاصله به انتخابی می اندیشد که منافای هم برایش داشته باشد بدون این که محتویات آن دو ظرف برایش مهم باشد!

در ذهن همه ما قبل از هر چیز همین گذشت که ظرف طلا را انتخاب نماییم و بعد بررسی موضوع نوشیدنی این همان ظاهر بینی در زندگی ما است !

گاهی وقتها قسمتی از دیوار خانه ما رنگش زرد میشود و ما بلافاصله آن را رنگ سفید میزنیم بعد از مدتی دوباره زرد میشود اینبار رویش را چوبی و یا چیزی می گذاریم و دیوار نم داده ما یک کمد یا میز جلو میزاریم تا از چشم مخفی باشد و برای ما ظاهر مهم است کسی نداند و نبیند اما آن رطوبت همیشه است مگر اینکه ما تصمیم بگیریم آن را از بیخ و بن درست کنیم .

ما وقتی درست میشیم که از داخل تغییر کنیم و برای این کار باید بریم اصولی موضوع را درست کنیم مطمئن باشید می توانید زندگی کاملاً متفاوت با گزشته را داشت باشید اگر درست تغییر کنید!

هادی ساعی ورزشکار و قهرمان المپیک می گوید :

بیشتر از جسمت ذهنت را تقویت کن!

قول:

زندگی را می سازی و یا از زندگی رو برمی گردانیم

رسالت کن به دیگران آموزش بدی

با خودمان تمرین کنیم که :

ما برای پول کار نمی کنیم بلکه پول برای ما کار می کند!

همه چیز در یک کلمه خلاصه شده است :

آموزش

و آموزش یعنی مهارتهای زندگی !

باید یاد بگیرم همیشه شاکر باشیم اما احساس نیاز کنیم !

این از قوانین جهان است خداوند عالم قوانینی را درست کرده ما باید بلد باشیم تا جریمه نشویم واز راه آموزش قابل دسترسی است.

داستان واقعی است که دختر بچه سیاه پوستی را پدر و مادرش برای ثبت نام کلاس اول به یک مدرسه میبرند و مسئولان مدرسه بعد از گرفتن تست از او می گوید ما نمی توانیم این بچه را ثبت نام کنیم مادر دختر بعد از دیدن اشکهای فرزندش می گوید این ها تو را نمی فهمند ولی وقتی به پانزده مدرسه دیگر میروند و باز همین حرف را میشنوند تنها خسته نمیشوند بلکه با تلاش بیشتری ادامه میدهند و سرانجام در هفدهمین مدرسه او را ثبت نام می کنند .

آن دختر در 19 سالگی لیسانس علوم سیاسی گرفت و بعد فوق لیسانس و بعد دکترا وزارت امور خارجه آمریکا او را دعوت به همکاری کرد و او یکی از بهتری کارشناسان امنیت ملی و کشور شوروی سابق شده بود ،یک روز یک خبرنگار سمج که سوابق او را پیدا کرده بود در جلسه عمومی از وی پرسید چطور شما با آن ضریب هوشی توانستید به این درجه رسید؟ دخترک کمی سکوت کرد و بعد گفت: متاسف هستم که همه بچه های دنیا از داشتن پدر ومادری مثل من بهره مند نیستند.

آخرین نظریه های علمی می گوید از هشت میلیارد نفر آدم روی کره خاکی حد عقل در چهار حوزه از هوشهای 35 گانه میتواند یک نابغه باشد.

حداقل در چهار حوزه میتوانید نابغه باشید به شرط آنکه آن ضمینه را بشناسید ،با عزت نفس احساس خوبی بهش بدی ،پیگیری و تلاش مستر روش داشته باشی و خودت را در سطح نبوغ به دنیا معرفی کنی .

شاید شما داستان جالب ادیسون و مادرش را شنیده باشید. زمانی که ادیسون به مدرسه می‌رفت، معلم نامه‌ای به ادیسون داد که به مادرش بدهد و گفت این نامه را فقط مادرت بخواند. ادیسون نامه را به مادرش داد و گفت این نامه را معلم به من داده. مادر ادیسون نامه را خواند. در نامه نوشته شده بود:

«با کمال تأسف باید بگویم فرزندتان کودن است و هیچ گونه استعدادی برای ادامه‌ تحصیل و درس خواندن ندارد. مدرسه‌ ما نیز جای افراد ابله و کودن‌ نیست و از فردا او را به مدرسه راه نمی دهیم.»

ولی مادر ادیسون کار عجیبی کرد و نامه را جور دیگری برای فرزندش خواند. او نامه را این گونه خواند:

«فرزند شما نابغه و باهوش است و مدرسه‌ ما توان آموزش به فرزندتان را به خاطر داشتن هوش بالا ندارد. شما باید شخصاً خودتان به او آموزش دهید»

این طور شد که نانسی متیوز الیوت، مادر ادیسون شروع به درس دادن به فرزندش در منزل کرد. ادیسون در سن ۱۳ سالگی اولین اختراع خود را ثبت کرد. مدتی پس از فوت مادرش، ادیسون صندوقچه‌ مادرش را باز کرد و ‌خواست آن نامه را برای همه بخواند تا به همه ثابت کند از کودکی نابغه بوده و معلمش اولین کسی بوده که این مسئله را فهمیده، ولی با دیدن اصل نامه شروع به گریه کرد و تازه فهمید که نامه معلمش چیز دیگری بوده است!!!

ادیسون تازه فهمید که چطور مادرش از یک ادیسون کودن، یک ادیسون نابغه ساخت!

ادیسون بعدها در خاطراتش نوشت:

توماس ادیسون، فرد کودنی که توسط یک مادر قهرمان، به نابغه‌ قرن تبدیل شد!

داگلاس نورث برنده نوبل اقتصاد ميگويد :

اگر مي خواهيد بدانيد کشوری توسعه مي يابد يا نه اصلا سراغ فناوری ، كارخانه و ابزاری كه استفاده ميكند نروید، اينها را براحتي ميتوان خريد يا دزديد يا كپي كرد .خيلی راحت ميتوان نفت فروخت و همه اينها را وارد كرد .

برای ديدن توسعه برويد در دبستانها و پيش دبستانی ها ، ببينيد آنجا چگونه بچه ها را آموزش مي دهند، مهم نيست چه چيزي آموزش ميدهند بلكه ببينيد چگونه آموزش ميدهند. اگر كودكان شما را پرسشگر ، خلاق ، صبور، نظم پذير ، خطر پذير ، دارای روحيه گفتكو و تعامل و دارای روحيه مشاركت جمعی و همکاری بار آوردند اينها انسانها و شخصيت هایی خواهند شد كه مي توانند توسعه ايجاد كنند.

تصمیم گیری :

مبحث تصمیم گیری از مهمترین عوامل رشد فردی هر انسان است اما خود تصمیم گیری به دو قسمت مهم یعنی سری تصمیم گیری ودرست تصومیم گیر تقسیم میشود

از همین تصمیم گیر های ما است که مسئولیت پذیری ما شکل میگیرد و تعریف می شود ،هر تصمیمی که امروز بگیرم فردا باید مسئولیتش را بپذیریم،از گذشته تا به حال!

برای نمونه وقتی میریم رستوران و منو در مقابلمان قرار میگیرد بعد از کلی نگاه کردن می گوییم هرچه شما بفرمایید یا چی خوبه همون را بیار!

قدرت تصمیم گیری به سرعت و درست تصمیم گیری است .

در واقع از فرصت ها باید درست و به موقع استفاده نمود!

افکار:

انسان در حالت معمولی روزانه به بیش از 60 هزار مورد و موضوع می اندیشد و بد نیست بدانید بیشترین صحبت را انسان ها با خودشان انجام میدهند،و برای این کار مدام افکار مثبت و منفی را در ذهنشان پرورش میدهند.

تمرکز :

داشت تمرکز کافی حاصل نمی شود مگر با تمرین تمرکز واین کار با کنترل احساسات باید همراه باشد انسان باید بتواند به درستی احساسات و خشمش را در زمان مناسب کنترل نماید.

باید راهای علمی تمرکز را یاد بگیرم.

کوچینگ:
کوچینگ در اصل به‌معنای کمک ‌کردن به دیگران در راستای بهبود عملکرد آنهاست. مربیان نمونه معتقد‌ند هر فردی راهکار حل مسئله خود را در اختیار دارد؛ اما شاید برای یافتن آن راهکار به کمی کمک نیاز داشته باشد: کوچینگ شکوفا‌کردن نیروی بالقوه افراد در راستای بیشینه‌کردن بهره وری آنهاست.

باید دانست خلاقیت و رشد اتفاقی نیست و مانند یک ورزشکار باید برای قهرمانی تلاش فراوان از خود نشان دهیم.

قدرت کلام :

چگونه صحبت کنیم بسیار مهم است پس از آموخت و فراگیری موارد فوق باید بدانیم چگونه واژگان را در کنار یکدیگر قرار دهیم تا کلاممان دارای تاثیر لازم بر ذهن مخاطب باشد.

مغز انسان:

شناخت کافی از توانایی های مغز وپرورش مغز و ذهن بسیار مهم است و آن نیز نیاز به آموزش و یادگیری فراوان دارد.

ضمیر ناخودآگاه :

فروید در خصوص ضمیر ناخودآگاه انسانها می گوید آدمی 70 درصد افکار و رفتارش از روی ضمیر نا خود اگاهش کنترل میشود و لذا شناخت این توانایی و بکارگیری درستش بسیار مهم است

چطور می توانیم این ضمیر ناخودآگاه را کنترل کنیم و درست به کار بیندازیم!

ارتباطات :

مهارت ارتباطات از مهمترین مهارتهای فردی هر انسان است که از نوع پوشش تا نشست و برخاست با دیگران سرچشمه میگیرد و بدون شک افرادی که میدانند چطور با دیگران ارتباط برقرار نمایم در جامعه موفق تر خواهند بود

باید بدانیم هر انسانی برای خودش زبانی خواص دارد و باید با توجه به رفتار و گفتار و منش آن فرد با او برخورد نمود.

باید حلقه های ارتباطی موثر را بشناسیم و مثبت ها را انتخاب نماییم ،ما حلقه های ارتباطی منفی زیادی در اطرافمان وجود دارد.

رهای از تنبلی :

این یک واقعیت است که در ابتدا نیز بدان اشاره نمودم ،بیشتر ما احساس میکنیم که خسته هستیم و زود خسته می شویم و بیشتر سعی میکنیم فقط روی دیوار خراب را درست کنیم و از برطرف نمودن رطوبت لایه های اصلی دیوار چشم پوشی می کنیم.

ترک عادات بد:

همه انسان ها کم یا زیاد ,ادتی دارند که میتواند در زمره عادات بد قرار گیرد مثل جویدن ناخون و یا بعضی تیک های عصبی که باید به فکر درمانش باشیم و بدست آوردن عادتهای مثبت و جدید .

تقویت عزت نفس و اعتماد به نفس:

این نیز ای نکات مهمی است که برای موفقیت باید بشدت رویش کار کنیم خودباوری و شناخت توانمندی های فردی صفحه روبرویمان یا همان داشبورد ماشین را به یاد بیاورید ما باید بدانیم مبده و توانمان چیست و آن را تقویت نماییم.

در واقع عزت نفس ریشه درخت زندگی ما است و چنانچه تقویت نشود میو آن خراب می شود .

تحول فردی :

داشتن ذهن درامد ساز و خلاق برای رشد اقتصادی و سرمایه گذاری درست شناخت بهتر شرایط زمانی و مانی همه از روی همین تحول فردی که ریشه در تمام گفتار های قبلی دارد سرچشمه میگیرد.

از بین بردن افکار منفی ،یاد بگیرم ببخشیم تا بخشیده شویم .

باید استعداد فردی خود را کشف کنیم و آن را تقویت نماییم .از کجا آمده ایم و قرار است به کجا از چه مسیری برویم ،

تغذی :

داشتن تغذیه سالم و ودرست اینکه ما چه چیز بخوریم و کی بخوریم فوق العاده مهم است سرچشمه بسیاری از بیماری های روحی و جسمی ما از همین تغذیه درست یا غلط سرچشمه میگیرد ما میتوانیم با همین تغذیه درست ریشه بیماری های لاعلاج را در خود از بین ببریم.

چرا که بیشتر بیماری ها کلاه گشادی است که کمپانی های بزرگ دارویی بر سر مردم می گذارند ،مافیای دارو از پرسود ترین کسب و کار های جهان است و بسیاری از بیماری ها فقط یک توهم است ولاغیر و یادگیری راز سلامتی و طول عمر

انرژی ها:

شناخت درست انرژی های بدن و اندیشه و تقویت آنها ،چاکراها و روش درست بکارگیری این انرژی ها نیز به ما کمک می کند تا موفقیتمان را تضمین سازد، و راهای بدست آوردن انرژی بسیار زیاد .

تقویت باورها:

باید به مسیر و مبدا بیندیشید و باور داشته باشید که اگر خوب تشخیص بدهید آموزش ببینید از تجربه افراد موفق که این مسیر از رفتن استفاده نماید بی شک با موفقیت به مقصد می رسید.

باید باور های مان را بشناسیم :

باور های یاری دهنده و باور های متوقف کننده !

باور های که ما را محدود میکنند و باور های که ما را تقویت می نمایند!

همه اینها شالوده ها در افکار کودکی و نوجوانی ما سرچشمه دارد آن زمان که گلدانی را نا خواسته شکستیم و سالهاست که باید از شکست و شکستن بترسیم!

هدف گزارای را فراموش نکنید، همان که عرض کردم :

اول سود نظری و سپس سود عملی !

مسیر راه درست انتخاب نمایید الگو برداری درست از افراد و در واقع NLP تمام این موضوعات است

سخن آخر:

و در نهایت : سخن پایانی ما باید بدانیم چرایی مشکلات حال و آینده را بشناسیم و به حداقل برسانیم ،کنترل کامل خود را بدست بگیرم و در واقع مهارت های فردی زندگیمان را تقویت نماییم .

این که چگونه همسر انتخاب نمایم و یا با همسرمان زندگی خوبی داشته باشیم فرزندانمان را چطور تربیت نماییم ،در برخورد های اجتماعی و اداری چگونه باشم و مطالبی از این دسته همه و همه…به خود ما و تلاشمان باز میگردد.

امیدوارم با مطالعه این مقاله بتوانید با کمی تلاش برای یاد گیر و آموزش به موفقیت های لازم دست یابید .

دکتر جعفر صابری

7/7/1402

(با تشکر فراوان از استاد عزیز و ارجمند جناب آقای دکتر سید محمد رضا حسینی )

موضوعات مرتبط: مطلب

[ شنبه هشتم مهر ۱۴۰۲ ] [ 20:33 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

واتساپ

چندی پیش شرایطی بیمه به وجود آمد که ناخواسته از بهرمندی شبکه اجتماعی واتساپ محروم شوم و پس از تلاش های زیاد به ناچار قیدش را زدم و عجبا چه نیکو اتفاقی بود خروج از این شبکه اجتماعی !

مهم ترین آن این بود که دوستان و عزیزانم را شناختم در همان هفته اول فقط یک نفر علت نبودم را در واتساپ با تماس تلفنی جویا شد و در هفته دوم و سوم تنها چهار نفر دیگر تماس گرفتن که خیالشان جمع شود حالم خوب است و من دانستم از بین آن صد ها دوست شبکه های اجتماعی فقط به تعداد انگشتان یک دستم دل نگران و رفیق دارم شکر!

شاید حدود ده سال شاید هم کمی بیشتر دوست خوب و همکار عزیزم جناب آقای دکتر احمد حلت به من پیشنهاد کرد کلیه شماره های داخل گوشی تلفنم را پاک کنم و در انتظار باشم هر رفیقی که جویای حالم بود را نامش را در گوشی ثبت نمایم !

اینکه دوستی با دیدن تصور و یا شماره ما در شبکه های اجتماعی یادمان میکند بسیار خوب است اما شایسته نیز می باشد که اگر مارا ندید نیز پیجوی حال و احوالمان باشد و صد البته ما نیز باید این چنین باشیم !

بیشک بار ها برایتان پیش آمده دوستی بعد از مدتها با شما تماس میگیرد و بسیار گرم جویای احوال خود و خانواده شما میشود و در پایان میگوید بسیار دلم برایت تنگ شده بود و مشتاق دیدار روی ماهت هستم راستی آن که میگفتی و می شناختی و یا …و ما صبورانه لبخند زنان در دل میگویم حالا هم کار داشتی که تماس گرفتی !

سوای اینکه او دوست ما است و در این زمان نیاز به یاریمان دارد آزرده خاطر هستیم که چرا وقتی کارمان نداشت تماس نگرفته و خلاصه با نیت خدمت سعی میکنیم یاریش نمائیم و این آنچه شایسته ماست را نشان میدهد .

بسیاری هستند که دوستشان داریم و بار ها دلتنگشان میشویم اما نمیدانیم چرا و به چه دلیل همان زمان که میخواهیم با آنها تماس بگیرم کاری پیش می آید و در دل می گوییم چرا من تماس بگیرم چرا ا تماس بگیرد و …

بار ها به خود می گویم یعقوب پیامبر از فرزندش خبری نداشت و در حسرت دیدارش بود اما فرزندش که میدانست اهل کجاست و پدرش چشم انتظار اوست ! او چرا یادی از پدر و خانواده خیش نکرد؟

سالهاست که با خود عهد کرده ام در صورت امکان به مراسم خاکسپاری دوستانم بروم اما در مراسم عروسی و شادیشان نرفتم هم زیاد مهم نیست آنجا آنقدر شاد هستند که جای خالی مرا متوجه نشوند ! اما در مراسم سوگواری نیاز به دلداری و یاری بیشتری است.

سعی داشته و دارم به بهانه های مختلف ایاد و ایام برای دوستان پیام ارسال کنم و یا گروهی در شبکه های اجتماعی داشته باشم و از حضور و سلامت آن مطلع باشم شاید کار مهمی نباشد اما این آنچه است که می توانستم به انجام برسانم تا از دوستان و عزیزانم باخبر باشم .

از یکدیگر با خبر باشیم بی بهانه و بی دلیل یکدیگر را دوست داشته باشیم و نسبت به هم مهربان باشیم.

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ پنجشنبه ششم مهر ۱۴۰۲ ] [ 14:55 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

بنی آدم اعضای یک دیگرند

پیشنهاد میکنم سگ ولگرد اثر زنده یاد صادق هدایت را مطالعه کنید .

چند روز پیش دیدم شخصی سگی را از ماشین پیاده کرد و بعد سوار اتومبیل شد و راه افتاد سگ بینوا کلی به دنبال اتومبیل دوید ولی او نایستاد و سگ را رها کرد!

دوستی میگفت سگی را برای درمان بی خوابی به دامپزشکی می برند و صاحبش می گوید این سگ نمیخوابد و وقتی هم که من میخوابم با چشمان باز در مقابلم دراز میکشد و به من نگاه میکند علت چیست و بعد از تحقیقات در خصوص گذشته این سگ مشخص میشود وقتی خواب بوده صاحب قبلیش او را ترک میکند و اینک این سگ از ترس آنکه صاحب جدیدش او را ترک نکند نمی خوابد تا صاحبش او را ترک نکند.

سگ دیگری چند روز چیزی نمیخوره و گوشه کز می کرد ساکت بعد از تحقیقات مشخص شد صاحب جدیدش در حیاط خانه گلی را کاشته که این سگ را یاد جای می اندازد که صاحب قبلیش در آنجا کشته شده بوده و به همین دلیل او افسرده شده .

حیوانات به ویژه سگ ها وابستگی شدید به صاحبانشان دارند و ارتباط بین جانوران همواره برای انسانها جذاب بوده و هست در حیات وحش حیوانات گاهی بدور از هر ترسی با هم زندگی میکنند و گاه شاهر صحنه ای بدی از این تفاهمت هستیم ما میدانیم که اگر حیوانی کاری را انجام دهد از روی غریزه حیوانی بوده و ناچار از خود و یا فرزندانش دفاع کرده اما ما بیشتر وقتها رفتار و کرداری از انسان ها ی دارای شعور و درک می بینیم که حیران می مانیم این چه قریضای است که بعضی از انسانها دارند.

با چه دلی حاضر می شوند به انسان دیگری لطمه بزنند !چطور حاضر می شوند سگی را کشته و گوشتش را به عنوان گوشت گوسفند به هم نوع خود بفروشند !؟و یا کار های از این دسته !

به کجا می رویم و چه بر سر خودمان آورده ایم ،داشتن خانه و اسکان حق هر انسانی در هر جای جهان است چه شده که انسانی برای اسکانش زمین گورستان را میکند و در آنجا زندگی میکند ،چه بر سر ما آمده که سقف خانه ای را که مردی با سختی و زحمت بر سر زن و فرزندانش ساخته را خراب میکنیم چگونه نام انسان را یدک می کشیم و تصاویری اینگونه را میبینیم اما به فکر چاره نیستیم .

چگونه از کنار بیمارستان ها می گذریم و خانواده بیماران را می بینیم که در حاشیه خیابان ها چادر زده و یا در اتومبیلشان می خوابند چون هزینه اسکان ندارند .

زندگی هایمان را بر اساس چه معیار های میسازیم ،چگونه در مقابل آینه می ایستیم و نام انسان را به خود می نهیم بیشک روی صحبت من با هم نوعانی از جنس خودم نیست که دستانمان خالیست اما در این ناتوانی به یاری هم کم بستیم سخنم با آنهای است که چشم بر همه چیز بسته اند و فراموش کردهاند که نامشان انسان است.

اگر واقع بین باشیم باید بگواین این جماعت فقط ظاهر انسانیت را دارند و لا غیر!

و سخن آخر :بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند!

یا حق

جعفر صابری

[ دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 22:56 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

بچه ها را مدیر می کنیم با رفتارمان؟

باید مرد زندگی بشه

بیشتر ما والدین بخصوص پدر ها در ذهنمان تصمیم داریم که فرزندانمان بویژه پسرها خیلی زود مرد شوند !

اسرار ما برای بزرگ شدن فرزندانمان و مرد شدن پسر هایمان از همان کودکی فاصله بینمان را با فرزندان زیاد میکند و ناخواسته از آنها دور می شویم ،شاید اینکه دختر ها بابایی و پسر ها مادر دوست میشوند همین نگرش زود هنگام ما برای مرد کردن پسر هایمان است .

البته اگر نظر شخصی و دلی خود را بگویم من یکی از همین پدر ها بوده و هستم ! اما میدانم این کار غلط است!

فرزندان ما در بهترین شرایط باید برای محیط زندگی اطرافشان آمادگی زندگی را پیدا کنند و دیر یا زود این اتفاق می افتد بخصوص با این تکنولوژی روز و اینترنت و شبکه های اجتماعی نگرش ما در بهترین شرایط یا بر میگردد به نوجوانی و جوانی خودمان و رفتار پدرانمان که ما نیز سعی داریم ناخواسته پا جای پای ایشان بگذاریم و یا در بهترین شرایط رفتاری تحقیر آمیز همرا با تهدید از خود نشان می دهیم و بعد که نا امید میشویم بی تفاوتی را پیشه میگیرم و در نهایت دلخوری و تنفر را از فرزندمان در دل می گیریم گرچه دوستشان داریم اما از نافرمانی و رفتار هایشان همیشه آزرده خاطریم و شاکی از پرخاشگری هایشان و نادیده گرفتن ما و نسایه ما… بی خبر از اینکه ما نیز خودمان در همین سن و سال یا کمتر و یا بیشتر از همین ها بودیم فراموش کرده ایم این خاصیت سن و سال آنها است و باید ما خودمان را به آنها نزدیک تر کنیم .باید نگاهمان را به نگاه آنها نزدیک نماییم .

باور کنیم فرزندانمان بزرگ می شوند مرد میشون خانم میشوند شاید آنچه ما می خواهیم و دوست داریم نشوند اما بزرگ خواهند شد من به شما قول میدهم آنها بزرگ خواهند شد ولی شایسته است باورشان کنیم این نسل بسیار با ما متفاوت هستند شاید تفاوت سن آنها با ما بیش از نیم قرن باشد باور کنید هر روز هم این فاصله بیشتر میشود این ما هستیم که باید با شتاب خود را به آنها برسانیم تا درکمان کنند درکشان نماییم .

به امید داشتن نسلی خود ساخته و خود باور انشالله

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 23:7 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

اطمینان دادن به دیگران

وقتی دوستی و عزیزی خطائی میکند و ما میدانیم که دیر یا زود به اشتباه خودش پی ببرد کم لطفی است که تصمیم به تلافی بگیریم و در زمان سختی و گرفتاری شرو ع به اندرز دادنش بنمائیم و یا تلافی کنیم .

این که میگویند در بخشش لذتی است که در انتقام نیست واژهای است که در خود باوری از درمان را برای ما به همراه دارد و اگر به این درجه از گذشت و معرفت برسیم که راحت دیگران را ببخشیم در واقع خود را بخشیدیم و خود را نجات ادیم ،چه میدانیم شاید چرخ روزگار باز بگردد و شما نیز در گرفتاری نذیر هم او به آزمایش گرفتار شوید شکرانه این که میتوانید گذشت کنید بگذارید و شاد باشید و شادی خود را به آن عزیز هم انتقال هید اینگونه حال خوشتان افزوده میشود و لذتی نا گفته به شما دست میدهد که وصف شدنی نیست .

برای رسیدن به این درجه از انسانیت داشتن توکل به خدا وند و خالق یکتا سیار مهم است و قدردان لحظات زندگی بودن بسیار مهم است .

نکته دیگر این است که گاه برای نشان دادن محبتمان از حد خارج میشویم و میخواهیم نشان دهیم که خیلی خیلی آدم خوبی هستیم و نه تنها موضوعات را فراموش کردیم بلکه حاضر هستیم از همه چیز هم بگذریم تا او را شاد سازیم در چنین مواقعی هم می طلبد که خود داری پیشه نمائیم و در حد معقول و عاقلانه قدم برداریم .

آرزوی قلبی هر انسان شادی و آرامش دیگران باشد این نعمت نصیب خودش نیز میشود .

یا حق

جعفر صابری

 

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 23:6 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

داگلاس نورث برنده نوبل اقتصاد ميگويد :

اگر ميخواهيد بدانيد كشوری توسعه ميابد يا نه اصلا سراغ فناوری ، كارخانه و ابزاری كه استفاده ميكند نروید، اينها را براحتي ميتوان خريد يا دزديد يا كپي كرد .خيلی راحت ميتوان نفت فروخت وهمه اينها را وارد كرد .

برای ديدن توسعه برويد در دبستانها و پيش دبستانی ها ، ببينيد آنجا چگونه بچه ها را آموزش ميدهند، مهم نيست چه چيزي آموزش ميدهند بلكه ببينيد چگونه آموزش ميدهند. اگر كودكان شما را پرسشگر ، خلاق ، صبور، نظم پذير ، خطر پذير ، دارای روحيه گفتكو و تعامل و دارای روحيه مشاركت جمعی و همكاری بار آوردند اينها انسانها و شخصيت هایی خواهند شد كه مي توانند توسعه ايجاد كنند.

موضوعات مرتبط: مطلب

[ چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 22:49 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

سرباز ی

سربازی حرف ای می شود

 

اون روز صبح ساعت پنج من به همراه ثمره زندگیم فرزند رشیدم راهی مقدس ترین مکان زندگی و آینده اش شدیم تا او با گام نهادن در این مکان مقدس نه تنها برگ تازه ای به کتاب زندگیش بیفزاید بلکه نشان دهد که زادگاه مادریش برایش چقدر با ارزش می باشد.

بی شک کم نیستند شیر مردانی چون او که با قامتی استوار و سینه ای ستبر با عشق و بینش در این را قدم می گزارند و چه چیزی به این زیبائیست که پدر و یا مادری همراه این شیر مردش باشد و او را رهسپار این راه نماید .دورزمانی نیست که از روز های عشق و ایسار می گزرد روزهای که مادران فرندانشان را راهی می کردند و گاه در این راه پدران نیز کنار فرزندانشان بودن حال هم همان پدران و یا همان پسراها مردی شده اند و فرزندشان را در لباس مقدس خدمت راهی می نمایند…

اما اینکه چطور و چگونه می شود لذت این خدمت را دو چندان نمود خود جای بحث دارد که بد ندیدیم به بپردازیم.

زمانی که جوانی تصمیم میگیرد که با افتخار خدمت وظیفه خود را شروع نماید بهترین شرایط است که مسئولین و مدیران بخش های مخطلف اجتماعی با ارائه برنامه هایی کار آمد و از پیش تعریف شده از توان و نیروی بالای این جوانان به بهترین شکل ممکن بهر مند شوند و در این مدت زمان با ارائه روش های نوین پرورشی و آموزشی نسلی کار آمد و شایسته را برای باز سازی جامعه محیا سازند،این جوانان که قالباً دارای تحصلات و تجربه های گو نا گونی نیز هستند اگر به شایستگی ارزشیابی و استعداد سنجی شوند می توانند حتی در همان زمان خد مت خد مات بسیار ارزشمندی را برای پیشرفت جامعه به یادگار گزارند و از طرف دیگر نیز با توجه به اینکه در این زمان بطور کامل در اختیار سیستم هستند می توان بهترین برنامه های آموزشی را برای پیشرفت کشور با این جوانان به مشارکت گزارد و چه نیکو خواهد بود حتی نیروهای مورد نیاز کشور را در همین روز ها و همین جوانان شناسایی و تامین نمود .

جای بسی تاسف خواهد بود که این نیروی ارزشمند بعد از آموزش های فشرده نظامی تنها بعنوان یک سرباز در پادگانها به کار گرفته شود و به شمارش روزهای تکراری برای پایان خد مت بپردازد.

با عنایت به فرمایشات مقام معظم رهبری در آستانه سال جدید و همین طور سالهای قبل مدیران و برنامه ریزان دلسوز و محترم کشور می توانند با دعوت از کارشناسان امور مخطلف این برنامه آموزشی را در مسیر کاربردی قرار دهند و چرخ صنعت و پیشرفت کشور را به بهترین شکل ممکن به گردش در بیاورند این کمترین کاریست که هر وطن پرست ایرانی می تواند برای آبادانی کشورش انجام دهد ، می توان در همین زمان با برنامه ریزی مناسب حتی ایجاد درآمد و اشتغال نیز برای این جوانان برومند نمود طوری که در آیند نیز محتاج کسی نباشند و حرفه ای را آموخته باشند.

تنها کافیست که بیندیشد این نیروی جوان فرزند فرزند بالیاقت خودش است که عمر و جوانیش قرر است به مدت 24 ماه پشت دیوار های پادگان های نظامی سپری شود.

حال که به لطف خدا و ثمره خون دلیر مردان و مدیریت مدیران کشور امنیت و آسایش بر این کشور امامزمان حاکم است باید به آبادانی و پیشرفت ایران عزیزمان بیندیشیم.

این شیر مردان باید تعریف درستی از مردانگی و شهامت ،شجاعت، خدمت ،وطن پرستی و دین داری را در همین زمان بیش از گزشته بیاموزند .

بیاموزند که صداقت در گفتار و رفتار داشته باشند بیاموزند که در زندگانی خود نظم و آراستگی را به کار بندند و از این پس بهخد مت به دیگران بعنوان یک عبادت بنگرند و بسیاری از موارد دیگر…

اگر با واژه های مانند پارتی بازی امیل بازی و سفارش ملموس و روبرو شوند ثمرای جز نفرت و کینه نخواهد داشت اینکه یک جوان تحصیل کرده با مدرک لیسانس بعنوان خط نگهدار اتوبوسهای واحد در مسیر ها ساعت ها بکار گرفته شود و وظیفه مهمش این باشد که میله آهنی را برای عبور اتوبس در مسیر قرار دهد اجهاف در حق جامعهی است که امکان تحصیل و تلاش را برای این جوان فراهم نموده . این که این کار درست یا غلط است مورد بحث نیست ، اما این کار را می تواند شخص دیگری نیز انجام دهد شاید گفته شود نیرو ی کافی نداریم اما باز همان سئوال است چرا سربازی با تحصیلات کمتر در امور ستادی به کار گرفته می شود و سرباز دیگری به این گونه عمور…

قطعاً مدیران بهتر تشخیص می دهند اما آیا همین گونه برخورد ها در دراز مدت باعث نمی شود که جوانان با کم میلی و از روی ناچاری به خدمت نظام وظیفه بیندیشند؟

آن روز صبح من نیز بعنوان یک پدر با فرزندم راهی شدم و کم نبودن والدینی که چون من برای بد رغه فرزندشان آمده بودن این که ما چه دیدیم و چه شد بماند من ترجی میدهم شکل بهتر و شایسته تری را ترسیم نمایم:

چه نیکو میشد اگر این جوانان در ساعتی مشخص در مکانی قابل دسترس تر در فضایی شایسته تر و بابرخوردی بهتر اولین روز خد مت خود را شروع می نمودند.برای نمونه مکانی زیبا با سر دری که با آیات شریفه قرآن مجید در خصوص جهاد زینت یافته وارد سالنی با کلیه امکانات و فضایی مناسب که کف پوش سنگ و دیوار هایی که چهر های بشاش و نوشته هایی از وطن پرستی و دین داری سربازان مذین شده با امکان نشتن همراهان و پذیرای مختصر از ایشان، دادن هدیه به سربازان و بخصوص همراهان به نشان قدر دانی از حضور ارزشمندشان و یادگاری اولین روز جدای از این شیر مردانشان همه و همه انجام می شد.

سربازان قدیمیتر با لباسهایی بسیار زیبا و به قایت مناسب و اندازه بر تنشان پوتین های واکس زده و برراق لبخند به لب و شاد با برخوردی شایسته از ایشان با هم قطاران آینده و خانوادهایشان . وپیشواز درجه داری با روابط عمومی بالا و خوش سیما و خوش کلام که به سربازان و خانوادی ایشان خیر مقدم عرض نموده و به خانواده ها نوید این را میدهد که فرزندانشان به بهترین شکل ممکن پرورش و آموزش خواهند یافت و مجدد به آغوش گرم خانواده و جامعه باز می گردند و دادن دل گرمی به جهت اینکه از این پس به مدت 24 ماه فرزندانشان در بهترین شرایط زیر نظر دلسوز ترین افراد که اگر از والدینشان بیشتر نه کمتر از آنها دلسوز فرزندانشان نخواهند بود آنها را بدرقه نمایند…

قطعهً این اولین روز می تواند خاطره بسیار خوبی در ضحن خانواده ها بوجود بیاورد و از این پس خود ایشان مبلغ این باشند که دیگران نیز فرزندشان را با خاطری آرام به خدمت نظام راهی سازند .

جوانان نیز که از آغوش گرم خانواده جدا می شوند با بر خوردی شایسته و مردانه احساس می کنند که بیش از هر جای دیگر به آنها و شخصیتشان احترام گزارده می شود و می توانند از این پس دوستانی به قایت با لیاغت تر در فضایی بهتر یابند.

بی شکاین گونه خواهد شد و زان پس جوانان سلهشور ایران زمین بیش ازگزشته به خد مت نظام تمایل نشان خواهند داد.

در پایان بد ندیدم که این سند را به یادگار تقدیم نمایم که صاحب این قلم درست در زمان جنگ نوشت بود که علی ررغم آنکه معاف از سربازی بود برود به خد مت نظام وظیفه.

به امید آن روز

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: مطلب

[ چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 22:31 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

4 1112 10

 

40 5

فرتور از همایون مهرزاد است.

موضوعات مرتبط: تصویر، گزارش

[ جمعه سوم آذر ۱۴۰۲ ] [ 14:56 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ چهارشنبه یکم آذر ۱۴۰۲ ] [ 22:6 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موضوعات مرتبط: تصویر

[ چهارشنبه یکم آذر ۱۴۰۲ ] [ 21:53 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

 

من چقدر می ارزم؟

بیشتر ما آدمها ارزش واقعی خودما را فراموش کردیم و نمی دانیم همه وجود ما خلق شده تا به تکامل و رشد برسیم و این امر حاصل نمی شود مگر با اندیشیدن و تقویت ذهنمان !در بیشتر مواقع ما رشد خود را در در تحصیل و یا کسب درآمد و داشتن رفح میبینم که صد البته بخش ناچیز از رشد انسان را همین موارد در بر میگیرد اما به درستی اندیشیده ام که راز خلقت ما و این همه کهکشانها تنها رسیدن به مدرک تحصیلی و ثروت بوده ؟

آیا ما فقط خلق شدیم تا رابطه جنسی داشته باشیم و تولید مثل نمایم؟

چقدر ثروت های واقعی اطرافمان را میشناسیم و قدردانش هستیم ؟چطور به آسمان یا زمین و یا دختران و رنگ برگهایش می نگریم ؟ لبخند دوست و عزیزمان را چقدر دوست داریم وآیا طعم واقعی نان را که میخوریم درک میکنیم ؟

بوی خیار سبز،طعمه یک ترب قرمز وقتی لای دندان هایمان قرارمیگردو هزاران طعم و لذت دیگر همه اینها نعمتهایی هستند که ما در اختیارمان قرار گرفته اما آنقدر ناچیز و بی ارزش می دانیم که نه تنها از آن لذت نمی بریم بلکه شکرگزارش آن نیز نیستیم.

باید باور کنیم که ما خلق شدیم برای عبور از آن زمان چون گذشته مان!

در رحم مادر مکاشفه تولد اشراف زندگی موجود تمام وجود و راستی هدف ما از زندگی چیست ما چه قیمتی روی خود می گذاریم؟

اتومبیل میخریم تا ما را به مقصد برساند اما مدل و شکل و ارزشش گاه میشود همه آنچه نیمی از با ارزش ترین لحظات زندگیمان را برای بدست اوردنش صرف میکنیم !

به تصاویری که بعنوان پروفایل آدمها استفاده میکنند نگاه کردید ؟خیلی ها مهتاج توجه و نگاه کردن هستند می خواهند دیده شوند اما به چه قیمتی بخصوص خانم ها دنبال چه چیزی هستید ؟ چطوری شما را ببینند و چطور شما را به خاطر بسپارند ؟ ارزش انسان در چه چیزهایی خلاصه شده و به چه قیمتی !

آن کسی که پولداره و یا دارای شخصیت اجتماعی و تحصیلات هست هیچوقت داشته هایش را به نمایش نمیزاره چرا که سایت های خبریو گزارشات مختلف از او و خدمات و کمالاتش مینویسند و نیازی نیست او خودش را به نمایش بگذارد تنها نیازمندان به توجه دنبال این موارد میروند و از قضا همین افراد هستند که زود تر از هر کسی به دام می افتند !و باز میگم مخصوص خانم ها خیلی مواظب خودتان و جایگاه اجتماعی تان باشید و از خود بپرسید من چقدر ارزش دارم؟

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ جمعه بیست و ششم آبان ۱۴۰۲ ] [ 20:32 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

مراسم ورزش باستانی با حضور هنرمندان ورزشکاران و پیشکسوتان همراه با نهار در زورخانه شهدای فرحزاد جمعه بیست و ششم آبان ماه سال جاری

موضوعات مرتبط: تصویر، گزارش

[ جمعه بیست و ششم آبان ۱۴۰۲ ] [ 20:24 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

بازدید دکتر جعفر صابری در اولین روز نمایشگاه یاریگران زندگی با رویکرده ارتقای مهارتهای زندگی و دانش پیشگیری در سالن کانون پرورش فکری کودکان و نجوانان تهران خیابان حجاب

و غرفع جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات ایران

[ پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۲ ] [ 22:33 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۲ ] [ 22:32 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۲ ] [ 22:31 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۲ ] [ 22:30 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دروغ ممنوع

اگر از یکدیگر نترسیم به هم “دروغ” نمی‌گوییم، وقتی دروغ نگفتیم “اعتماد” در جامعه بوجود می‌آید، وقتی اعتماد بوجود آمد، “مبالغه” و “قسم خوردن” نیز منسوخ خواهد شد.

اگر از هم نترسیم “شهامت انتقاد کردن” و “قدرت انتقاد شنیدن” را پیدا می‌کنیم، یعنی هم به مشکلات و ضعف‌هایمان واقف می‌شویم و هم عمل زشت “غیبت کردن” در جامعه کاهش می‌یابد. (حرفهایی را که چون جرات نمی‌کنیم رودر رو بگوییم در پشت سر می‌گوییم)

اگر در برابر اشتباهاتی که از دیگران سر میزند واکنش‌های تند و خشونت بار از خود نشان ندهیم عملِ ناپسندِ “توجیه اشتباهات” و یا “به گردن دیگری انداختن” آن در جامعه کاهش می‌یابد .

اگر قبول اشتباه اشخاص را حمل بر حقارتشان نکنیم، عمل نیکوی “پذیرش خطا” و” عذرخواهی برای آن” در جامعه رواج می‌یابد.

اگر مبنای تربیت فرزندانمان را نه بر دیدن نقاطِ ضعف و سرزنش، بلکه بر دیدن نقاط قوت و تشویق قرار دهیم و آنها را با یکدیگر “مقایسه” نکنیم، یعنی از صفات خوب و موفقیت‌‌های یکی، چماقی برای تحقیر و کوچک نمودن دیگری نسازیم، احساس مخرب “حسادت” از بین می‌رود و “خیرخواهی” جای “بدخواهی و تنگ نظری” را می گیرد.

اگر خدمت و محبتمان به دیگران نه به خاطر “رودربایستی” یا به دلیل انتظاری که از ما دارند، بلکه از روی محبت صادقانه و خود خواسته باشد، هم “توقع جبران” در ما بوجود نمی‌آید و هم در صورت جبران نشدن، احساسِ نامطلوب “مورد سوء استفاده قرار گرفتن” در ما به وجود نخواهد آمد.

اگر بتوانیم از یکدیگر «نه» بشنویم بدون اینکه مکدر شویم آنگاه خواهیم توانست به یکدیگر «نه» بگوییم بدون اینکه نگرانِ تکدر خاطر هم باشیم.

اگر از کلماتی چون عالیجناب، سرکار عالی، سرکار علیه، حضرتعالی و عظما برای خطاب دیگران و از کلماتی چون فدوی، جان نثار، بنده و حقیر برای خودمان استفاده نکنیم احساس نامطلوب “نابرابری” و همچنین احساس کاذبِ “برتری و کهتری” در جامعه کاهش خواهد یافت.

اگر از عناوین دکتر، مهندس، استاد و … به خصوص در مکان‌های عمومی پرهیز کنیم، نه تنها “احساسِ حقارت” در فاقدین این عناوین و “احساس خود بزرگ بینی” در واجدین آن کاهش می‌یابد، بلکه مانع ورود بی‌رویه ی جوانان به رشته ‌های عنوان آوری خواهد شد که به آنها علاقه‌ای ندارند.

اگر دیگران را به دلیل قومیت، جنسیت، لهجه، دین و باورشان مورد تمسخر قرار ندهیم، احساسات ویران کننده ای چون “نفرت”، “عصبانیت”، “کینه ورزی”، “بدخواهی”، “حسادت” و ….. در جامعه کاهش خواهد یافت.

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۲ ] [ 20:30 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

مهارت های زندگی

صحبت کردن

شاید بد نباشد به اولین موضوع مهم برای یک جامعه بشری را مورد بررسی قرار دهیم و آن فرهنگ است که بر خلاف ذهنیت ادبیات هنر و چیز های از این دسته مورد نظر نمی باشد

فرهنگ سه بخش اصلی را در بر میگیرد 👍

عمل

اندیشه

احساس

که هریک مکمل دیگری است و نبودش باعث اختلال در فرایند دیگری میشود

و اولین موضوعی که بر میگردد به عمل همان رفتار های جمعی انسان است

اگر ما ندانیم که داشتن ثروت به چه دردی میخورد وقتی حتی بهداشت فردی مان را هم رعایت نمی کنیم !

و در برخورد با دیگران نزدیکان خود دوستان و افراد جامعه نه تنها مناسب برخورد نمی کنیم بلکه بشدت نا هنجار هم هستیم و توقع برخورد شایسته از دیگران داریم!

ما نمی توانیم از فرهنگ صحبت کنیم اما دیگران را تحقیر نمایم و یا نا دیده بنگاریمشان .

رانندگی یکی از مهم ترین رفتار های اجتماعی است در نشان دادن شخصیت با فرهنگ ما !

برخورد با همسایه ها بطور کلی مدار نداری ویا به زبان ساده تر گذشت نمی کنیم

به این گونه رفتار ساده در نگاه اول رفتار های جمعی می گویند و دومین موضوع مهم بهداشت است انسان با فرهنگ نمی تواند از فرهنگ و بهداشت صحبت کند و آب را نادیده بگیرم.

آب برای بهداشت لازم است و در جامعه ای مانند تهران برای شستشوی خود خود رو و مصرف میانگین مصرف هر تهرانی 250 لیتر در روز است ! که شاید مناسب باشد.

اما همین مصرف آب برای یک هموطن زاهدانی فقط 3 لیتر است !و این به زبان ساده یعنی در بعضی نقاط از کشور ما ایران هیچ فرهنگی نمیتواند وجود داشته باشد!

چون آبادانی وجود ندارد!

آب لازم بهداشت است و این حق هر انسانی است !

و بعد ورزش و تندرستی ملتی که با ورزش و تندرستی بیگانه باشد از فرهنگ دور است !با سلامت تن بیگانه است بد نیست به آمار نگاه کنیم تا با واقعیت بیشتر آشنا شویم در کل اروپا با جمعیتی حدود 450 میلیون نفر 5/16 متر مربع است اما در ایران با جمعیتی حدود 80 میلیون نفر 5/1 سانتیمتر است .

و جالب این است که ایرانیان سالها پیش بیش از دو هزار سال قبل اندیشه ی این گونه داشتند .

پندار نیک

گفتار نیک

و کردار نیک

و فردوسی می فرماید: توانا بود هر که دانا بود و از ورزش سخن ها گفته !

فرهنگ داشتن یک مهارت زندگی است و امروز جهان به دنبال اثبات و ثبات این موضوع تلاش فراوان مینماید.

زبان و کلام دوست داشتن از مهارت های مهم زندگی است اینکه چگونه از واژه ها بهره ببریم و آنها را در برخورد های اجتماعی بکار ببریم اینکه با دیگران چه برخوردی داریم بسیار شایسته است اما اگر رفتار متفاوتی با دیگران و نزدیکان خود داریم یک بیماریست و بیشک باید به یک مشاور روانشناس مراجعه نماییم .

ما نمی توانیم در برخورد با دیگران مودب باشیم ولی در برخورد با نزدیکانمان ادب را رایت نماییم !

این که سعی داشته باشیم رفتاری شایسته طرف مقابل از خود نشان دهیم بد نیست اما اگر او رفتار و گفتاری ناشایست داشت ما نیز باید تا آن درجه خودمان را کوچک نماییم و هم تراز او شویم ؟

انتخاب کلمات شایسته و برخورد منطقی با افراد به یک مهارت اصلی دیگر نیز نیاز دارد به نام مهارت کنترل خشم .که در فرصت مناسب صحبت خواهیم نمود اما اینک مهم است که بدانیم چه چیز را چگونه بیان نمایم تا که نزد دیگران یک انسان با فرهنگی دیده شویم.

و همه این مطالب بر میگردد به شخصیت شما که چگونه ساخته شده و قرار است چطور از این پس زندگی نمایید.

سخن آخر:

یا حق

جعفر صابری

عاشورای 1445

[ دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۲ ] [ 20:29 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

مهارت های زندگی

صحبت کردن

شاید بد نباشد به اولین موضوع مهم برای یک جامعه بشری را مورد بررسی قرار دهیم و آن فرهنگ است که بر خلاف ذهنیت ادبیات هنر و چیز های از این دسته مورد نظر نمی باشد

فرهنگ سه بخش اصلی را در بر میگیرد 👍

عمل

اندیشه

احساس

که هریک مکمل دیگری است و نبودش باعث اختلال در فرایند دیگری میشود

و اولین موضوعی که بر میگردد به عمل همان رفتار های جمعی انسان است

اگر ما ندانیم که داشتن ثروت به چه دردی میخورد وقتی حتی بهداشت فردی مان را هم رعایت نمی کنیم !

و در برخورد با دیگران نزدیکان خود دوستان و افراد جامعه نه تنها مناسب برخورد نمی کنیم بلکه بشدت نا هنجار هم هستیم و توقع برخورد شایسته از دیگران داریم!

ما نمی توانیم از فرهنگ صحبت کنیم اما دیگران را تحقیر نمایم و یا نا دیده بنگاریمشان .

رانندگی یکی از مهم ترین رفتار های اجتماعی است در نشان دادن شخصیت با فرهنگ ما !

برخورد با همسایه ها بطور کلی مدار نداری ویا به زبان ساده تر گذشت نمی کنیم

به این گونه رفتار ساده در نگاه اول رفتار های جمعی می گویند و دومین موضوع مهم بهداشت است انسان با فرهنگ نمی تواند از فرهنگ و بهداشت صحبت کند و آب را نادیده بگیرم.

آب برای بهداشت لازم است و در جامعه ای مانند تهران برای شستشوی خود خود رو و مصرف میانگین مصرف هر تهرانی 250 لیتر در روز است ! که شاید مناسب باشد.

اما همین مصرف آب برای یک هموطن زاهدانی فقط 3 لیتر است !و این به زبان ساده یعنی در بعضی نقاط از کشور ما ایران هیچ فرهنگی نمیتواند وجود داشته باشد!

چون آبادانی وجود ندارد!

آب لازم بهداشت است و این حق هر انسانی است !

و بعد ورزش و تندرستی ملتی که با ورزش و تندرستی بیگانه باشد از فرهنگ دور است !با سلامت تن بیگانه است بد نیست به آمار نگاه کنیم تا با واقعیت بیشتر آشنا شویم در کل اروپا با جمعیتی حدود 450 میلیون نفر 5/16 متر مربع است اما در ایران با جمعیتی حدود 80 میلیون نفر 5/1 سانتیمتر است .

و جالب این است که ایرانیان سالها پیش بیش از دو هزار سال قبل اندیشه ی این گونه داشتند .

پندار نیک

گفتار نیک

و کردار نیک

و فردوسی می فرماید: توانا بود هر که دانا بود و از ورزش سخن ها گفته !

فرهنگ داشتن یک مهارت زندگی است و امروز جهان به دنبال اثبات و ثبات این موضوع تلاش فراوان مینماید.

زبان و کلام دوست داشتن از مهارت های مهم زندگی است اینکه چگونه از واژه ها بهره ببریم و آنها را در برخورد های اجتماعی بکار ببریم اینکه با دیگران چه برخوردی داریم بسیار شایسته است اما اگر رفتار متفاوتی با دیگران و نزدیکان خود داریم یک بیماریست و بیشک باید به یک مشاور روانشناس مراجعه نماییم .

ما نمی توانیم در برخورد با دیگران مودب باشیم ولی در برخورد با نزدیکانمان ادب را رایت نماییم !

این که سعی داشته باشیم رفتاری شایسته طرف مقابل از خود نشان دهیم بد نیست اما اگر او رفتار و گفتاری ناشایست داشت ما نیز باید تا آن درجه خودمان را کوچک نماییم و هم تراز او شویم ؟

انتخاب کلمات شایسته و برخورد منطقی با افراد به یک مهارت اصلی دیگر نیز نیاز دارد به نام مهارت کنترل خشم .که در فرصت مناسب صحبت خواهیم نمود اما اینک مهم است که بدانیم چه چیز را چگونه بیان نمایم تا که نزد دیگران یک انسان با فرهنگی دیده شویم.

و همه این مطالب بر میگردد به شخصیت شما که چگونه ساخته شده و قرار است چطور از این پس زندگی نمایید.

سخن آخر:

یا حق

جعفر صابری

عاشورای 1445

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۲ ] [ 20:26 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

من چقدر می ارزم؟

بیشتر ما آدمها ارزش واقعی خودما را فراموش کردیم و نمی دانیم همه وجود ما خلق شده تا به تکامل و رشد برسیم و این امر حاصل نمی شود مگر با اندیشیدن و تقویت ذهنمان !در بیشتر مواقع ما رشد خود را در در تحصیل و یا کسب درآمد و داشتن رفح میبینم که صد البته بخش ناچیز از رشد انسان را همین موارد در بر میگیرد اما به درستی اندیشیده ام که راز خلقت ما و این همه کهکشانها تنها رسیدن به مدرک تحصیلی و ثروت بوده ؟

آیا ما فقط خلق شدیم تا رابطه جنسی داشته باشیم و تولید مثل نمایم؟

چقدر ثروت های واقعی اطرافمان را میشناسیم و قدردانش هستیم ؟چطور به آسمان یا زمین و یا دختران و رنگ برگهایش می نگریم ؟ لبخند دوست و عزیزمان را چقدر دوست داریم وآیا طعم واقعی نان را که میخوریم درک میکنیم ؟

بوی خیار سبز،طعمه یک ترب قرمز وقتی لای دندان هایمان قرارمیگردو هزاران طعم و لذت دیگر همه اینها نعمتهایی هستند که ما در اختیارمان قرار گرفته اما آنقدر ناچیز و بی ارزش می دانیم که نه تنها از آن لذت نمی بریم بلکه شکرگزارش آن نیز نیستیم.

باید باور کنیم که ما خلق شدیم برای عبور از آن زمان چون گذشته مان!

در رحم مادر مکاشفه تولد اشراف زندگی موجود تمام وجود و راستی هدف ما از زندگی چیست ما چه قیمتی روی خود می گذاریم؟

اتومبیل میخریم تا ما را به مقصد برساند اما مدل و شکل و ارزشش گاه میشود همه آنچه نیمی از با ارزش ترین لحظات زندگیمان را برای بدست اوردنش صرف میکنیم !

به تصاویری که بعنوان پروفایل آدمها استفاده میکنند نگاه کردید ؟خیلی ها مهتاج توجه و نگاه کردن هستند می خواهند دیده شوند اما به چه قیمتی بخصوص خانم ها دنبال چه چیزی هستید ؟ چطوری شما را ببینند و چطور شما را به خاطر بسپارند ؟ ارزش انسان در چه چیزهایی خلاصه شده و به چه قیمتی !

آن کسی که پولداره و یا دارای شخصیت اجتماعی و تحصیلات هست هیچوقت داشته هایش را به نمایش نمیزاره چرا که سایت های خبریو گزارشات مختلف از او و خدمات و کمالاتش مینویسند و نیازی نیست او خودش را به نمایش بگذارد تنها نیازمندان به توجه دنبال این موارد میروند و از قضا همین افراد هستند که زود تر از هر کسی به دام می افتند !و باز میگم مخصوص خانم ها خیلی مواظب خودتان و جایگاه اجتماعی تان باشید و از خود بپرسید من چقدر ارزش دارم؟

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۲ ] [ 19:12 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دیدار با جانبازان

برای دیدن فیلم ها روز آنها کلیک نمائید

 

حضور سردار هدایتی از مهمانان ویژه این مراسم

دیدار با جانبازان قطع نخاعی

نوزدهمین همایش قهرمانان وارست قامتان ویژه تجلیل از جانبازان قطع نخاعی آسایشگاهای جانبازان ،یادواره پهلوان شهید فرمانده حاج حسین خرازی علمدار جبعه ها توسط قهرمانان ملی ورزش روز سه شنبه شازدهم آبان ماه 1402 در آسایشگاه ثاالله به همت سازمان قهرمانان ملی ورزش ایران برگزار شد

 

 

 

 

نظر بدهيد

شب ایرانی

خبرنگاران | چهارشنبه هفدهم آبان ۱۴۰۲ | 11:53

حضور دکتر جعفر صابری در مراسم شب ایرانی شب مازندران

موضوعات مرتبط: گزارش

[ چهارشنبه هفدهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 12:59 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دکتر جعفر صابری بفرست حاجت بگیری!

 

این دعا را برای سه نفر بفرست همین حالا حاجت روا میشوی!

آمده است دستهای راهزن کاروانی را سرقت نمودن در بین بار هایشان لابلای گندمها تکه کاغذی را یافتند که بر رویش آیاتی از قرآن نوشته شده بود از صاحب مال پرسیدن این چیست؟ و او توضیح داد که برای حفظ مالم از دست سارقان در میان لوازم نهاده بودم.

سردسته دزدان و راهزنان دستور داد تمام مالش را به او بازگردانند و گفت ما دزد مال مردم هستیم نه ایمانشان!

هزارا بار افسوس که جماعتی از دزد و راهزن بدتر در شبکه های اجتماعی بخصوص اینستاگرام اقدام به تولید برنامه های می نمایند با این معنا که اگر این آیه و یا دعا را همین حالا برای سه نفر ارسال نمایید تا صبح حاجت روا میشوید و یا از این نظیر جملات و کلمات که دزدی دین و آیین است !

این روز ها حال مردم زیاد خوش نیست و گرفتاری های اقتصادی و معیشتی مردم زیاد است و در چنین شرایطی بیشترین دلخوشی اتصال و توکل بر خدا میباشد که وقتی چنین پیامهای را جماعت گرفتار می بینند برای لحظای هم که شده با خود میگویند انشالله درست میشود و من به عنوان صاحب این قلم مطمئن هستم که به امید خدا همه گرفتاری و رنج ها به پایان خواهد رسید اما این روش را تایید نمیکنم و امیدوار هستم شما نیز با من هم اندیشه باشید و این گونه فریبکاری ها که به دنبال بوجود آوردن یک رشته تبلیغاتی و مالی است را قطع نموده و به دیگران نیز انتقال دهید .

بیشک دعا و داشتن اتصال با خالق یکتا بسیار شایسته است اما اگر این روش ها را دنبال نماییم و به نتیجه نرسد اندک اندک دین و آیین و اعتقاد ها نیز کم رنگ خواهد شد .

شایان ذکر است این شاید نیازمند واقعی به حاجت قلبی خود نرسد اما به برکت تکنولوژی و بازاریابی های اینترنتی بی شک صاحب این سایت ها و گروههای اینترنتی به برکت سادگی و همکاری دیگران به درآمد از زیادی می رسند و حاجت روا می شوند.

امیدوارم این جماعت نیز به فکر راه درستی برای کسب درآمد باشند و خدا هدایتشان نماید

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ دوشنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 22:38 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

باباتو دوست داری یا مادرتو

خوب یادمه کمتر از پنج سالم بود که یک روز گرم تابستانی بود و با پدرو مادرم از یک ساختمان خارج شدیم من خوابم برده بود وقتی آمدیم بیرون کنار اتومبیل بابام مادرم به من گفت ما من میای یا با بابت میری؟

من متوجه نشدم به او نگاه کردم و بعد به پدرم بابم گفت من کار دارم تو ببرش شب میام میبرمش!

مادرم گفت خوب من هم کار دارم سر راه میبرمش خونه مادرت میدم به اون …و بعد ما سوار یک تاکسی شدیم من داشتم با اروسکم بازی میکردم اصلان نفهمیدم برای چی این سوالات را از هم می پرسیدن من همیشه خانه مادر بزرگم میرفتم ولی این بار خیلی طولانی شد بیشتر از ده سال گذشت و من هرگز به منزلی که پدرم و مادرم با هم زندگی میکردن نرفتم !

البته خیلی طول نکشید که فهمیدم آنها از هم طلاق گرفته اند البته آنروزها معنی طلاق را نمیدانستم و فقط میگفتن جدا شدن !

از آن روز ها چیزهای زیادی به یاد دارم روزهای جدایی پدرم از مادرم مادرم با همسرش و پدرم با دوستانش و پاسخ هایشان به من که تو بچه هستی حالا نمیفهمی بزرگ که شدی میفهمی!

من بزرگ میشدم و لی دوست نداشتم بفهمم !نمیدانم اگر من بچه بودم و نمی فهمیدم چرا از من سال کردن پدرت را دوست داری یا مادرت را با کدامشان میروی!

من هنوز نمی داند باید کدامشان را دوست داشته باشم و یا از کدامشان بدم بیاید اصلاً چرا باید آنها را دوست نداشته باشم !

هرگز هم دوست ندارم این سوال را پاسخ بدهم و هیچ وقت هم دوست ندارم از بچم چنین سوالی را بپرسم.

روزها و سالها میگذرد و من دوستانی را داشتم که مثل من بودن یا با باباشون زندگی می کردن و یا با مادرشون و یا در روزهای خواصی یکی از آن دو را میدهند !

اگر پدر و مادری نمیخواهند و یا دوست دارند با هم زندگی کنند حقشان هست اما این که بعد از تولد بچه هایشان تصمیم گیری را برای ادامه زندگی به او بسپارند جای تعجب دارد!من فکر میکنم باید یا قبل از ازدواج و یا قبل از تولد فرزند به این موضوع خوب فکر کنند و چنین تصمیم گیری دستشویی را بر عهده فرزندانشان بگذارند.

به امید روزی که شعور انسانها بر عشق و شورشان قلبه نماید.

یا حق

جعفر صابری

 

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ دوشنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 22:35 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ دوشنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 12:34 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ دوشنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 12:10 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ دوشنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 11:56 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ دوشنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 11:53 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ جمعه دوازدهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 13:43 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ جمعه دوازدهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 13:43 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ جمعه دوازدهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 13:42 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ جمعه دوازدهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 13:41 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موگریمد

موگریمد

پنج شنبه یازدهم آبان ماه سالن همایشهای سرای محله کاظم آباد محله بنی هاشم تهران پذیرای مراسم رو نمایی از افتتاحیه شرکت بین المللی موگریمد بود در این مراسم جمعی از اساتید دانشگاه در رشته مد و گریم همچنین هنرمندان و دانش جویان شرکت نموده بودن و در ابتدای مراسم سرکار خانم دکتر رعنا بختیاری بعنوان مدیر عامل این شرکت ضمن خیر مقدم به مهمانان از علل تاسیس موگریمد سخن گفتند

در ادامه جناب مهندس فرزین فرهامی منش رئیس هئت مدیره شرکت از دور نمای شرکت بخصوص اشتغال و اموزش بیاناتی را مبذول داشتند .

در اداه آقای دکتر محمود جمیعی از تاریخچه گریم و بویزه آموزش این رشته در ایران سخنانی فرمودن و بعد دکتر محمد انصاری گرافیست و مدرس دانشگاه از طرح و نشان این شرکت برای حضار توضیحاتی را اعلام داشتند و در ادامه خانم استاد سیمین محمدی مدیر گروه طراحی و دوخت صحبت نمودن و در پایان آقای دکتر جعفر صابری بنیانگذار موسسه آشتی مراتب تقدیر و تشکر خود و گروه تلویزیونی آشتی را به این موسسه و شرکت اعلام نمودند.

موضوعات مرتبط: گزارش

[ جمعه دوازدهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 13:33 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

در تداوم سلسله برنامه های شب ایران برگزار شد

 

همایش فرهنگی

شب مازندران

به مناسبت جشن تیرما سیزده شو

و تیر انداختن آرش کمانگیر

چهارشنبه دهم آبانماه از ساعت پنج غروب تا هشت شب در بوستا ن خلیج فارس پردیس سینما قلهک به همت انجمن های مردمی این مراسم برگزار شد

و سخنرانان:

دکتر محمد تقی رخشانی

مجید اسدی (راوش)

مهندس محمد رضا ائری مازندرانی

مژگان جمشیدی

سخنران بودن و

سرکار خانم هما ارژنگی چکامه خوانی نمود

معرفی کتاب مازندران سرزمین پدری

واجراه موسیقی گروه استاد علی امیر قاسمی و گروه استاد رضا دیوسالار

در حاشیه این برنامه دکتر جعفر صابری از ارزشهای ر هنگی و مردمی کشور صحبت نمودند.

استاد وحید شریعت زاده و جناب دکتر ابولفظل بانی ریاست محترم دانشگاه بهاران نیز حضور داشتند

 

همچپنین هدیه کتاب ایران فرهنگی جناب پروفسور داریوش فر هود نیز صورت گرفت

سرکار خانم کاسبی فعال فرهنگی

موضوعات مرتبط: گزارش

[ جمعه دوازدهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 13:29 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دکتر جعفر صابری

کارمند خوب

وقتی صحبت از کارمند خوب میشود همه به دنبال کارمند بد هستیم !

باید بطور کلی کارمند بد را از ذهنمان پاک نماییم ، چرا که ما کارمند بد نداریم بلکه کارمند خوب ،کارمند خوب تر ، کارمند عالی داریم ! انتخاب با خود ماست که کدام کارمند نصیب مان شود .

اگر بهتر بخواهم بگویم ما کارگر و کارمند نداریم بلکه همکار خوب یا همکار خیلی خوب و یا همکار عالی داریم !

نظر شما چیست؟

چند سال پیش دوستی از رفتار کارگرانش شاکی و ناراحت بود من به او گفتم :

چند سال است که کسب و کار ات را شروع کرده ای؟

روز های اول چند کارگر و کارمند داشتی؟

خانه و محل زندگی تو کجا بود؟

حالا خانه و محل زندگی تو کجا است؟

چه تعداد از کارگران و کارمندان قدیمی هنوز در گروه همکاران تو هستند؟

تا چه میزان از شرایط زندگی آنها مطلع هستی؟

چه امکانات رفاهی برایشان فراهم کرده ای؟

و خلاصه یک سری سوالهای از این دسته که او با لبخند گفت جدی میگی من از تو کمک میخواستم ولی گویا تو نماینده کارگران هستی ؟

گفتم نه برعکس من طرفدار کارفرمایان هستم کارگر که پولی ندارد به من بدهد سرمایه دار ها حقوقم را میدهند واز طرف دیگر من از قرآن کتاب مسلمانان آموخته ام آنان که میدانند با ا«ان که نمیدانند برابر نیستند .

این بدان معنا نیست که کارگر و کارمند نمی داند بلکه وقتی شخصی به خودش جرات می دهد تا مدیریت کار ها را بدست بگیرد و مسئولیت پذیر می شود باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد !

خاطره ای از امیر عباس هویدا نخست وزیری که بیش از دوازده سال ریاست ولت را برعهده داشت تقدیم حضورتان می کنم .

امیرعباس هویدا پس از تکمیل تحصیل و آمدن به ایران به عنوان یکی از مدیران ارشد شرکت نفت مشغول به کار شد رفتارش با دیگر مدیران متفاوت بود او کمتر خودش راساً تصمیم می گرفت و با طرح موضوع فرصت دادن نظر دیگران حتی کارمندان و کارگران را میداد مدیران دیگر با این روش کار مشکل داشتند او بی تفاوت به این نظرات یک روز بجای حضور در نهار خوری مدیران وارد غذاخوری کارکنان و کارگران شد ابتدا همه ساکت شدن و به او نگاه میکردن ولی بعد از تکرار این کار موضع برای همه معمولی شد و او توانست از نزدیک با مشکلات کارکنان آشنا شود او تصمیم گرفت برای ارتقای علمی و فرهنگی همکاران ماهنامه ای را با عنوان کاوش چاپ کند مجله ای که بهترین نویسندگان و روشنفکران را برای تهیه مقاله بکار گرفته بود هویدا از نویسنده و متفکری مثل جلال آل احمد دعوت کرد تا به میان کارگران برود و از نزدیک مشکلات را لمس کند . هویدا از شخصی مثل احسان نراقی که زیاد مورد تایید نظام شاهنشاهی هم نبود دعوت کرد که مشاورش باشد و در مناطقی از شمال کشور اردوگاهی برای فرزندان کارکنان شرکت نفت تاسیس نمود و از شخصی که مخالف رسمی نظام پهلوی بود و در بین مدیران شرکت نفت هم جای نداشت دعوت کرد تا مدیر این اردوگاه شود منوچهر پیروز در کارش بسیار شایسته عمل کرد و نتیجه این مدیریت ها اورا به نخست وزیری کشور کشاند.

سه چریک محکوم به اعدام که کشور عمان را ساختند!

یوسف بن علوی یکی از سه فرمانده چریکهای جبهه ظفار بود. وقتی که شاه ایران به ظفار لشکر کشید و جنبش ظفار را محاصره کرد ، رهبران دستگیر شدند. قابوس تازه شاه شده بود. رهبران ظفار حکم اعدام گرفتند و هر سه حکم را پذیرفتند و به پشیمانی روی نیاوردند. یکی دانشجوی علوم سیاسی که در لندن تحصیل کرده و به ظفار باز گشته بود همین یوسف بن علوی بود که سالها وزیر امور خارجه عمان شد . و یکی هم دانشجوی اقتصاد بود که در ٣٠ سال گذشته برنامه ریزی اقتصادی و سیستم بانکی عمان را مدیریت کرد و دیگری در آموزش و پرورش، که آن را نوسازی و مدرن کرده و آموزش زبان انگلیسی را از دوران ابتدایی اجباری و مجًانی کرد.

سلطان قابوس قبل از اعدام (درست همزمان با اعدام گلسرخی و دورانی که دهها جوان تحصیلکرده ایران به جرم فعالیت چریکی در ایران یا در خیابانها کشته شدند و یا اعدام شدند) خواست تا هر سه جوان چریک را ببیند. از آنها سوْال کرد که مگر شما همانی نیستید؟ پس چرا راه جنگ را انتخاب کرده اید؟ گفتند ما می خواهیم از یک زندگی بدوی و بیابانی به کشور مدرن تبدیل شویم.

قابوس سه راه را پیش پایشان گذاشت:

١- خروج از عمان و انصراف از شهروندی عمان ولی تا آخر عمر تمام مخارج تحصیل و زندگی مهمان پادشاه؛

٢- زندان ابد در همین عمان با یک درجه تخفیف؛

٣- دست از این چریک بازی بردارید و هر کدام یک قسمت مملکت را بگیرید دستتان و آن را بسازید.

هر سه راه سوم را انتخاب کردند.

عمان سوئیس خاورمیانه شده است. باورش مشکل است.

این سه نفر چریک چپگرا، عمان را به یک کشور مدرن تبدیل کرده اند. این یوسف بن علی، وزیر امور خارجه در ٤٠ سال گذشته، اعجوبه دیپلماسی است و آموزش و پرورش کشور هم تا حد آمریکاست.

قابوس به مدارا و حزم اندیشی تهدید را به فرصت تبدیل کرد. تجربه ای جالب و موفق.

باز هم نمونهای دیگر بیاورم از کمی دور تر تا باور کنید وقتی میگویم کارمند بد نداریم کارمند بد نداریم!در واقع باید بگویم ما مدیر خوب کم داریم!

بیشک تاریخ تاسیس و ساخت کشور استرالیا و یا نیوزلند را خوانده و یا شنیده اید این دو کشور را محکومیت تبعی دولت بریتانیا ساختند و امروز این سرزمین ها جزو بهترین کشور های جهان هستند .

افراد زیادی را می توان نام برد که در طول زندگیشان باور اینکه او چه مسیری ا طی نموده تا بدانجا رسیده برایم غیر قابل باور است نمونه بروزش تام هاردی بازیگر هالیوودی و یا پیشنهاد میکنم کتاب : « تام پین» – یکی از پرفروش‌ترین آثار تاریخ آمریکا که جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده و بینش شور انقلابی پین را به عنوان ریشه‌های اصیل به نسل تازه‌ای از خوانندگان بازگرداند را مطالعه نمایید. کتاب تام پین تصویری واضح از شیوه نگارش پین و یک شور انقلابی غیرقابل وصف را به خواننده منتقل میکند. هوارد فاست (1914-2003) یکی از پرکارترین نویسندگان امریکایی قرن بیستم بود. او نویسنده ای پرفروش با بیش از هشتاد اثر داستانی، غیرداستانی، شعر و فیلمنامه بود. در شهر نیویورک بزرگ شد و اولین رمان خود را پس از پایان دبیرستان در سال 1933 منتشر کرد. در سال 1950، امتناع او از ارائه فهرستی از همکاران احتمالی کمونیست به کنگره ایالات متحده، او را به سه ماه زندان محکوم کرد. . فست در دوران حبس خود یکی از معروف ترین رمان هایش به نام اسپارتاکوس (1951) را نوشت. فست در طول کار طولانی خود، تعهد خود را به دفاع از عدالت اجتماعی در نوشتن خود با سبک داستان سرایی ماهرانه و زنده مطابقت داد.

تام پین سرگذشت : توماس جفرسون، سیاست‌مدار و سومین رییس جمهور آمریکا، زادروز: (۱۳ آوریل ۱۷۴۳ میلادی) وی یکی از نویسندگان قانون اساسی آمریکا است.

مدیریت درست در کتاب بیشعوری فصل اول نویسنده به تغییر لازم برای برخورد با نیروهای زیر دست اشاره می نماید مادامی که این تغییر حاصل نشود اتفاقی نمی افتد .

مدیر لایق برای حفظ سرمایه و داراییش به آموزش کارکنان و ارتقا سطح زندگی و دانش آنها به همان اندازه که به پیشرفت امکانات صنعتی می اندیشد باید بیندیشد!

مدیری که در طول سالها محل زندگی خود را به محله های بالا شهر انتقال می دهد شایسته است به فکر اسکان و سکونت و زندگی کارکنانش هم باشد در غیر این صورت کارکنانش نمی توانند این رشد او را تحمل کنند .

مدیر لایق تنها به رشد و پیشرفت مدیران نمی اندیشد او به تمام اجزای یک سیستم برای رشد بیشتر نیاز دارد ،او میداند وجود حتی یک قطع کوچک نا چه اندازه به رشد سیستمش کمک میکند.

از یک نگهبان ساده یا کارگر نظافتچی اداری!

دوره آموزشی و پرورش برای این افراد کمک بزرگی به او است تا راحت تر بیندیشد و در امور مختلف تفویض قدرت نماید.

شرکت بزرگ شکلات سازی با شکایت های زیادی روبرو شد که بعضی از بسته ای شکلات خالی هستند و بسته کاملان استاندارد بسته بندی شده است مدیران ارشد و مهندسین به عیب یابی سیستم ها اقدام نمودن و تیم کارشناسی از خارج از کشور دعوت شد تا ایب دستگاه مشخص گردید برای این که مشکل برطرف شود تاین بودجه شد و زمان بررسی نهای یک کارگر ساده وقتی متوجه مشکل شد پیشنهاد ساده ای داد که میلیونها تومان به کارخانه کمک می شد و آن استفاده از یک پنکه ساده در مسیر خط تولید بود چراکه بسته های خالی به دلیل وزش باد پنکه از چرخه بسته بندی خارج میشوند و از این راه دیگر به دست مشتری نمی رسیدند.

بوجود آوردن حس علاقه و عشق در کارکنان بسیار مهم است این که او بداند مدیرش به او می اندیشد و به فکر او و خانواده او است.

سعی کنیم به هر شکل ممکن حس افتخار و غرور را در وجود همکاران متولد و زنده نگه داریم حسی که از با ما بودن در وجودشان متولول باشد.

سالها پیش من مدیر یک مرکز آموزشی بودم و قرار شد با کلیه مدیران ارشد سازمان به یک سفر تفریحی برویم یکی دو شب از سر ما نگذشته بود که همه را در سالن هتل جمع کردند و مسئول رفاهی ماه اعلام کرد ریاست سازمان برای رفاه حال شما و نداشتن دغ دغ خرید و سوغاتی برای خانواده هایتان اکسیر هدیه تیه نموده و دیگر نیازی نیست شما وقت و سرمایه خود را برای خرید هدیه هزینه نمایید راحت به گردش های خود ادامه دهید، این کار بشدت در روحیه همه همکاران تاثیر مثبت بگذارد و برای ما فراموش نشدنی بود؛همین مدیر در نزدیکی سال نو نیز با ارسال یک بسته هدیه پر از شیرینی و شکلات و آجیل های خوراکی به نشانی منزل ما به همراه یک نامه تقدیر از همسران مان توضیح داد بود که متشکرم از همکاری شما!

تبیعیست ما نیز به عنوان مدیران ارشد همین رویه را با کارکنان خود در پیش گرفتیم و این آموزش بسیار عالی بود تا سلسله وار ادامه یابد تاثیر این رفتار آنقدر عالی بود که هنوز هم برای من ادامه دارد.

اپرا وینفری مجری سرشناس و یک یاز ثروتمندترین زنان جهان کار آفرین و صاحب چند برند مشهور جهانی در شب تولدش به تمام مهمانان حاضر یک اتومبیل گرانقیمت هدیه میدهد و جالب اینکه شرکت تولید کننده این اتومبیل ها به دلیل تبلیغات انجام شده پول هیچ یک از اتومبیل ها را از اپرا میگیرد و به عنوان هدیه به او و مهمانانش تقدیم میکند!

این کار اوپرا به من آموخت که زان پس در تمام مراسمی که برگزار می نمایم نه تنها به مهمانان ویژه بلکه به همه حضار یک هدیه به عنوان قدردانی از حضورشان و یاد بود آن روز تقدیم نمایم ،با این کار آنها همیشه مرا و خدماتم را به یاد خواهند داشت و در مراسم بدی نیز با تمایل بیشتری حاضر خواهند شد .

چندی پیش دوستی مرا برای گفتگو به دفتر کارش دعوت نمود ف بدلیل علاقه و احترامی که برایش قائل بودم رفتم و او کمی دیر رسید بیش از سی دقیقه که خود این کار برای یک مدیر شایسته کمی ناشایست است!بعد از پوزش و عذرخواهی گفتگوی کاری خود را شروع کردیم تا نفر سوم میدر دیگر شرکت برسد که وقتی رسید گویا بطور کلی فراموش کرده بود که امروز با ما جلسه دارد من به عقربه های ساعت نگاه میکردم چرا که قرار بود جلسه ما ساعت یازده شروع شود ولی با تاخیر دوستم حدود دوازده شروع شده بود و بعد از آمدن نفر سوم این جلسه از ساعت 14 نیز گذشته بود من بیشتر به فکر زمان نها آنها بودم تا خودم و برای همین مودبانه قبل از ساعت 15 از آنجا خارج شدم و مانند همیشه بلافاصله با ارسال یک پیامک از پذیرای و حسن برخوردشان کمال تشکر ا نمودم . مدتی بعد از همین دوستان یک دعوت نامه به دستم رسید که جلسه افتتاحیه بندشان را از ساعت ده صبح تا دوازده گذارده بودند اینبار با کلی رودروایسی برایش نوشتم چرا جلسات تان را در زمان بهتری نمی گذارید تا مهمان ها در زمان نهار و استرارات دچار مشکل نشوند ؟

او پیام داد وظیفه من دعوت شما بود!

یعنی اگر ده جمله مناسب می توانست بنویسد بدترینش را نوشت و …البته فوری اصلاح نمود و من نیز به دلیل علاقه قلبی به او و آرزوی موفقیت برای یک سری توضیحات نوشتم ولی بشدت متاثر شدم .

بیشتر مدیران در برداشت الگو های مختلف موفقیت توانا هستند اما در اجرایی آن دچار مشکل میشوند برای نمونه حضور در نمایشگاه های مختلف داخلی و یا خارجی و یا سمینار های گوناگون و یا گرفتن مدرک مختلف از جمله ایزو و یا لانسن و حتی برگزاری دوره های آموزشی و یا شرکت در این دورها اما همیشه درصد بسیار کمی موفق میشوند چرا؟

دوستی دارم که مدام نمایشگاه های نقاشی در گالری های مختلف برگزار می نماید و هر بار هم سعی میکند بهتر باشد اما روش کارش همان قبلی است .

با ر ها دوستانه به او گفته ام : نمی شود تغییری را انجام داد با همان اندیشه و باور های قدیمی!

نمایشگاه تشکیل میشود در مکان مناسبی غرفه شرکت کارش را شروع میکند دکر سازی عالی پذیرای عای خانم و آقایان همکار با لباسهای مناسب و توضیحات عالی حتی لیستی از مهمانان و مراجعه کنندگان تهیه می شود اما خروجی این نمایشگاه هیچ است!

در بهترین شرایط تیمی با مشتریان و بازدیدکنندگان تماس میگیرند و نظرشان را جویا می شوند ولی باز خروجی زیاد مطلوب نیست!

این تازه برای آن دسته از شرکت ها است که اینگونه خدمات را انجام میدهند و آنها که به گزارد یک میز و یک کارمند در سطح نمایشگاه اقدام نموده و تنها کار شاخص نشان دادن یک بروشور به دست مشتری بوده که هیچ!

در بیشتر مواقع بطور کلی سیستم های تلفن ادارات و شرکت ها بخصوص این روز ها بلا استفاده است و کمتر کارمندی بای پاسخگوی گوشی تلفن کاری را برمیدارد و فقط از گوشی همراه خود استفاده می نماید،این یعنی بدا به حال کسی که از راه تلفن می خواهد با آن شرکت یا مجموعه ارتباط برقرار نماید !در صورتی که این گونه افراد هستند که بشدت می توانند مشتری مداری نمایند و از ارزش بالای برخوردارند آنها به نمایشگاه و غرفه شما آمده اند شماره شما را گرفته اند زمان گذاشته اند تا با شما صحبت کنند و این یعنی بیش از هشتاد در صد کار انجام شده اما شما چه برخوردی دارید ؟

اگر کارمندی گوشی را بردارد و سرحال باشد کمی با آین مشتری صحبت میکند و میگوید شما تلفن بزن به این شماره یا شما باز تماس بگیر و یا طرح تان را برای ما ارسال کنید دوستان بررسی میکنند در صورت نیاز با شما تماس میگیرند!

آیا این کل اتفاق صود برگزاری و حضور در یک نمایشگاه است؟

تلفن گویا و یا خدماتی از این دسته بیش از هر چیز برای سهولت ارتباط با شما است تا مخاطب در انتظار تماس نماند نهان که بی تماس بماند !

پاسخ هر یک از همکاران و کارکنان برای به گردش درآمدن چرخه خدمات و تولید شما بسیار الزامی است !

یک بازدید کننده و یا مشتری خوب موفق میشود با شما ارتباط برقرار کند و کارمند شما میگوید مورد کاری خود ا بصورت تیکت برای ما ارسال نمایید !

اگر مورد خدماتی و پرسش فرد چیزی جز نیاز خدماتی باشد چه کسی پاسخگو است!؟

آیا با او تماس میگیرد و از تماسش تشکر می نماید و به نظراتش گوش میدهند ؟

یک شبکه تلویزیونی سرمای اسلیش مخاطبینش هستند اگر مخاطبی تماس بگیرد و بجای شنیدن صدای مشاور از او خواسته شود فقط پیام بده و قطع کن به نظر شما این شبکه در روش مشتری مداری چقدر موفق بوده است؟

در مقابل شبکه ای که به مخاطب می گوید لطفاً شماره تماس بدهید ما خودمان به شما تماس میگیرم و بعد با این فرد تماس میگیرند و ساعتی را به شنیدن درد دل هایم صرف نموده و نمیگذارد او هزینه کند حتی با خارج از کشور!

این آن آموزش مشتری مداری است ما کافیست در شرایط فعلی کسب و کار همین مشتری هایمان را به نحو احسن حفظ نماییم .

یک مجموعه آموزشی را دایر نموده بودم که در نوع خود بی نظیر بود و در کشور اولین مرکز آموزش بحساب می آمد با تنوع رشته و خدمات و همچنین دانش آموزان کار بسیار دشواری بود مرحوم پدرم یک نظامی بازنشسته بود و برای نظارت بیشتر و بهتر کار ها پیشنهاد کرد از یک فرد بازنشسته با تجربه در امور آموزشی و اداری دعوت به همکاری نمایم و استدلالش هم این بود که :

یک بازنشسته در رشته و کارش دنیایی تجربه دارد

بازنشستگان هیجانات جوانان را ندارند

فرد بازنشسته تشنه قدرت و ریاست نیست

بازنشسته میتواند کمبودها و کسری ها را زودتر متوجه شود

و با حداقل حقوق بدون نیاز به بیمه و مالیات حاضر به همکاری است

پیشنهاد پدرم را پذیرفتم و چند دبیر بازنشسته برای کار های آموزشی و همچنین یک کارمند ارشد بازنشسته که در سیستم اداری مستقیم با خانم فرخ لقا پارسا وزیر آموزش پرورش زمان پهلوی هم کار کرده بود به نام زنده یاد عباس کارگر مقدم و برای خدمات تبلیغاتی نیز از زند یاد محسن مسعودی یکی از بهترین مدیران تبلیغاتی کشور دعوت به همکاری نمودم و نتیجه بمراتب بهتر از آنچه که مرحوم پدرم گفته بود شد ،به شما هم پیشنهاد می کنم اگر به دنبال یک کارمند خوب و با تجربه هستید به سراغ بازنشستگان بروید و بعد از گزینش به کار بگیرد .

شاید در زمان دیگری خدمات همکارم بازنشسته ام را برای استفاده دیگران بیان نمایم.

در حد توان برای همکارانمان امور رفاهی فراهم سازیم و نگران هزینه ها نباشیم، با آنها به تفاهم برسیم که بخشی از سود حاصله را به عنوان سرمایه گذاری در مجموعه و نوعی شراکت برایشان در نظر خواهیم گرفت،مسکن و تغذیه از مهمترین موارد و مشکلات هر انسانی است حتماً برایشان به عنوان وام های بی بهره مبلغی را در نظر بگیرم و در تهیه مسکن مناسب یاریشان نماییم . از یک مشاور خوب در بخش مشاور خانواده هر هفته در محل کار بهره مند شویم و یا در صورت امکان آدرس و تلفن مشاور را در اختیار همکاران قرار دهید تا بدون پرداخت هزینه های مربوطه برای مشکلات روحی و روانی به آن مرکز مراجعه نمایند.در صورت نیاز به حل یافته های مشاور در خصوص کارکنان خود یاری نمایید .دغدغه های دارویی و حمل و نقل را برایشان آسان نماید در صورت نیاز از امکانات خود ایشان را بهره مند سازید برای نمونه اگر نیاز به جابجایی وسایل دارند خود رو مناسب یا کامیون در اختیارشان قرار دهید و یا اگر فرزند و یا همسرشان باید چند جلسه به پزشک و یا بیمارستان برود اتومبیل و یا کرایه لازم را در اختیار او قرار دهید این گونه به او آموزش دهید و نتیجه مطلوب بگیرد .

بیشک اگر مردی نسبت به این خدمات کم لطفی پیشه نمود شایسته ترین رفتار با او پایان دادن به همکاریش است نه بیشتر !

در بخش امور رفاهی به مناسبت های مختلف جشنی هرچند کوچک در باشگاه و یا در محل شرکت و یا کارخانه برقرار نمائید تا همکاران به همراه اعضای خانواده در آن شرکت نمایند همسر و یا کسی که به شما نزدیک است را با همسران همکارانت آشنا سازید تا بین خودشان یک رابطه دوستانه برقرار نمایند و تا از مشکلات آنها مطلع شوید.

دقت کنید این کار قبل از هر چیز شما را به خانواده واقعی خود نزدیک می سازد و بعد به خانواده همکارانتان و از طرف دیگر بهترین راه تبلیغ کار و یا کالاهایتان است این تعداد راضی از شما بهترین مبلغان کسب و کارتان خواهند بود.

به همکارانتان آموزش دهید تا در برقراری ارتباط بخصوص تلفنی ا می توانند از کلمات و واژهای درست و زیبا استفاده نمایند و به هیچ عنوان با مخاطب بد صحبت نماید .

به آنها آموزش دهید همیشه حق ا به مشتری بدهند و خود را برای شنیدن نظرات آنها حتی تکراری و خسته کننده مشتاق نشان دهند .

پوشش مناسب و زیبا تمیز و پاکیزه از نشانه های مدیر لایق است و فضای مناسب و تمیز امکانات و وسایل کافی در بهبود کار و بالا بردن کیفیت الزامی است .

اتاق کار کارکنان نیز به تهویه و میز و صندلی مناسب دارد و در حد ممکن از گل و گیاه بهرمند شوند .گرمایش و سرمایش فضای کار مهم است و بی تفاوتی به هر یک از این موارد در کیفیت کار شما تاثیر مستقیم خواهد داشت .

تنها اتومبیل گران قیمت و اتاق بسیار شیک نشان یک مدیر موفق نیست وقتی همکارانتان در شرایط نامناسب هستند آنها با یک کلمه و یا جمله حتی به صورت انعکاس رفتاری غیر کلامی میتوانند در نظر دیگران بشدت به شخصیت شما توهین نمایند .

فرز کنید صاحب یک برند بزرگ و شرکتی مطرح هستید و دوست یا مشتری خود را برای بازدید کارگاه یا کارخانه از دفتر مرکزی همراهی مینمائید وقتی به درب کارگاه و یا کار خانه میرسید از همان درب ورودی شخصی با لباس مندرس و کفشهای پاره و سرو وضعی غیر بهداشتی به استقبال شما می آید و مدام هم برای خود شیرینی از شما و خدمات آن نزد مهمانان سخن می گوید لوازم پذیرایی بسیار اولیه و ناپسند هستند طوری که مهمانان ترجی میدهند حتی چای شما را میل نکنند خودتان در اینگونه موارد چه فکر میکنید ؟

به همکارانتان آموزش دهید که در محیط کار از شوخی های مختلف بخصوص شوخی های رایج دستی بشدت خود داری نمایند اما در همین خصوص میتوانید یک سری مسابقات ورزشی را برایشان در نظر بگیرد به همراه جوایز و یا حتی باشگاه ورزشی برای یک یا دو ساعت در هفته بایشان اجاره نماید و یا قسمتی از مجموعه را به عنوان محل ورزش ایشان در نظر بگیرید.

باور بفرمایید همه این کار ها که گفته شد کمتر از یک سفر خارجی با خانواد در سال برای شما هزینه نخواهد داشت اما بازخورد فوق العاده آن را در تولید و خدماتتان خواهید دید.

فرض کنید در سفر خارج از کشور هستید با خانواده با خوبی و خوشی و تماسی با شما گرفته میشود که سری برگردید چراکه در یک درگیری بین کارگران توان یک نفر در محل کار کشته شده و …چه حس دردناک به شما دست خواهد داد وقتی متوجه شوید دعوا بر سر پول قرضی بوده که طرف بدهکار نتوانسته به طلبکار خود بدهد!

دزدی و یا کم شدن وسایل کم کاری و …هر اتفاقی که در مجموعه شما پیش بیاید بخش عمده آن این نیست که کارمند و همکار شما انسان بدی است بلکه شما مدیریت خوبی نتوانسته اید داشته باشید و شایسته است مسئولیت را به دوش سرکارگر و یا معاون و یا مشاور خود نیندازید .

در مناسبت های مختلف برای همکاران صحبت نماید و به ایشان و یا خانواده شان بخصوص فرزندانشان هدیه آن هم نقدی بدهید تاثیر فوق العاده ای خواهد داشت.

برایشان توضیح دهید که چگونه میروی مورد نظرتان است و درب اتاقتان همیشه براوی همکاران باز باشد برای درد دل و بیان مشکلاتشان برایشان وقت بگذارید و سعی کنید با نام کوچک بشناسید شان و لی همیشه با پیشوند آقا یا خانم صدایشان نمایید .رابطه فوق العاده دوستانه اما مودبانه و مردانه داشته باشید به هیچ عنوان در ورزش ها وبازی ها یشان شرکت نماید ولی در تشویق هایشان حاضر باشید .

به آنها در خلوت فرصت بیان مشکلات ا بدهید برایشان توضیح دهید که بخشی از خانواده شما هستند و راهای رشد و موفقیتشان ا به آنها آموزش دهید .

هرگز از سخن خبرچینن استقبال نماید و در سیستم خود به هیچ عنوان از جاسوس بهر نگیرید وقتی میتوانید از دوربینهای مدار بسته یاری بجویید هر جایی یک دوربین و تمام .

اگر شخصی برایتان پیامی آورد حتماً تحقیق نمائید و به هیچ عنوان قضاوت نمایید بخشش راه درستی است که میتواند چند بار در حق همکارتان انجام شود ولی به صورت کتبی و درج در پرونده و با اطلع هیئت مدیره و یا نماینده کارکنان .

شاید بهتر بود نام این مطلب را مدیر موفق میگذارم اما شما انسان موفقی هستید که این مطلب را برای بهبود کار خود مطلع می کنید و از طرف دیگر کارمندان شما باید به داشتن مدیری چون شما افتخار نمایند .

دوستدارتان

جعفر صابری

پیشنهاد میکنم مطلبی با عنوان مدیران موفق به نشانه اینترنتی http://jafar-saberi.blogfa.com/post/1434 که پیشتر نگاشته ام را نیز مطالعه نماید بیشک برای شما مفید خواهد بود .

در نبرد بین آدم های سخت و روز های سخت این آدمهای سخت هستند که میمانند نه روز های سخت !

موضوعات مرتبط: مطلب

[ چهارشنبه دهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 12:48 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

​این متن سخنرانی دکتر جعفر صابری در آبان ماه 1398 در باشگاه مدیران موفق آشتی است .

جعفر صابری/متن سخنرانی بنیاد مشاوران آشتی

بنام خدای بخشنده مهربان

سخنرانی:آقای دکتر جعفر صابری
بنیانگذار بنیاد مشاوران دانش بنیان آشتی

سخنرانی:آقای دکتر جعفر صابری

بنیانگذار بنیاد مشاوران دانش بنیان آشتی

 

سلام

از اینکه توفیق دیدار نصیب من شده تا یک بار دیگر دوستان عزیز قدیمی را ملاقات نمایم و همچنین یاران مهربان که قبول زحمت نموده اند و در این جلسه شرف حضور دارند را زیارت کنم به خودم می بالم ، و امیدوارم پایان این جلسه سراسر عشق و محبت خروجی بسیار عالی برای هر یک از ما به همراه داشته باشد.

کتاب آتوسا را که مینوشتم

 

احساس میکردم خیلی از جاریم را دارم در اختیار افراد قرار می دهم و امیدوار بودم که بتواند راه گشای ایشان باشد چرا که در این کتاب من چند مقاله نوشته بودم که هر کدام چراغ راهی باشد برای موفقیت بیشتر .

زکات علم نشر آن است

ولذا بعد از فروش بیش از هزار نسخه از آن که به صورت جزوه و نه کتاب مجوز گرفته شده از طرف ارشاد تهیه شده بود ، تصمیم گرفتم که آن را به صورت رایگان نیز در اختیار دوستان قرار

بدم و در شبکه های اجتماعی برای عزیزان ارسال میکردم، معذالک باز تصمیم به چاپ آن گرفتم این بار گفتم مجوز چاپ بگیرم از آنجایی که بیشتر نوشته های من باید قولم سانسور بررویش بخورد حدود دو صفحه از آن باید سانسور میشد که البته مهم هم نبود به اصل مطلب لطمه نخورد!

بعد از مجموعه مقالات آتوسا مجموعه مقالات دیگری را شروع به نوشتن کردم که با نام کاساندا آماده چاپ است ولی مقالات اش مدتی است در سایت من می باشد و قابل دسترسی به صورت رایگان است!

حالا چرا آتوسا و یا چرا کاساندا آتوسا به معنای قدرت و موفقیت است و نام دختر کورش کبیر می باشد و من برخلاف پیشنهاد دوستان که میگفتن اسم این کتاب را سرنوشت من یا نام مقاله اول آن کتاب یعنی بیداری از بیداری بگذار، تصمیم گرفتم آتوسا یا موفقیت و پیروزی بگذارم .

و اما کاساندا نیز همسر کوروش است زنی که بیست وهشت کشور ا در کنار کورش رهبری می کرد، خیلی دوست داشتم نام این کتاب را نیز نام اولین مقاله آن یعنی( قورباقت را بساز) بزارم ولی چون به شدت شبیه نام کتابی به نام قورباقت را قورت بده بود ترجیح دادم که این کار را نکنم حالا مشغول نوشتن مجموعه مقالات بعدی هستم و زین پس تصمیم دارم که نام هر مجموعه که آماده برای چاپ میشود را نام یک از زنان تاریخ باستان ایران زمین این سرزمین مادری بگذارم ، چرا که ما را زنان به دنیا می آورند و زنان و مادران نقش کلیدی در رشد شخصیت و توانمندی ما دارند زن از زاده شدن می گوید و لایق احترام فراوانی می باشند. به افتخار زنان و مادران می ایستیم و کف مرتبی میزنیم.

و اما در کتاب آتوسا مقاله ای دارم با عنوان مبدل که اگر بخواهیم ساد تر، این مقاله را در چند جمله بیان کنیم مبدل همان کاتالیزور است باز هم ساده تر بگویم اگر شما وارد یک ساختمان ده طبقه بشوید و قرار باشد بروید طبقه هشتم اولین جای که دنبالش می گردید آسانسور است و این طبیعی می باشد .

نه فقط در ایران بلکه در همه جای دنیا این طور است .

اما قبول کنید فقط ما ایرانیان هستیم که مطالب واتساپ یا تلگرام را چند خط می خواند و می دانیم چی گفته ! اساساً ما ایرانیان همه چیز را میدانیم هرکدام از ما علامه دهر هستیم و در تمام زمینه ها صاحب نظر هستیم و ساعت ها می توانیم در خصوص یک موضوع کاملاً تخصصی صحبت کنیم !

من مقاله ای دارم با عنوان 99 یعنی ما هیچ کدام حتی 99 هم نیستم ماشاالله همه صد در صد هستیم و هر شغل و سمتی که به ما پیشنهاد کنند با کمال میل می پذیریم .

اما داستان مبدل یا آسانسور یعنی من اینجا در خدمت شما به عنوان آسانسور هستم !

یک نفر دانش پژوه میرود از یک یا چند استاد مطالبی را در طول یک دوره مشخص فرا میگیرد و یا کتاب و مقالاتی را میخواند که به تجربه اش افزوده شود و اگر برای نمونه به او بگوییم این کتاب که خواندی در خصوص چیست ؟ در یک خط توضیح بده ؟ می گوید در باره نحوه درست تجارت و صادرات!

حالا ما همان کتاب هستیم و یا کتابها و مقالات . در خدمت شما مبدلی که شما می توانید با استفاده درست از آن به طبقات بالا تشریف ببرید و موفقیت بیشتری داشته باشید ،به افتخار خودتان که ما را قابل دانستید و تشریف آوردید تا از تجارب یکدیگر بهرمند شویم .

مادر من همیشه با همان سادگی خود میگوید:

دانا همی داند همی پرسد

نادان نه میدونه نه میپرسه

ما چقدر دانا هستیم ؟

ما چقدر میدانیم ؟

صادقانه و در خلوت خود بیندیشم چقدر تا حالا اشتباه داشتیم و با نگاه به گذشته زندگی خود گفتم ای کاش این کار را نمی کردم و یا ای کاش مشورت میکردم و ای کاش !

افسوس نخوریم و مثل یک قمارباز واقعی بگویم به جهنم .

آخرین زیان پانصد میلیونی که دادم دوستی گفت:

داداش سر باشد کلاه بسیار است خودت بدست آوردی پس نگران نباش باز هم بدست می آوری!

دلگرمی داد، چقدر خوبه که آدم گاهی رفیقی کنارش باشه که در سختی ها و شکست ها دلگرمیش بدهد به افتخار اونایی که رفیق های باحال دارند و یا انشاالله رفیق بدرد بخور گیرشون بیاد.

دکتر احمد حلت دوست و نازنین رفیق و همکار گرامی من چند سال پیش گفت : دکتر تمام شمارهای گوشیت را پاک کن و در انتظار باش ببین کی سراغت رو برای خودت میگیره و یادی از تو میکنه!

نمی خوام بگم که وقتی دوستی تماس میگیره و از من کمک یا سوالی داره ناراحت میشم شما هم ناراحت نشید رو به خدا بگین خدا را شکر که من صاحب نظر و تجربه هستم و الهی صد هزار مرتبه شکر که من قابل هستم.

دیدید وقتی در خیابان کسی از شما آدرس می پرسد و شما میدانید چه حس خوب به شما دست میدهد .

همین چند وقت پیش من در خیابانی چشمم به بیمارستانی افتاد که نامش در ذهنم ماند و بعد از بیست روز دیگر در اتوبان ماشینی را دیدم که ایستاده و آدرس میگیرد درست آدرس همان بیمارستان را میخواست و من به او گفتم که باید از چه مسیری برود و او رفت!

چقدر سخته گاهی وقت ها ما در خانواده و دوستان میخواهیم نظرمان را که نظر کارشناسی و کار بلدی و برخاسته از سالها تجربه است را به فردی بدهیم اما او نمی پذیرند، بخصوص فرزندان و یا همسرمان درست همان ها که ما بشدت نگرانشان هستیم و عاشقانه دوستشان داریم!چقدر این لحظه برای فرد فرد ما دردناک است ولی میدانم که نمی توانیم کاری کنیم آنها به ما میخندند و در دلشان می گویند او نمی فهمد.

مقاله ای با نام نزدیک بین نوشته ام که در همین خصوص است!

بگذریم، این ها همان حرفهایی است که در خلوت به خودمان می گویم و افسوس می خوریم البته گاهی وقتها به دوستی می گوییم . که من دوستانه توصیه میکنم به هیچ عزیزی از زندگیتان نگویید چرا که به قول دوستان افغانی :

هر عزیزی عزیزی دارد!

البته مشاور و مشاوره امری الاحده است.

داستان زیبای هست که میگوید روزی شکارچی پرنده زیبای کوچکی را شکار میکند . پرنده به زبان می آید و میگوید اگر مرا رها کنی سه پند به تو خواهم آموخت که زندگیت را متحول میسازد.

شکارچی می پذیرد و او را رها میکند .

پرنده میرود و روی شاخه ای دور از دست شکارچی می نشیند و می گوید هرگز حسرت چیزی را که از دست داده ای نخور! و اما بدان که من در شک خود گوهری گرانبها داشتم که پنج برار وزنم بود .

شکارچی ناله کنان فریاد میزند که نه!

و بعد میگوید پند سوم چیست؟

پرنده بال میشود و میرود و در همان حال میگوید مگر پند اول را فهمیدی که پند سوم را بگویم !

آخه پدر جان چطور یک پرنده با آن کوچکی گوهری بیش از پنج برابر خود را در شکم دارد !

خدا وکیلی چقدر مال باختیم و از همه بالاتر زمان زندگی تان را در شنیدن معاملاتی که همش خند دار است از دست داده ایم .

برای نمونه :

ده بی پول کیش (دلار) موجود است بیست در صدر زیر تابلو بورس!

جداً خنده دار نیست !

یا صد هزار تن آهن ضایعات هست تو انبار موجود حق بروکری هم سی درصد میدهند !

یا بیست هزارتا سوناتا صفر مدل 2008 تا 2012 موجود تهاتر با ملک منطقه یک و دو!

برادر من عزیز من اگه من بیست هزار تا ماشین خارجی وارد این مملکت کردم خودم میدانم چطور بفروشم و لازم نیست شما خودت را به زحمت بیندازید که هزار تا هزار تا برام بفروشید!

چقدر پول نهار و شام و میوه دادی که تو دفتر کار شما این قرارداد بسته شه چند درصد از این قرارداد ها به نتیجه رسیده ؟

چقدر پول موبایل و یا تلفن و یا آژانس دادید رفتید تواین جلسه ها نشستید و پیش خودتان درصد بروکری خودتان را محاسبه کردید .

چقدر معامله ها به دلیل عدم رضایت واسطه ها به هم خورده و بعد معلوم شده خریدار واقعی با فروشنده رفتن یه گوشه با خودشون راحت معامله کردن و هیچی هم گیر شما یا ما نیامده ؟

من میگم :

هر چیزی از نازکی پاره میشه الا حق بروکری که از کلفتی !

یادمان باشد اگر فرزند ما و یا همسرمان به ما میگوید تونمی فهمی یه جاهای هم پر بی راه

نمی گویند!

هیچ چیزی راحت بدست نمی آید اگر راحت بدست بیاد راحت از دست خواهد رفت .بیشتر از هر کسی این را شما میدانید !

شخصی با من تماس میگیرد میگوید دکتر میشه یک مدرک برای من در رشته مدیریت بازرگانی درست کنی ؟

میگم بله به نظر من با توجه به تجربه و سوابق کاری شما این کار امکان پذیر است و مدرک معادل را میتوانیم بعد از بررسی مدارک شغلی و تجربی شما در اختیارتان قرار دهیم .

میگه: فکر میکنید چه مدارکی شامل حال من میشه ؟

میگم: هر ده سال یک مقطع شاید لیسانس و یا فوق لیسانس ، البته شما از نظر ما دکتر هستید!

میگه: نه این که لطف شماست هزینه در رفته من میتونم ادامه تحصیل هم بدهم تا مقطع دکترا؟ یا اگه بشه همون مدرک دکترا را هم بدین خوبه ! به شرطی این که وزارت علوم هم تایید کند!

من چی دارم به این بزرگوار بگم ! جز اینکه با لبخند بگم چشم در خدمتتان هستم .

اولین موضوعی که مرا رنج میدهد این است که این دوست عزیز رسماً یه جورای مدرک خود من را هم زیر سوال میبره و من می مانم که نکنه خود ایشان فکر میکند من مدرکم را رفتم خریدم !

طرف می رود مکه حج واجب هفت بار صفا و مرو مرو رمی جمرات میکند و خلاصه سه روز گرمای صحرای عرفه و شب مشعر را میگزراند تاز می شود حاجی یک دیگه هم میره سفر تفریحی و بهش میگن حاجی !

خال محبوبان سیاه و دانه فلفل سیاه

هر دو جانسوزند اما این کجا و آن کجا

مردم دریا کنارومردم دروازه غار

هردو عریانند اما این کجا و آن کجا

به افتخار خودتان که خیل با حال هستید.

یه روز ی من کیف میکردم بهم بگن حاجی زمان جنگ بود و جبهه و بعد دیدم آقای مهندس بیشتر حال میده یه وقت دیدم هرچی عمله هست بهش میگن مهندس! ذوق میکردم بهم میگن دکتر حالا برام فرقی نمی کنه چی صدام میکنند گاهی وقتها سر چهارراه رو موتورم نشستم یک داد میزنه: داداش موتوری برو کنار بزار برم.

بهش میگم :عزیزم چراغ قرمزه توهم که پیک موتوری هستی جانت در خطره نکن کجا با این عجله؟

میگه :بابا ول کن بزار بمیرم بلکه خانوادم دیه ام را بگیرن! من بدبخت مهندسی شیمی دارم شدم پیک موتوری!

به افتخار هرچی پیک موتوری ، چرا که زیر این گرما و یا توی سرما برای بدست آوردن یک لقمه نان حلال تلاش میکنند .

نان حلال همان چیزی که عرض کردم بدون زحمت بدست نمی آید. شعور و دانش ، بینش و آموزش میخواهد .

استیو جا و بیل گیتس و خیلیهای دیگر دانشگاه را ول کردن و رفتن پی کسب و کار در میان شما عزیزان کم نیستن افراد و مدیران لایقی که شاید تحصیلات دانشگاهی ندارند اما به واقع در جامعه میدرخشند .

به افتخار خودتان

راستی تا حالا فکر کردید چرا بیشتر تحصیل کرده ها کارمند میشود و کار فرماه کمتر رفتن دنبال تحصیل؟

همه ی ما جاش برسه میگیم می دانیم و می توانیم اما اگر کمی منطقی باشیم باید بپذیریم که ما همه چیز را نمیدانم .

آیا میدانستید گاهی زیاد دانستن خودش علت عقب ماندن از دیگران و عدم پیشرفت میشود؟

بوعلی سینا در یک جمله می گوید که:

همی دانستم که هیچ نمی دانم .

یا

دل گر چه در این بادیه بسیار شتافت

یک موی ندانست ولی موی شکافت

اندر دل من هزار خورشید بتافت

آخر به کمال ذره ای راه نیافت

 

بله گرفتار مسائل حقوقی میشیم، نمیدونیم چرا زمین میخریم خانه میخریم و یا معامله ساده ماشین میکنیم نمیدانیم چی مینویسم میگیم خوب این قرارداد چاپی بود چرا در دادگاه های ما بیش از 17 میلیون پرونده هست اگه شما نیستید پس کی هست بالاخره فرزند برادر دوست فامیل شما هم گیر یکی از این پروندها هستند به نوعی شما اسیر شدید برادر شما گیر کرده زن و بچش از شما توقع داره پسر شما زن گرفته نه دخترت شوهر کرده حالا مهریه گیرش انداخته و یا پسره دختره را میزنه و …هزاران موضوع این شکلی!

جنس تولید کردید با خون دل قرض و قوله نمودید چک تان برگشت خورده و ماندید طلبکار آمد سراغتان حقش و میخواد اون بدبخت هم که گناه نکرده اگه مالشو به تو نمی داد امروز سه برابر می فروخت و خلاصه اینجاست که باید بشینی یه گوشه در خلوت بگی عجب اشتباهی کردم کجای کارم غلط بود ؟

پول داری زیاد هم داری اما جرات ریسک نداری! بردی گذاشتی بانک میدونی داری چندرغاز میگیری و باید سود بانکی سی درصدی بدی اما میترسی که دست به پولت بزنی و میگی چه کار کنم! آپارتمان خریدی و دادی اجاره پول پیشش را ماندی چکار کنی ماشین میخری یه درد سر داره بانک میزاری ارزشی نداره میخوای اجاره بگیری طرف بعد از سه ماه اجاره نداره بده! ماهی سه یا چهار میلیون کم نیست در نمی آورد! خودت مستاجری کرایه خانه و دفتر کارت را در میاوری !

حقوق کارمندان را دیر به دیر میدی اصلا میدونی حقوق کارمندان چیه ؟ تا حالا گذرت به اداره بیمه افتاده ؟

آیا میدانید که در سال 16 ماه حقوق باید بدی اما 12 ماه حساب میشود؟ و از طرفی هم درست نیست که حق کارگر و کارمند بندی خدا را ندهید ، چرا که اون برای تو داره تلاش میکند و اگر برایش کم بگذاری بدون شک برات کم میزاره !

چقدر از قوانین کار و تامین اجتماعی مطلع هستید .

یادتان هست که همین چند سال پیش بود با کمتر از یک میلیون تومان هفت روز ترکیه کنار دریا نهار شام و صبحانه نوشیدنی هتل پرواز ترکیش !حالا چی؟ میدونید کف این سفر شد بین چهار تا پنج میلیون تومان این یعنی واقعیت اقتصادی کشور ما!

یادتون هست با کمتر از دویست میلیون تومان شما میتوانستید صاحب یک خانه و اقامت کشور ترکیه بشوید . آن هم به صورت اقساط ! حالا چی ؟

تا حالا شده به این فکر کنید که کسب و کاری در خارج از کشور حداقل همین کشورهای همسایه مثل ترکیه، ارمنستان، آذربایجان ،عمان و یا دبی داشته باشید .

تا حالا به تاجیکستان که فارسی زبان هم هستن فکر کرید یا سفر داشته اید؟

اندیشیده اید که می توانید آینده خودتان را خودتان رقم بزنید و نگذارید دیگران برایتان تصمیم بگیرند ؟

و به نوعی نقشه راه داشته باشید و صبح که بیدار میشید بدونید قرار است امروز چه بکنید و فردا هم چه و بلاخره تا آخر سال چه برنامه ریزی برای خودتان کرده اید ؟

البته به شرط آنکه مشورت و دانشی در کار باشد و بینشی !

در همین خصوص من جمله ای دارم که می گویم:

اول صعود نظری بعد صعود عملی!

و در خصوص حمایت نیز میگویم :

بدون حمایت یعنی حماقت!

شما برنامه کار و بهتر بگم نقشه راه را نوشته اید؟ طوری که هر لحظه اراده کنید بتوانید جای خودتان را در آن بیابید؟

نگران تولید و فروش محصولاتتان هستید ؟و یا مشغول ساخت و ساز و یا حتی فعالیت اقتصادی دارید ؟ می خواهید وام بگیرد و یا شریک انتخاب کند نظرتان با جذب سرمایه چیست ؟

درود بر شما این درسته !

به افتخار خودتان

چرا به فکر خودتان نیستید ؟ میخواین بزارید برای وارث! که بگه کم گذاشت اگه این را میخواهید خودتان میدانید!

نمیگم به فکر آینده فرزند و همسر و یا اطرافیانتان نباشید میگم شما به دنیا آمده اید که زندگی کنید تلاش میکند که زندگی کنید نه جمع کنید.

دوستی با من تماس گرفت و از من خواست تا قیمت عطر های تولیدی من را بداند گفتم بین 1200000 تا سه میلیون تومان البته 400 تا 500 هم داریم معمولی است!

گفت: چقدر زیاد! بعد تماس میگیرم و قطع کرد من میگم خدمت شما فقط سیصد تا پانصد هزار تومان هزینه رفت و آمدو طراحی جلد یک شیشه عطر می شود .

این آدم این کاره نبود !

کارخانه رولز رویس و یا رولکس یا فرتکس تولید انبوه ندارد اما تبلیغات دارد ، ولی تولید محدود است.ُ افرادی که برای خودشان هزینه میکنند . قرار نیست شما برای خودتان رولز رویز بخرید اما چه اشکال دارد یک عطر دو یا سه میلیونی برای خود یا دوست عزیزتان بخرید و به او هدیه دهید ؟

جمله ای از والت دیزنی ،کاریکاتوریست انیماتور، صداپیشه ،تهیه کننده و کارآفرین آمریکایی است که می گوید :هرچی بیشتر خودتان را دوست داشته باشید کمتر شبیه دیگران می شوید و این امر است که شما را منحصر به فرد می کند.

 

دوستی من را برده ساندویچی و میگه دکتر فلافلاش حرف نداره!

دقت کنید حتی حاضر نیست من انتخاب دیگری جز فلافل داشته باشم!

این آدم میخواد با زندگیش چه کند؟ ماشین شاسی بلند نیم میلیاردی سوار میشه اما ته سیگارش را از پنجره بیرون میندازه ! به نظر شما این آدم به شما حق بروکلی میدهد ؟

خیلی ها یک کارت ویزیت برای خودشان درست میکنند که آخر قیمتش دویست هزار تومان است و میگه شماره تلفن من 0936! نه اینکه خط اعتباری بد باشه اما برای کسی که کار اقتصادی میکنه باید یک چیزهای اهمیت داشته باشه .

ماشین خیلی مهمه خانه مهمتر و لی ظاهر از همه مهمتر است !چقدر به ظاهر خودتان میرسید .

دوستی صاحب بهترین برند چرم کشور است روزی به او گفتم شما حداقل یک کیف چرمی از کار های خودتان دست تان بگیرد !

بد نیست یاد بگیرم اگر جای رفتیم حداقل یک خودکار از مجموعه خود به میزبان هدیه دهیم و این نشان شخصیت ما است که برای این ملاقات ارزش قائل بوده ایم … میزبان نیز به مهمان هدیه بدهد تا یادش باشد که با کی در کجا و به چه منظوری ملاقات داشته حتی اگر مهمان وظیفه خود را درست انجام نداده باشد!

در یک ا ز پلانهای فیلم جدای نادر از سیمین ،بازیگر زن میگوید اون که نمیداند تو پسرش هستی و مرد میگوید من که می دانم او پدرم است!

چرا ساعت و انگشتر و یا لباس بدلی ! خودت که میدانی این بدل است !یک درصد فکر کن طرف مقابل خودش این کاره باشد چی فکر میکنه وقتی تو میخوای بهش بفهمونی که ساعت اصل !

من میخواهم بگویم:

در دنیای مجازی باش اما واقعی باش

کم باش اما واقعی با ش

با فالور های دروغکی زندگی نکن

در بازار کسب و کار حرفی بزن که بتوانی اجرایش کنی

چیزی را بنویس که پاش وایسی

و مطلبی را که امضا میکنی از ته اش مطلع باش.

وگرنه مشورت کن

نترس !

یه چیزای هست که بهش میگن اتیکت در واقع این واژه فرانسوی است ، بد نیست بدانیم خیلی چیز ها را در بر می گیرد از نشستن تا حرف زدن و بطور کلی کسب و کار را در بر میگیرد !

خیلی ها میگن ما می دانیم ولی نمی دانند که روش درست کسب و کار در دنیای امروز خیلی تغییر کرده و ایشا ن اصرار دارند که به همان روش های گذشته کار کنند .

چرا بعضی ها کمتر کار میکنند ولی بیشتر در میاورند و برعکس خیلی ها هم بیشتر سرمایه می گذارند و هم بیشتر تلاش میکنند اما کمتر سود میکنند ؟

چقدر با واژه فرد حقیقی و یا حقوقی آشنا هستیم و تفاوت این دو را چقدر می دانیم؟

چقدر از بار جایگاه قانونی این دو مطلع هستیم ؟

با واژه ورشکستگی روبرو شده اید؟

طرف میره یک ماشینی میخره بالای یک میلیارد داره، مفت چنگش! آن هم ماشینی که خارج از ایران یک دهم همین قیمت را دارد، میگی چرا میخری ؟میگه جلو چشم مردم بد است باید داشته باشم و بعد همین کارخانه دار و یا صاحب بیزینس ،چکش برمیگرده ،میندازنش زندان و با همه داشته هایش دربدر دنبال یک مغازه دار یا کاسب هستند که بیاد ضامنش بشه یک کارمند دولت می تواند صاحب یک کار خانه چند میلیاردی را از رسوایی نجات دهد!

میدانید اگر یک مغازه سه در چهار که شهریار داشته باشید که پای مرغ بفروشد می تواند ضمانت یک کارخانه دار و مزرعه دار را بنمایید اما خود این شخص نمی تواند سند کارخانه و یا کارگاه اش را ضمانت بگذارد!

میدانستید اگر با یک شرکت قرارداد ببندید و بعد معلوم شود این شرکت ورشکسته شده و طلب شما ده میلیارد باشد نمی توانید از آنها بگیرد چون سرمایه ثبتی آنها فقط یک صد هزار تومان است!

دانستن همین چیز های کوچک و بی ارزش گاهی میلیارد ها شما را نجات میدهد !

دکتر پرویز غریب پور دوست نازنینم در سالها پیش مسئول روابط عمومی فرهنگسرای بهمن شده بود من با او ملاقات کردم و ابتدا اسم کامل و بعد شماره تماس و بعد آدرس مرا و بعد از جایی که آمده بودم را پرسید و در دفترش نوشت !

چون آدم محققی بودم و یا بهتر بگم هستم از ایشان سوال کردم : شما که اسم من را میدانستید و اطلاع داشتید از کجا آمده ام چرا این قدر دقیق پرسیدید و نوشتید !

گفت من نام شما را میدانستم و معرفی نامه شما را هم دیدم اما بد نیست بدانید بیشتر آدمها در جلسه اول و دوم تا 95 درصد راست حرف میزنند و از جلسه دوم به بعد می روند در پی ظاهر سازی و اگر در همان جلسه اول سوال کردی خانه و محل کارش و شماره تماسش چیست او دستش را به تو می گوید و در غیر این صورت اگر حتی یک درصد با او به مشکل خوردی هیچ آدرس و ردی از خود برایت نمی گذارد و در نتیجه تو باید بدوی دنبالش تا ببینی درست بود یا نه!پس همان جلسه اول یه بیوگرافی کامل تست شخصیت و رفتاری از طرف مقابل برای خودت داشته باش.

خیلی ها نیروی انسانی استخدام می کنند، البته بجز آنهایی که فقط منشی استخدام میکنند! وقتی کسی میخواهد کارمند استخدام کند باید رفتار شناسی بداند و تجربه این را داشته باشد که چه برخوردی در جلسه اول باعث ماندگاری و حرف شنوایی آن نیرو می شود !

این یک علم و دانش است و به هیچ عنوان تجربی محض نیست !

دانستنی های حقوقی شاید برای شما مهم نباشد اما در اندک زمانی متوجه میشوید که زندگی تان را متحول میسازد .ارتباط با آدم ها و تیپ شناسی و زبان بادی لنگویج یک علم است !

اطلاعات فرد را حتماً جای سیو کنید و قرار ملاقات ها را برای خودتان بنویسید و صورت جلسه داشته باشید و بدانید همین صورت جلسه های ساده می شود نقشه راه و روش کار، و بسیار مهم است.

وای از آدمهای که می گویند یادمان می ماند و در جلسه هیچ یادداشتی برمی دارند !

من میگویم :

ارزش هر نوشته کم رنگی از هر ذهن پور رنگی بیشتر است!

طرف می آید و ساعتی هم مینشیند از هر دری صحبت می کند و می رود ما توقع داریم اتفاقی بیفتد ! قرار است با برخورد من با این فرد صاحب ثروت شویم !

شما فکر میکنید قرار های در منزل و یا کافی شاپ یا قهوه خانه نتیجه بخش خواهد بود! چند درصد نتیجه گرفته اید ؟

فکر میکنید چند درصد از قرارهای ملاقات در ساعت های غیر متعارف نتیجه بخش خواهد بود ؟

خیلی وقت کم داریم !

چه برای زندگی کردن و چه برای کسب درآمد بیشتر !

همه شما میدانید بدن انسان یک سیستم خداداد دارد که خودکار عمل میکند و برای نمونه کافی در بیست و هشت روز عادت کنید که ساعت شش بیدارشوید و یا ورزش کنید یا نماز اول وقت بخوانید تمام! فقط کافیست در این مدت مراعات کنید دیگر بدن عادت میکند و به خصوص عادت کنید که ورزش را در هر شرایطی داشته باشید و دنبال کنید من که میگم ورزش فقط ورزش باستانی حسابی آدم را درست میکند.

از فرصت ها باید استفاده کرد و زمان را باید مدیریت کرد، بدون شک اگر کمی با دقت به موضوعات اطرافمان توجه کنیم متوجه میشویم که چه فرصت های را برای کسب درآمد داشتیم و به راحتی از دست داده ایم .

تجارت ، صنعت ، کشاورزی حوزه فرهنگی به خصوص خیریه ها عالیه، مگه نمی خواهیم کار خیر کنیم مگر نمی خواهیم مدرسه سازی کنم ؟

سیستم های تبلیغاتی عوض شده دیگر در دنیا خیلی چیز ها عوض شده حتی پپسی و کوکا هم نامشان را از حروف درشت به ریز تبدیل کرده اند!

تبلیغات نباید مستقیم باشد! نه اینکه بد است بلکه بی نتیجه است! تلویزیون ،تراکت ،ایمیل زدن کم جواب میده دنیای اینترنت است!

من تعجب میکنم بعضی شرکت ها و حتی افراد سایت ندارند بعضی هم که سایت دارن به روز رسانی نمیشه ! رنگینگ یک هنره مگه میشه آدم دست فروشی کنه داد بزنه نمیشه بشینی تا مشتری بیاد سراغت باید بدوی دنبال مشتری ،این که یکی راحت پول در میاره به همین منظور است.

رستوران بسیار عالی تاسیس میشود دو سال بعد خاک مرده ریختن جواب نمی ده چرا چون کار تبلیغاتی نکردی میگه ما مشتری خودمان را هم داریم ! مگه اشکالی داره یک کارخانه دوتا بشود؟ یک خونه سه تا بشود؟ سه ماشین ده تا بشه! مگه پول درآوردن بده که میگی نه ما نیازی به تبلیغات نداریم باید کار را گسترش بدی ما اینجا هستیم تا با هم و کمک هم کارهایمان را رونق دهیم .

میخوای چیکار کنی؟ چرا نمی روی یک مسلمان خوب سرتو بعد از اصلاح بشوره سشوار بکشه و ریشت را انکار کنه ،چرا تو خونه رنگ به موهات میزاری مگه نمیخوای دیده بشی آن لباس قشنگه مال تو است ! تو باید بپوشیش و زندگی کنی چرا خودتو سر کار میزاری و به خودت دروغ میگی چرا راحت سرطان میگیری و یا راحت قلبت درد میگیره ،اوره، فشار خون و اینا نتیجه اینکه میخوای نادانسته همه چیز را بدست بیاری و مدیریت کنی و دقت نداری که دنیای مدیریت کاملاً تغییر کرده.

در واقع برنامه بنیاد مشاوران آشتی برای همکاری با شما در خصوص تمام مسائل خدمتتون عرض شد

امیدوار هستیم این توفیق همکاری شامل حالمان گردد.

ذائقه ها عوض شدن و مردم دیگر مثل سابق نیستن جوانان حلقه در بینی میکنند و مردم تبلیغاتی را نگاه میکنند که اساساً درآن جنس مورد نظر دیده نمیشود !

میروید دفتر دوستتان و یا مهمانی میزبان می پرسد چی میل دارید چای ، قهوه و یا نسکافه شما میگین فرقی نداره! فرقی نداره؟ چطور چای با نسکافه و یا قهوه فرقی نداره؟

به خودمان بیاییم ما اینجا هستیم تا یک چیز را با هم دنبال کنیم آن هم تغییر روش در سیستم مدیریت است .

پنجاه شرکت مطرح دنیا را بررسی کردن تا معرفی بهترین ها باشند مایکروسافت در این جمع نبود مدیران مایکروسافت گفتن چرا از ما قوی تر کدام شرکت است توضیح دادن اولین شرط موفق بودن این است که شرکت عمری بیش از پنجاه سال داشته باشد!

چرا تویوتا و یا سونی و یا جنرال موتورز موفق است چون مدیرانش هر روز بروزرسانی می کنند مدیر بنز مدیر بنزه چون دنبال یادگیری و تجربه است کدام از ما بخش روابط عمومی و بین الملل داریم که ما را به دنیا معرفی کند؟ کدام از ما هر سال حداقل یک بار برای دوستان و پرسنل جشن میگیرم و شادی میکنیم که سالگرد تاسیس کسب و کارمان است .

چرا می ترسیم جنسمان را تضمین کنیم چرا خودمان را اثبات نمی کنیم ؟چرا می ترسیم بیمه بشیم و بیمه را یک کار زائد می دانیم مگه مرگ حق نیست چه اشکالی داره بیمه عمر باشیم و یا چه اشکالی داره شغلمون را بیمه کنیم !ما بطور کل چقدر صنعت بیمه را میشناسم ؟

می دانید بیمه عمر چیست؟

و مرگ هم حق است !

چرا به کسب درآمد های ارزی فکر میکنیم ؟و به بازار های اطرافمان توجه لازم را نداریم؟

پول نداریم! تولید نداریم ! زبان که داریم !ایده که داریم این همه کارخانه راکت ! طرف کارخونه داره که می تواند سه شیفت کار کند اما یک شیفت کار میکند و آن هم با یک سوم کارگر ! میگوید ما نیروی کار و امکانات و سرمایه اولیه نداریم! عزیزم نیروی کار و امکانات و سرمایه دوستت را به کار بگیر و مشارکت کن !

این روز ها

یا ایده دارید سرمایه ندارید

یا سرمایه دارید ایده ندارید

و یا سرمایه و ایده دارید

شما کدام یک هستید ؟

چرا ما با واژه مشارکت مشکل داریم میگیم اگر شریک خوب بود خدا برای خودش درست میکرد این که کفر است. خدا می فرماید : شما باهم مشارکت کنید من هم شریک میشم و برکت به کسب و کارتان می دهم چرا با نیت درست کار را شروع نمی کنیم شراکت یعنی مساعدت و تعامل و همکاری تا مرگ برای مشارکت طولانی مدت مشکل دارید؟ خوب میشود روی یک پروژه مشارکت کنید با یک قرارداد سفت و محکم که یک وکیل کاربلد بنویسه تا حق هیچ یک از طرفین از بین نرود .

ما اینجا جمع شدیم تا با هم همکاری کنیم جماعتی که از بهترین مدیران و موفق ترین افراد جامعه هستند جماعتی که علی رغم بینش و دانش و هوش سرشار آن در موارد اقتصادی و فرهنگی امروز تشخیص دادن بهتر است در این نشست شرکت کنند شما بسیار متفاوت هستید و بسیار مقتدر پس لطفاً بایستید و به افتخار خودتون کف مرتب بزنید و با هم بخوانیم:

ای ایران ای مرز پر گهر

سرود ای ایران خوانده شود

ممنون از شما ابتدا در خصوص کتاب های آتوسا و کاساندان عرض میکنم اگر دوستی تمایل به داشتن این دو جواهر گرانبها دارد می تواند ثبت سفارش کند و همکاران من این زحمت را میکشند .

اما مورد اصلی من و تیم همکارانم که بدون شک شما نیز می توانید به عنوان کارشناسان و مدیران لایق این بیداد با ما همکاری نماید.

با عقد یک قرارداد خرید خدمت یک ساله در خدمت شما خواهیم بود! دقت کنید هزینه یک سال مشاوره در تمام زمینه ها حتی خانوادگی و تحصیلی درباره فرزندانتان تنها برای یک سال ده میلیون تومان است یعنی حدود ماهی هفتصد هزار تومان نصف حقوق یک کارمند ساده !اما اگر امروز همینجا پیش پرداخت عقد قرارداد یک ساله را با بنیاد مشاوران دانش بنیاد آشتی ببندید شامل پنجاه درصد تخفیف خواهد شد و فقط با پنج میلیون تومان که ابتدا سه میلیون تومان نقدی و الباقی در سه قسط دریافت خواهد شد ما مشاور شما می شویم و هر هفته یک جلسه دو ساعته در خدمت شما هستیم و در ساعت اداری همیشه پاسخگو و مشاور شما و در کنارتان تا برای گرفتن وام ، نوشتن پروپوزال کاری و یا همان نقشه راه و هر قراردادی که مورد نظرتان است حتی قرارداد خرید ماشین یا خانه و یا اجاره ملک و ثبت نام فرزندتان از مشاورین ما بهره مند شوید !

ما در کنار شما هستیم تا شما هیچ دغ دغه کار و شغلی نداشته باشید و بتوانید با خیال راحت سرمایه گذاری کند ما تصمیم هایتان را برایتان بیمه میکنیم و ضمانت می دهیم یا حرف نمیزنیم و یا حرفمان را ضمانت می کنیم تا سود شما تضمین شده باشد .

نکته مهم این است که شما در پایان یک سال بدون شک بیش از این رغم در مشاوره با ما سود خواهید کرد و لی چنانچه از این مشارکت راضی نبودید بدون هیچ قیدو شرطی ما کل مبلغ شما را باز می گردانیم !

در صورت تمایل کافی است تا مبلغ پیش پرداخت قرارداد را به همکارانم تحویل دهید تا یک سال گارانتی خدمات ما را داشته باشید.

ضمنا” با عنایت به اینکه ما بشدت نیاز به مشارکت و مشاوره شما داریم ، از امروز شما نیز میتوانید با تکمیل فرم همکاری عضو افتخاری این بنیاد شوید و حکمی نیز برایتان صادر میشود در صورت تمایل برای بررسی و مشاوره های مختلف مبلغ پورسانت خود را از بنیاد دریافت خواهید کرد.

پس با خیال راحت از مشاوره با ما بهره مند شوید .

و بدانید اگر یک سال با ما همکاری کنید یک عمر کسب تجربه کرده اید و شاید سال بعد دیگر نیاز به ما نداشته باشید .

شما میدونید چطور از مغزها بهره مند شوید و این هم همان بهره مندی درست است از سواد و تجربه دیگران به نفع خودتان .

همان بحث مبدل است که در زمان و انرژی و سرمایه شما بسیار موثر خواهد بود .

کار ها را به ما بسپارید و راحت زندگی کنید به این فکر کند که چطور بهتر بفروشید و یا بخرید و یا سرمایه گذاری کند کجا سفر کنید و با کی معامله کنید ،این کار را با ما تجربه کند و نتیجه آن را ببیند .

عزیزانی که در بخش های کشاورزی ، صنعت ، تجارت و فرهنگی ثبت نام کرده اند میتواند بعد از عقد قرارداد با ما در جلسات تخصصی اولین تجربه مشاوره با کارشناسان ما داشته باشند . در خدمتتان هستم و ضمانت در پایان از حضور ارزشمند شرکت های و موسسات و همین طور عزیزانی که بواقع مدیران درخشانی بوده و هستند قدردانی میکنم و به رسم تقدیر و تشکر هدایای را نیز تقدیم ایشان میکنم .

تا یادم نرفته گواهینامه بین المللی و همین طور حکم عزیزان در کمتر از یک هفته دیگر حاضر است که به حضورتان تقدیم می شود .

به امید دیدارتان در محل کارتان!

یا حق

جعفر صابری

جهت هر گونه هماهنگی با شماره زیر جناب آقای دکتر حبیبی تماس بگیرید.

موضوعات مرتبط: سخنرانی

[ چهارشنبه دهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 11:57 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موضوعات مرتبط: تصویر

[ دوشنبه هشتم آبان ۱۴۰۲ ] [ 15:52 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

بنام خدای بخشنده مهربان

یکبار برای همیشه

بیشترین افسردگی ما آدم ها از حس مسئولیت پذیری ما سرچشمه میگیرد و این حس مسئولیت پذیری ریشه در کودکی مان دارد وقتی در شرایطی قرار می گرفتیم که برای خاموش کردن آتش اختلافات و ناراحتی ها به دنبال راه چاره بودیم و راهی جز معرفی مقصر نبود و ما حاضر بودیم برای نجات دیگران مسئولیت را بپذیریم و اینگونه شخصیت خود را پرورش دادیم تا امروز که خود را ناجی همه می دانیم و می خواهیم همه ی کار های روی زمین مانده را انجام دهیم ،حتی اگر دها پزشک روانشناس و یا مشاور به ما توصیه کنند که بهتر است کنار بکشیم ما می خواهیم همه کارها را به هر قیمتی خودمان انجام دهیم و این نوع نگرش باعث میشود اطرافیان ما و بخصوص نزدیکانمان حس مسئولیت پذیری را در خود از دستا بدهند و آنها نیز آدم های لا عبادی و غیر مسئول پذیری شوند .

مادرانی که فرزند بزرگ خانواده بودن در اولویت هستند البته فرزندان میانی و حتی کوچکترین فرزند خانواده هم ممکن است دچار این بیماری شود اما بیشتر فرزندان بزرگتر قربانی هستند البته فرزندان پسر نیز آمار زیادی را در بر میگیرند.

اینکه ما تصمیم میگیریم مسئولیت پذیر باشیم یک بحث است که صد البته بسیار عالی هم همست اما مسولیت ها تعریف شده هستند و اندازه دارند .

مادر به دلیل علاقه هایش به کار بیرون از خانه و یا وقت گذراندن با دوستانش و یا مشکلات عاطفی تصمیم به جدایی از همسرش را میگیرد و یا فوت شوهر بی یاور می شود در این میان فرزندان نصیب مادر می شوند حالا کار پدر خانواده را باید یک یا چند تن از فرزندان انجام دهند تا مخارج خانه تامین شود .

بخش آسیب های اجتماعی را درنظر نداریم وب موضوع آسیب عاطفی و روانی فرزندان را دنبال می کنیم این جا این شخص نا خاسته تا آخر عمر اگر درمان نشود یک بیمار افسرده خواهند ماند و بدترین حالت این بیماری این است که او هر چقدر هم تلاش میکند تا به دیگران خدمت نماید باز هم یک بازنده است و نتوانسته کار مورد علاقه اطرافیانش را به نتیجه برسانید آنها همیشه او را مقصر میدانند که در کارش قصور نموده و جالب این که او نیز خود همین نظر را دارد!

توان با شوق کوهی را زجا کند

فسرده خار نتواند ز پا کند

گل افسرده را آبی نباشد

دل افسرده را تابی نباشد

به خود این کار را مشکل توانم

وگر بتوان ز شوق دل توانم

در این کار ار دلم گیرد ثباتی

نگیرد جز به اندک التفاتی

این فرد همیشه بیمار است و بشدت افسرده حتی اگر در جمع بگوید و بخندد و شوخ باشد اما از درون نابود شده و بسیار تنهاست او هیچ دوست واقعی ندارد دوستان او همه از نظر سن و سال از او بزرگتر هستند و نگاهشان به زندگی نگاهی عمیق است و او خود را بزرگ می داند تمام فعالیت ها و اندیشه هایی که باید بطور طبیعی در زمان خودش حاصل و اجرا شود برای او زود تر او یا بطور کلی اصلاً اتفاق نمی افتد بلوغ ذهنی او زودتر بوجود آمده و او متوجه گذر زمان نیست روابطش با همسر و فرزندانش متفاوت است او همسرش را درک نمی کند و این را برعکس می دادند که او را درک نمی کنند و فرزندانش را در حد نوجوانی و جوانی خود میبیند و بطور کلی آنها را بزرگتر از سن و سالشان می داند.

بیماری این آدم به همکارانش نیز سرایت میکند و در روابط اجتماعی خود نیز دچار مشکل است او در قلبش وذهنش مردم و جامعه را مقصر می داند و همیشه به دنبال دردها و گرفتاری های موجود است و کمتر از زندگی خود در لحظه لذت میبرد، اگر به تفریح می رود و باید خوش گذراند نگران عزیزانش است که آیا به آنها نیز خوش میگذره هزار یای دیگر این گونه افراد برای افسردگی و افسرده ماندن نیازی به تلاش ندارند ژن افسردگی همیشه در وجودشان سرشار است و به سادگی می توانند دیگران را نیز با رفتار و گفتارشان افسرده بسازند، البته بندرت هستند افراد افسرده ای که با نشان دادن شادی هایشان در جمع سعی در مخفی سازی قم و قصه هایشان می آیند اما آنها نیز در جای خودش نشانه های افسردگی را از خود بروز میدهند.

چه باید کرد؟

راه چاره در این سادگی بسیار دشوار است و هماری خود فرد و اطرافیانش را می طلبد برای نمونه حس مسئولیت پذیری دیگران به خصوص نزدیکان را باید بالا بر گاری که سالها به غلط انجام شده و آنها خود بیمار هستند را باید از درمان ایشان شروع کرد ور هایی را برای شناخت زندگی و مسئولیت پذیر برای همه افراد خانواده باید بوجود آورد برای نمونه اگر فرزند خانه تصمیم به نگهداری یک حیوان خانگی را دارد باید کلیه مسئولیت این کار ا بر دوش خود بگیرد، و یا اگر هر کدام از افراد خانواده می خواهند شرایطشان را تغییر دهند باید در تامین بخشی از هزینه ها این کار شریک شوند حتی اگر از صحم قسمتی از پول تو جیبی شان باشد.

مادر ها در اینگونه موارد بسیار نقش کلیدی دارند فاجعه است اگر خود مادر بیمار اصلی افسردگی باشد و کار درمان با سختی پیش خواهد رفت !

مادری که تا امروز همیشه حق را به فرزندانش داده و در همه کارها سعی کرده کنار او باشد سخت می توان متقاعد کرد که باید شرایط استقلال فرزندت را فراهم سازی و به او فرصت دهید تا خودش کارهایش را انجام دهد و نگران نباش بگذار او استقلال داشته باشد!

گاه در مان مسئولیت پذیری این فرزندان خود یک دوره بسیار طولانی را میطلبد و در بیشتر مواقع فرزندان با صراحت کلام می گویند شما که نمیتوانستید مسئولیت ما را بپذیرید چرا ما را به وجود آوردید؟

این نوع ادبیات نیز بشدت در افسردگی و تخریب شخصیت والدین مسئول تاثیر منفی میگذارد و بیماری ایشان را تشدید می نماید .

بیشتر این افراد دچار بیماری های مانند قند ، فشار خون و درد های عضلانی هستند.

کمتر می توانند عاشق شوند و درک درستی از روابط عاشقانه ندارند و حتی زن و شوهری دارند آنها با همسرشان بودن را نوعی شرمساری میگمارند و به هیچ عنوان حاضر نیستند عشق و علاقه خود را در حضور دیگران بخصوص فرزندانشان نشان دهند با تولد اولین فرزند روابط جنسی خود را بشدت محدود میکنند و تمام وقتشان را صرف کودکشان می نمایند که همین موضوع در روابط خانوادگی شان آنها را دچار مشکلات زیادی می نماید طوری که قالباً به خیانت طرف مقابل و یا جایی میکشاند!

این گونه افراد بیشتر خود را مشاور و درمانگر می دانند و کمتر حاضر هستند به مشاور و روانشناس مراجع نمایند آنها همه چیز را میدانند و با کسی هم درد دل نمی کنند و اگر هم صحبت کنند نصیحت هیچ کس را قبول نمی کنند .

آنها با فرزندان خود بیشتر درد دل میکنند و این نیز بر میگردد به همان روش قدیمی تربیت والدینشان که موضوعات را با ایشان مطرح می کردند آنها به دنبال یک همراه و یا تائید کننده رفتار و گفتارشان هستند و ناخواسته بدترین شرایط رشد را برای فرزندانمان فراهم می سازد.

چه باید کرد در دل همین ها نفته شده هر بایدی پاسخش در نبایدی است به همین سادگی !

و یک بار برای همیشه باید این بیماری را درمان نمود .

فروغ فرخزاد عزیز زیبا میگوید:

از آینه بپرس
نام نجات دهنده ات را!

یا حق

دکتر جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

انجمن شاعران و هنر آۀموخته گان خود آموخته

دیدار دکتر جعفر صابری از نمایشگاه انجمن هنر مندان خود آموخته دی ماه 1402

حضور جناب آقای پروفسور حسن عشایری در نمایشگاه هنرمندان خود آموخته به همراه بانو دکتر شیوا دولت آبادی

نظر بدهيد

دکتر جعفر صابری و زندگی امروزی

خبرنگاران | جمعه هشتم دی ۱۴۰۲ | 14:57

 

رودکی در انجمن شاعران خود آموخته

 

مهندس علی عزتی در مراسم رودکی انجمن شاعران خود آموخته

حضور پروفسور حسن عشایری و بانو دکتر شیوا دولت آبادی به همراه دکتر جعفر صابری در مراسم

موضوعات مرتبط: گزارش

[ جمعه هشتم دی ۱۴۰۲ ] [ 16:0 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

شب چله با دوستان در کافه رگبار

موضوعات مرتبط: تصویر

[ دوشنبه چهارم دی ۱۴۰۲ ] [ 0:52 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

شهر فرنگ

در اواخر دوران قاجار واژه شهر فرنگ به دفتر فرهنگی ما افزوده شد و در شعر و ادبیات و حتی زبان معاوری مردم نیز راه پیدا نمود سینما نیز بی تاثیر نبود سفر های شاهان قاجار و بعد رفتن دانشجویان به خارج از کشور برای تحصیل همه و همه باعث شد تا ذره ذره در کنار بافت فرهنگ و رسوم ما آداب و رسوم غربی نیز جای برای خود باز نماید و صد البته واژگان غربی نیز به الفاظ ما افزود شد و حتی مردم عادی نز از مرسی بجای متشکرم و اوکی به جای فهمیدم و قبول دارم استفاده نمودن و گرچه سالهاست از زمان دولت پهلوی به خصوص پدر واژهای ایرانی را ترویج نمودن اما سرعت رشد غرب زدگی بیشتر بوده و مردم راحت تر با آنها ارتباط برقرار نمودن .گفتنی است این گونه مطالب و نفوذ فرهنگی بطور کلی اجتناب ناپذیر است و هر کشوری که رفت و آمد فرهنگی در آ وجود داشته باشد به مرور زمان دستخوش این گونه فعل و انفعالات می شود همین نوشته خود گواهی بر این ادعا است چرا که کلی کلمه با ریشه زبان عربی در آن بکار رفته است.

اما اصل مطلب این است که چرا می گوییم مگر شهر فرنگ است !؟ یا اینجا شهر فرنگ است و یا شادی و خوشی را در شهر فرنگ می دانیم شادی و زندگی را در فرنگ جستجو میکنیم و اگر شخصی را می بینیم که با شخصیت به نظر می رسد می گوییم طرف از فرنگ برگشته و یا لباس نو تمیز می پوشد فرنگی حسابش میکنیم خلاصه گویا فراموش کردیم خودمان چه فرهنگ و تمدنی داریم و کشور ما قدیمی ترین کشور جهان بوده و هست بیشک انتقال فرهنگ و ادب بین مردمان یکی از راهای ارتباطی محسوب میشود نوع خوراک ،پوشاک و حتی سبک زندگی آموزش و همه و همه میتواند در بین مردمان جهان صورت گیرد اما با حفظ ارزشها و رسم و رسوم آن کشور!

حفظ و ارائه ارزشهای هر ملت گرچه وظیفه دولت ها محسوب میشود اما مردم نیز بسیار در آن نقش دارند مراسمی چون شب چله یکی از آنها است که خدا را شکر این سالها ملت ایران خوب در برگزاری آن کوشا هستند و اما چه نیکو خواد شد که نام مفاخر گمنام کشورمان را نیز در این میان با درج گوشای از شناسنامه خدماتشان بای فرزندانمان به یادگار بگذاریم و آنها به خود باوری لازم برسند که بسیاری از این شخصیت ها در تاریخ جهان و دیگر کشورها و مردم چه نقش بسزایی داشته اند.

چه نیکو است که سرآغاز کتاب های درسی و علمی دانش آموزان گوشه ای از زندگینامه این اشخاص نوشته شود تا فرزندانمان با آنها بیشتر آشنا شوند و به مرور به خودباوری ملی نیز نزدیک تر گردند و به دنبال شهر فرنگ و فرگی شدند نباشند.

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ شنبه دوم دی ۱۴۰۲ ] [ 11:58 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

هنر مندان خود آموخته

 

موضوعات مرتبط: گزارش

[ پنجشنبه سی ام آذر ۱۴۰۲ ] [ 20:24 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

نمایشگاه دانه ای انار

نمایشگاه هنر های تجسمی دانه های انار

دکتر سجاد زارع وند در کنار آثار خود در نمایشگاه

خانم ستاره نظری

دکتر جعفر صابری

خانم افرا مردانیان

استاد جلالدین سخا

موضوعات مرتبط: گزارش

[ پنجشنبه سی ام آذر ۱۴۰۲ ] [ 20:21 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موضوعات مرتبط: مهارت های زندگی

[ پنجشنبه سی ام آذر ۱۴۰۲ ] [ 20:19 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

توضیحات دکتر جعفر صابری در خصوص افتتاح گروه هنری آشتی

موضوعات مرتبط: مهارت های زندگی

[ پنجشنبه سی ام آذر ۱۴۰۲ ] [ 20:17 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

میز خدمت

میز خدمت جایی برای خدمت رسانی مستقیم مسئولین به مردم

برخورد رو در روی مردم با مسئولین برای مطرح نمودن مشکلات آن و راهنمایی و حل آنها

به همت مرکز نیکوکاری برای بررسی و حل مشکلات مردم ،حضور مسئولان در محفلی دوستانه با مردم ،

در پی جلسات عصر سه شنبه ها که برای کارگشایی و امور خیریه در مرکز نیکوکاری و کار آفرینی نام آوران غدیر به مدیریت جانباز پهلوان حاج اکبرغلامی با همت مرکز نیکوکاری مردم و مردم ،تلویزیون آشتی و هفته نامه بین المللی همسر برگزار میشد مقررشد چون سنوات قبل ولی بسیار پررنگ تر و مفصل تر برنامه ملاقات مسئولان با مردم در مکان هیئت پهلوانان ،رزمندگان و قهرمانان واقع در تهران بلوار مرزداران جنب مسجد امیرالمومنین ( ع) صبح روز های پنجشنبه با عنوان میز خدمت برقرار گردد.

دکتر جعفر صابری بنیانگذار موسسه آشتی در این خصوص اعلام نمود عموم مردم می توانند مشکلات خود را که با سیستم های اداری و یا نهاد ها و سازمانها دارند ابتدا بصورت کتبی و بعد حضوری در این نشست ها که با عنوان میز خدمت است با مسئول مربوطه مطرح و انشالله حل مشکل شود.

امیدواریم مسئولان دلسوز کماف سابق در این خصوص یار و یاور ما باشند

تلفن تماس با میز خدمت :09020068415 و 0910011500 میباشد.

موضوعات مرتبط: گزارش

[ شنبه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۲ ] [ 14:29 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

حق حیات

گاهی مواقع تصمیمات ما بزرگتر ها تاثیر مستقیم و یا غیر مستقیم روزی زندگی حال و یا آینده اطرافیانمان بخصوص نسل جوان و در حال رشد خواهد داشت .

اینکه ما چطور زندگی کردیم و یا آیا از زندگی و گذشته خود راضی هستیم یا نه یک بحث است ولی این که نسل جوان و نوجوان هم حقوقی برای زندگی دارند موضوع بسیار مهمی است !

ما نمی توانیم و نه حق نابودی زندگی و آینده نسل بعد از خود را داریم هر تصمیمی که امروز برای زندگیمان می گیریم اگر نابخردانه باشد آینده فرزندانمان راتحت تاثیر قرار میدهد پس باید با برنامه ریزی درست پیش برویم این موضوع از کوچکترین رکن اجتماع یعنی خانواده تا بزرگترین آن یعنی جامه و یا کشور حتی کل کره خاکی میباشد اینکه زباله های هسته ای را از جو کره زمین خارج نموده و در فضا معلق قرارمیدهند بی شک تاثیرات دراز مدت بر روی کره م خواهد داشت.

ما نیز اگر به محیط زیستمان توجه لازم را نداشته باشیم این سرزمین ها بزودی نابود میشود اب و خاک از جمله مهمترین عناصر تشکیل دهنده زمین هستند و ما با تولید میلیونها تن زباله بیشترین صدمه را به محیط زیستمان وارد می سازد و تغذیه نامناسب یک فاجعه است که ما در کشور های ضعیف می بینیم بیشتر شاهد آن هستیم.

افسردگی و نا امیدی از آینده و نگرانی های ما در ظاهر نشان نمی دهد اما در واقع به مرور زمان باعث کمبود انرژی مثبت در روابط مان میشود و روابط انسانها را نیز به سردی می کشاند و در این میان فرزندان ما بخصوص کودکان و نوجوانان بیشترین آسیب را می بینند .

روح و روان و جسم آنها را ما آباد میکنیم اگر به فکر درست اندیشیدن و رفع موانع نباشیم آلودگی هوا تاثیر مستقیم به سلامنت افراد جامعه بویژه همین اقشار آسیب پذیر دارد !

شاید ما خسته از زندگی دل مرده و ناامید حتی تصمیم به خودکشی هم داشته باشیم این حق فرزندان مان است که به زندگی و آینده امید داشته باشند و ما موظف هستیم حق حیات را برایشان فراهم سازیم.

اینکه ما افسرده و یا دل مرده هستیم باعث نمیشود حق زندگی و حیاط را از آنها بگیرم پس با تصمیمات درست من حق زندگی را برایشان بوجود بیاوریم.

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ شنبه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۲ ] [ 14:19 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

استاد مرتضی نداف

 

.در آیین افتتاح نمایشگاه سوخته نگاری هفت شهر عشق آثار مرتضی نداف در موزه هنرهای ملی ایران ، دکتر جعفر صابری محفل هنردوستان و فرهنگیان را با صحبتهای خود گرم و لطیف فرمودند . پرداختن به اصول و مبانی هنرهای تجسمی و بصری از نکات بارز صحبتهای دکتر صابری بود که در این مقوله گریزی به هنر کهن و‌اصیل سوخته نگاری داشتند که موجبات دلگرمی و امید را در هنرمندان زنده نمودند .

سوخته نگاری از هنرهای کهن و اصیل ایرانی است که در طی تاریخ سیر تکاملی خود را داشته و امروز با تلاش های مرتضی نداف این هنر طی سه دهه اخیر احیا شده و جان تاره ای گرفته است .

موسسه سوخته نگاری ایران باهمین هدف تاسیس شد تا چتری حمایتی را برای هنرمندان مناطق محروم و کم بهره را بگستراند و شکر خدا به همت هنرمندان در نقاط مختلف کشور این امر محقق گردید که امید است با استمرار بر فعالیتهای حرفه ای شاهد خلق میراث کهن برای جامعه نیازمند به هنرمند و هنر باشیم

[ چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۲ ] [ 22:27 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

نمایشگاه میترا مراد طهرانی

 

[ چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۲ ] [ 22:26 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

تولد دکتر جعفر صابری

 

دور همی دوستان برای اموز خیر و تولد دکتر جعفر صابری بیست و یک آذر ماه 1402

[ چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۲ ] [ 22:25 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۲ ] [ 22:24 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دکتر جعفر صابری در موزه هنر های ملی

سخنرانی دکتر صابری در خصوص هنر و ارزش شخصیت هنرمند

موضوعات مرتبط: تصویر

[ دوشنبه بیستم آذر ۱۴۰۲ ] [ 0:25 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

حضور و سخنرانی دکتر جعفر صابری از نمایشگاه هفت شهر عشق آثار استاد مرتضی نداف در موزه هنر های ملی واقع در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عصر روز یک شنبه نوزدهم آذر ماه سال جاری

[ دوشنبه بیستم آذر ۱۴۰۲ ] [ 0:24 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

باز دید دکتر جعفر صابری از نمایشگاه خط نقاشی سرکار خانم میترا مراد طهرانی در فرهنگسرای خانواده ظهر روز یکشنبه نوزدهم آذر ماه 1402

موضوعات مرتبط: گزارش

[ دوشنبه بیستم آذر ۱۴۰۲ ] [ 0:21 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موضوعات مرتبط: گزارش

[ دوشنبه بیستم آذر ۱۴۰۲ ] [ 0:18 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

پروفسور سوزنچی و دکتر جعفر صابری در مراسم مولانا شناسی

 

دکتر کاظمی پروفسور سوزنچی دکتر جعفر صابری و جناب رحمانی

موضوعات مرتبط: تصویر

[ جمعه هفدهم آذر ۱۴۰۲ ] [ 19:1 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

تقدیر از دکتر محمد مرادی مخترع مواد شوینده

موضوعات مرتبط: تصویر

[ پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۴۰۲ ] [ 22:43 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

دیدار با جناب حسین ابراهیم پور مدیر کتابفروشی

موضوعات مرتبط: تصویر

[ پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۴۰۲ ] [ 22:40 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

 

موضوعات مرتبط: گزارش

[ پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۴۰۲ ] [ 22:38 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۴۰۲ ] [ 22:16 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

نمایش کلنل در تالار وحدت بسیار دیدنی آذر 1402

حضور دکتر جعفر صابری در نمایش کنسرت کلنل در تالار وحدت

«کلنل»، آرمان‌خواه ملی روی صحنه تالار وحدت

نمایش «کلنل» اثری است که این روزها در تالار وحدت روی صحنه است،‌ روایتی از کلنل محمد تقی پسیان که اولین خلبان ایرانی است،‌ فردی که جانش را فدای میهن‌پرستی‌‌اش کرده است.

«کلنل»، آرمان‌خواه ملی روی صحنه تالار وحدت

خبرگزاری فارس ـ‌ گروه تئاتر: در طول تاریخ شخصیت‌های مختلفی برای اعتلای میهن و آگاهی مردم تا پای جان رفته‌اند. شخصیت‌هایی که اگر نبودند شاید اتفاقات تاریخ معاصر ما در مسیر دیگری قرار می‌گرفت.

مرا اگر بکشند قطرات خونم کلمه «ایران» را ترسیم خواهد کرد و اگر بسوزانند خاکسترم نام وطن را تشکیل خواهد داد

محمد تقی پسیان یکی از این شخصیت‌هاست. وطن دوست و مردم‌دار. پسیان را اولین خلبانی ایران می‌شناسند که برای جلوگیری از هرج و مرج و عدالتخواهی جان را از دست می‎‌دهد. این روزها نمایش کلنل که در تالار وحدت اجرا می‌شود مروری دارد به زندگی و زمانه این جوان آزادی‌خواه که در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخی برای اعتلای کشورش مرارت‌های زیادی را تحمل می‌کند.

از خون جوانان وطن لاله دمیده…

ساعت 18:05 دقیقه است که «کلنل» آغاز می‌شود. نوشته‌هایی بر روی پرده پشت سر کلنل ظاهر می‌شود که از زاویه‌ای که من نشسته‌ام چندان خوانا نیست! اما «همدان- تپه مصلی» را به وضوح می‌خوانم.

نمایش با تک‌گویی کلنل شروع می‌شود. ماجرای معروف جنگ همدان میان ژاندارمری و قوای قزاق است. یکی از قسمت‌های تاریخ معاصر که در این سال‌ها خیلی کم به آن پرداخته شده است. بعد از آن محمد معتمدی وارد صحنه شده و در جایگاه کلنل قرار می‌گیرد. از خون جوانان وطن خوانده می‌شود و معتمدی چقدر دلنشین آن را می‌خواند.

کلنل از همدان شروع می‌شود و ما را همراه با خود به برلین، تهران و مشهد می‌برد و آشنا می‌شویم با سرگذشت جوانی که در هر لحظه از زندگی‌اش، دغدغه میهن دارد. تا جایی که از عشق خود نیز می‌گذرد:

کلنل: تو روزگار ناخوشی کشورم، دلخوشی دروغیه که باورش نمی‌کنم!

و در جایی دیگر در مشهد به آموزگار می‌گوید: من دلبستگی بزرگتری دارم که اسمش وطنه…!

محمد نقایی به‌عنوان نویسنده درامی را شکل می‌دهد که ما علاوه بر زمانه‌ی محمد تقی بتوانیم با احوالات درونی کلنل نیز آشنا شویم. مانند جایی که عزت خانم را در خواب می‌بیند و صادقانه از احوالاتش حرف می‌زند که یکی از قاب‌های جذاب نمایش کلنل است و بازی کاظم سیاحی در آن دیدنی است.

حتی شاید در نظر من بازی کاظم سیاحی با پیش‌زمینه‌هایی که از او داشتم کمی از انتظار بالاتر و بهتر ظاهر شده است.

علاوه بر این نقایی سعی دارد در جای جای نمایش از زبان شخصیت‌های مختلف گزارش‌های را قرائت کند، اصراری که به مررو مخاطب باید آن را بپذیرد. گزارش‌هایی که در لحظاتی مانند حضور ماژور بهادر با بازی اتابک نادری، بسیار به‌جا و دلنشین است و در لحظاتی دیگر می‌توانست از آن صرف‌نظر شود که گویا کارگردان هم راغب به استفاده از این گزارش‌ها به هر نحوی بوده است!

اما یکی از گریزهای مهم و اساسی نمایشنامه کلنل، زمانی است که معتصم السطنه با بازی علی عطایی، پیشنهاد استقلال خراسان را به پسیان می‌دهد. نقایی بسیار هوشمندانه قهرمان قصه را از این انگ تاریخی مبرا می‌کند. مطالعه دقیق منابع تاریخی نشان می‌دهد پسیان هیچ‌گاه در مسیر استقلال خراسان بزرگ قرار نگرفته و این مهم در اکتی کوتاه در این نمایش خود را نشان می‌دهد.

درهم آمیخته شدن قصه‌ای عاشقانه در روایت اصلی این نمایش آن را برای مخاطب دلنشین‌تر کرده است. ماجرای عاشقانه‌ای که نقطه ضعفش قابل پیش‌بینی بودن آن است. شاید صحنه‌های عاشقانه ایجاد شده تا محمد معتمدی بهانه بیشتری برای روی صحنه آمدن داشته باشد.

کلنل: اگه کسی آخر این مهلکه سلامت موند با خون خودم روی کفنم بنویسه وطن و بفرسته برای مادرم…

از اینجا بسیار صحنه‌هایی برای شخصیت‌پردازی ملی‌گرایانه کلنل وجود دارد،‌ شاید در تمامی لحظات نمایش به هیچ‌چیز مهم‌تر از وطن دست پیدا نکنید.

آخرین نمایشی که از امیر بشیری دیده بودم، سال 97 در تئاتر شهر بود. نمایش «باغ خونی»، اثری با موضوع تاریخی که آن هم به یکی از وقایع تاریخ معاصر کشور اشاره داشت و این می‌تواند نشان از علاقه این کارگردان به موضوعات تاریخی باشد. در روزگاری که اکثر کارگردانان به دلایل مختلف سراغ آثار آپارتمانی می‌روند، انتخاب چنین متنی جسارت می‌خواهد!

با توجه به شروع نمایش، تکلیف مخاطب با قسمت موسیقی که در تبلیغات اثر از آن خیلی استفاده شده است، مشخص می‌شود. قرار است محمد معتمدی خواننده نام‌آشنای کشورمان در نمایش تصنیف‌هایی را بخواند.

به‌نظرم «کلنل» حتی بدون اجرای موسیقی هم نمایش کاملی است،‌ اما حضور خواننده‌ای چون معتمدی آن را پرطرفدارتر کرده است.

تیم تولید سعی و اصراری زیادی دارد که به خلاصه‌ترین و ساده‌ترین شکل ممکن قصه نمایش را که درهم تنیده با اکت‌های زیادی است را به ما نشان دهد. شما را ارجاع می‌دهم به خداحافظی با ایرنه در برلین و خداحافظی با آموزگار در مشهد. دو شخصیتی که رابطه‌ای عاشقانه میان آن‌ها و کلنل شکل گرفته و لحظات درخشانی از بازی نازنین بیاتی و کاظم سیاحی را نشان می‌دهد.

به نظر این یک شیوه و طراحی مناسب برای این مدیوم و بازنمایی یک اثر تاریخی است، که مخاطب به راحتی بتواند در مسیر قصه قرار بگیرد. در همین رابطه شما را ارجاع به اکت محبس قوام السلطنه می‌دهم.

یکی از قسمت‌های جذاب نمایش کلنل با بازی سیامک صفری و کاظم سیاحی. کاگردان با تیزهوشی این اکت بسیار مهم را تنها با یک صندلی و نوری بر روی دیوار انتهایی صحنه که پره‌های یک هواکش است، نشان می‌دهد. و همه این‌ها شده است یکی از قسمت‌های مهم و پیش‌برنده داستان «کلنل»!

این سادگی باعث نشده که از برخی قاب‌هایش به راحتی بگذرد. حضور اسب‌هایی با شکل‌های عجیب، دیدن خواب عزت خانم، حضور پریداکس در ژاندارمری، پایان‌بندی و… از جمله قسمت‌هایی است که هیجان درونی برای مخاطب به وجود می‌آورد. کارگردان برای دیگر اکت‌هایش از ویدئو‌های که در انتهای صحنه بر روی دکور نقش بسته، موسیقی زنده و… نیز استفاده‌ کرده است. زمان‌بندی اجرای تصنیف‌ها با توجه به زمان نمایش در جای درستی از اثر قرار گرفته است.

یکی از جذابترین قسمت‌های نمایش کلنل، پایان‌بندی آن است. لحظاتی کوتاه و باشکوه!

در نهایت بشیری بیشترین توان خود را برای هر چه نزدیک شدن مخاطب به قهرمان قصه‌اش صرف کرده، تلاشی که گویا به ثمر نشسته. بعد از اجرا با مخاطبی روبه‌رو می‌شویم که آگاهی مناسبی نسبت به «کلنل محمد تقی خان پسیان» دارد.

اولین خلبان ایرانی که بسیار وطن دوست و مردم دار است، موسیقی می‌داند، ترجمه، ریاضی و… و در راه آرمان‌‌ش که وطنی آباد و آرامش مردم است، جان خود را از دست می‌دهد.

در مسیر کارگردانی کلنل، طراحی صحنه به خوبی نمود پیدا کرده است. زمان‌بندی استفاده از درهای دکور در اکت حضور ملاک‌ها، مرد آشفته‌حالی که با فرشی کوچک روی صحنه می‌آید و ورود عارف قزوینی از در دیگری از صحنه. این‌ها نشان از این دارد بشیری و مهدی‌زاده هماهنگی زیادی با یکدیگر داشته‌اند.

کلنل: شرفم اجازه نمیده یک وجب از خاک ایران جدا بشه…

کلنل، دوازده بازیگر دارد که ایفا کننده نقش‌های متعدد هستند. قبل از دیدن نمایش، تصور کاظم سیاحی در قامت کلنل محمد تقی خان پسیان برایم بسیار دشوار بود. اما سیاحی به خوبی از پس این نقش برآمده، نه دچار کلیشه‌های مرسوم در ایفای این چنین نقش‌های می‌شود و نه ساده‌انگارانه از آن عبور کرده است. مخاطب در لحظات مختلف خیلی خوب کلنل را درک می‌کند و این گویای اشراف کاظم سیاحی بر نقش است.

سیاحی یکی از نقش‌های به یادماندنی خود را این شب‌ها در تالار وحدت اجرا می‌کند. لحظات بازیگری سیاحی در مقابل نازنین بیاتی جزو قسمت‌های جذاب این نمایش است و بار عاطفی اجرا را به دوش می‌کشد.

حضور سیامک صفری از بازیگران نامدار تئاتر کشور و رحیم نوروزی بر روی صحنه درخشان است و یادآور روزهای خوب تئاتر است.

دیگر بازیگران با اینکه لحظات طولانی بر روی صحنه حضور ندارند اما حضور تاثیرگذاری دارند. مانند مونولوگ رعیت‎‌ها که یکی از آن‌ها با لهجه خراسانی است، مشاجره کلنل در قسمتی برای باز پس‌گیری اموال آستان متبرکه و… دیده شدن محمد معتمدی هم در قامت یک بازیگر در نقش عارف لحظات دلنشینی را ایجاد کرده است.

بشیری تیم بازیگری پویا و باتجربه‌ای در اختیار داشته و این یکی از مزیت‌های بزرگ «کلنل» است.

پایان پیام/

موضوعات مرتبط: گزارش

[ شنبه یازدهم آذر ۱۴۰۲ ] [ 20:57 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ شنبه چهارم آذر ۱۴۰۲ ] [ 19:52 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

بیا بیا بیا جلو تا بهت بگم!

شاید شما هم در شبکه های اجتماعی این جمله را از افراد مختلف شنیدید که رو به دوربین و بای ارتباط با مخاطب میگه بابا جلو تا بهت بگم!

و بعد شروع میکنه به گفتن مطالبی که مخاطب یا میداند و یا دوست دارد بداند!

مثلاً این دارو برای رشد مو عالی رایگان و بدون هیچ هزینه ای در دسترس و خانگی است روغن سیاه دانه و…عجیب است این سیاه دانه برای همه چی هم مفید است !

البته اگر موضوع یادگیری ها فقط همین روغن روشت مو باشد خوب است چراکه در نهایت کارساز نخواهد بود و همین چند تا تار مو هم از بین میرود اما وقتی خطرناک می شود که موضع آیند زندگی خود و یا اطرافیان و یا فرزندانمان به میان می آید و فردی که به سختی میتوان صلاحیت وی را در بحث تربیت و مشاوره باور و قبول داشت به خود اجازه میدهد با مطالبی که انشالله از خواندن یک یا چند کتاب مشاوره و یا روانشناسی یا حضور در کلاس آموزشی آموخته را با کمال شجاعت به دیگران انتقال میدهد و می گوید این است که من می گویم.

نقش تربیت فرزندان و زندگی مشترک و مطالبی از این دسته به شدت موضوعی عمیق و مهم است دانستن مکان ،زمان ،سن، تحصیلات ،گذشت و حال فرد و خلاصه مطالبی از این دست بسیار مهم و ضروری است تا بتوان یک مشاوره درست در اختیار طرف مقابل قرارداد ،این موضوع مانند مراجعه به یک پزشک است که تازه بعد از دیدن آزمایشهای مختلف و دانستن شرایط گوناگون فرد برایش نسخه می نویسد و چطور یک نفر با این سن و سال و یا دانشی که دارد به خود اجازه میدهد تا راحت از موفقیت و یا عدم موفقیت و یا بیماری روحی و روانی آدمها صحبت کند و صد عجب که بیننده به سادگی همزاد پنداری مینماید و خود را در همان شرایط قرار داده می اندیشد که باید روشهای پیشنهادی را به کار ببندد و نه تنها زمان و سرمایه خود را از دست می دهد بلکه بیشتر مواقع لطماتی غیر قابل برگشت نیز به خود و اطرافیانش نیز وارد می سازد.

عرض کردم شاید بعضی آموزش ها مانند خیاطی ،نقاشی، مکانیکی و را بتوان در قالب بیا تا بهت یاد بدم رایگان پذیرفت ولی باور بفرمایید همان ها نیز شایسته و بایسته است که در نزد استاد و حضوری فرا گرفت تا به نتیجه مطلوب دست یافت .

موضوع مهم انسانی و علوم انسانی بسیار مهم است و نمیتوان ساده پنداشته شود .

تربیت کودک و نوجوان یکی از همین موارد بسیار دشوار است چرا که بخش مهمی از زمان ایشان در محیطی بجز منزل و خانواده سپری میشود و با افرادی مانند کادر آموزشی و یا دوستان و همکلاسی ها طی می گردد و شناخت روحیه و برخورد ایشان بویژه دوستانش برای تربیت درست لازم و ضروری است.

اینکه شخصی می گوید فرزندان خود را رها کنید بگذارید مسیر های زندگی ا تجربه نمایند و به آنها اعتماد به نفس بدهید و ازادشان بگذارید نترسید و…این همه نشان از بی خردی انسان است شما یک گلدان گل ا به حال خود رها بسازید دها اتفاق برایش می افتد اگر جایش را عوض نکنید به موقع آبش ندهید خاکش را عوض نکنید به خاکش گود ندهید و خلاصه… چه بر سرش خواهد آمد ؟

کمتر استاد دانشگاه و یا روانشناس معتبر و مشاور کار بلدی را میشناسم که اقدام به تهیه چنین برنامه ها و یا فیلمهای نماید گرچه در طول عمر آموزشی خود صدها دانشجو را پرورش داده باشد .

و کمتر خردمندی را میشناسم که اندوختهای گوهر بارش را رایگان و بدین شکل دم دستی در اختیار عموم مردم قرار دهد .

هزینه مشاوره و حضور در دفتر خود من برای یک ساعت بیش از….. است و اگر دعوت شوم از …… چرا و. به چه دلیل باید به دنبال کار رایکان باشم و در همان ابتدا خواهش کنم مرا ثبتو یا قلب سفید را قرمز کنند مگر اینکه به دنبال درآمد هستم تو که از درآمد میلیاردی سخن می گویی چه نیازی به این قلب رنگی داری ؟

دوستان و عزیزان همراه نزدیک به سه ده است که از عمر هفته نامه همسر میگذرد و دها صاحب نظر با وسواس خواصی مطالبشان در این مجموعه تقدیم نگاهای مهربان شما گردیده و از این بهر دانش و معرفت ما نیز بهره مند شده ایم و لذا دوستانه عرض میکنم بسیار مراقب باشید و هم هوشیارانه عمل نماید هر مطلبی را باور نکنید .

تربیت کودک و نوجوان بسیار مهم است و روابط زناشویی نیز مهم تر از آن هرگز فرزندانتان را به حال خود بگذارید .

یک مثال زیبا است که می گوید :توله سگی که زودتر از والدینش پاس کند خوراک گرگ ها میشود و مرحوم پدرم به شوخی می گفت :کره اسب از نجابت پس پس مادر رود کره خر از خریت پیش پیش مادر میرود!

همین یک نکته طنز و بی تردید بسیاری از موارد را برای ما روشن می ساخت و امیدوارم به شما نیز کمک شایانی نوده باشد.

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ شنبه چهارم آذر ۱۴۰۲ ] [ 19:50 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ شنبه چهارم آذر ۱۴۰۲ ] [ 19:18 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دکتر جعفر صابری در نمایشگاه برج آزادی دوم آذر ماه 1402

موضوعات مرتبط: تصویر

[ شنبه چهارم آذر ۱۴۰۲ ] [ 19:17 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موضوعات مرتبط: تصویر

[ شنبه چهارم آذر ۱۴۰۲ ] [ 19:14 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دکتر جعفر صابری در سال 1379

موضوعات مرتبط: تصویر

[ شنبه چهارم آذر ۱۴۰۲ ] [ 19:13 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

تصویر دکتر جعفر صابری در سال 1376

موضوعات مرتبط: تصویر

[ شنبه چهارم آذر ۱۴۰۲ ] [ 19:12 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

<< مطالب جدیدتر …….. مطالب قدیمی‌تر >>

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 19:37 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 19:12 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 19:10 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 19:9 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

مراسم بزرگداشت یعقوب لیث عصر یازدهم بهمن ماه

پیمان بزرگ نیا در مراسم یعقوب لیث

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 18:59 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

سخنان دکتر جعفر صابری در خصوص خود آزاری و غرور زیاد آدم ها و گزشت در زندگی

موضوعات مرتبط: تصویر

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 18:53 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

میز خدمت روز پنج شنبه این هفته دوازدهم بهمن اه تقیم بسته های کمک به نیاز مندان در مسجد امیرالمومنین مرز داران

موضوعات مرتبط: گزارش

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 18:46 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

مراسم جشن سده در عصر روز سه سنبه دهم دی ماه سالت فردوسی

روی تصاویر کلیک نمائید تا فیلم را ببینید

مراسم شاهنامه خوانی

موضوعات مرتبط: تصویر، گزارش

[ چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 0:4 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ سه شنبه دهم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 17:10 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

قوانین معنوی بر خویشتن

قوانین معنوی بر خویشتن

به خودت اعلام کن نفرت را از دل بیرون کن و آنها که از تو نفرتی در دل دارند دل هایشان را شاد کن به خودت اعلام کن منشا رنج و
عذاب برای خود و دیگران نباش بنگر تا ببینی رنج و غصه دیگران محصول حرص و از و جاه طلبی تو نباشد

به به خودت اعلام کن تسلط نامیدی و غم است که در آدمی احساس بیهودگی و پوچی می آفریند. به خودت اعلام کن به دیگران از روی
دل مهر بورز آنان که آرام و با دیگران مهربانند به سهولت حقیقت را می یابند.

خودت اعلام کن هیچ یک از ما را شایسته نیست که از دیگران عیب جویی کنیم و یا به دیگران فخر و تکبر بورزیم

به خودت اعلام کن بیاموز اندیشیدن را بدون پریشانی و آشفتگی

به خودت اعلام کن هیچ شادی و لذتی بی آرامش دل ممکن نیست. کافی است که نام خدا را بر زبان آوری به

خودت اعلام کن نیرو و قدرت من هدیه ی من است از جانب خداوند برای خیر و خدمت آدمیان به خودت اعلام کن وقتی گله و شکایت
میکنی تحت نفوذ نفس هستی و در جهت نفس عمل میکنی

به خودت اعلام کن آدمیان همه از خوب و بد میتوانند برای ما مایه ی برکت و خیر شوند. اگر خوند سرمشق ما باشند و راهبر ما تا

بهشت و اگر بدند مایه ی عرت ما شوند و درهای دوزخ را بر ما ببندند.

به خودت اعلام کن خدایا مرا اسیر و شیفته ی خود کن تا از هر بند آزاد شوم

به خودت اعلام کن خوبی هر چند قطره ای باشد بر بدی هر چند دریایی باشد. غلبه خواهد کرد. زیرا خوبی از جنس وجود است

نور و بدی از جنس عدم است و ظلمت

به خودت اعلام کن هنگام رویارویی با مسائل زندگی به جای استفاده از قدرت و خشم از عشق استفاده کن

به خودت اعلام کن باید بخشش و دهندگی را نیاموزی بدون هیچگونه چشم داشتی و بدین گونه به گنجینه ی آسمان ها، حزانه ی

بیکران دست خواهی یافت.

به خودت اعلام کن ما باید بیاموزیم اگر ما را چیزی رسد ایثار کنیم و اگر برسد شکر کنیم و استغفار

به خودت اعلام کن در رنج مشکل ست شکست و سختی ها درس های بند و عبرت فراوان وجود دارد و هدفشان این است که

شخص را هدایت کنند. هوشیار باشو آنها را بیاب و نشانه ها را دریافت کن نشانه هایی که تو را به اصلاح نفس خودسازی

خودشناسی و خداشناسی فرا میخوانند.

به خودت اعلام کن من برای کسانی که خواسته یا ناخواسته آگاهانه یا ناآگاهانه طعنه رنج با ستمی را به من تحمیل میکنند هدایت میطلیم و
این قانونی است بر خویشتن

به خودت اعلام کن در هنگام فراوانی نعمت خداوند را شکر کن و اتفاق کن در هنگام فقر و نداری خداوند را شکر کن و استغفار کن

ه به خودت اعلام کن خدایا به فضل و کرم و رحمتت مرا ببخش و به من بیاموز تا بتوانم از خطاهای دیگران در گذرم و برای من

تفاوتی نکند که با من چگونه رفتار شده است و به من توانایی عطا فرما تا بتوانم توقعات و انتظاراتم را از دیگران کنار بگذارم.

به خودت اعلام کن خدایا مرا ببخش و به من بیاموز تا بتوانم با هوشیاری در لحظه ی حاضر مستقیما در ارتباط با تو آن وجود

متعاقل زندگی کنم و بتوانم دل را تماما به تو آن شعور متعال تسلیم کنم و تمام ارتباطاتم را با خویش حقیر قطع کنم.

موضوعات مرتبط: مطلب

[ یکشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 22:53 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

انتخابات سال 1402

 

موضوعات مرتبط: تصویر

[ یکشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 22:48 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دیدار از موزه دکتر علی شریعتی

دکتر جعفر صابری در منزل دکتر علی شریعتی

موضوعات مرتبط: تصویر

[ یکشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 22:47 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

جشن سده

حضور دکتر جعفر صابری در مراسم جشن سده 1402

[ یکشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 22:45 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

حضور دکتر جعفر صابری در مراسم تولد حضرت علی (ع)

موضوعات مرتبط: تصویر

[ یکشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 22:44 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دیدار و تقدیر از دکتر علی درویش خدمت گزار مردم و تلاشگر

موضوعات مرتبط: تصویر

[ یکشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 22:43 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دکتر جعفر صابری در مراسم مولانا

حضور دکتر جعفر صابری در مراسم جشن مولا و مراسم مولانا شناسی

تولد همکار خوب موسسه سید حیدر موسوی

موضوعات مرتبط: تصویر

[ یکشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 22:42 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دکتر جعفر صابری و دوستان

 

دیدار با شاعر معاصر کشور استاد محسن نیک

موضوعات مرتبط: تصویر، گزارش

[ یکشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 22:40 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دکتر جعفر صابری و مهاجرین

 

جمعه ششم بهمن ماه سال جاری به مناسبت سالگرد تاراج و تخریب موسسه آشتی در سال 1387 جمعی از دوستان مهاجر افغانستانی برای ملاقات و دیدار با آقای دکتر جعفر صابری در منزل ایشان حاضر شدن و از مشکلات خود مانند اقامت ،تحصیل فرزندان و اشتغال و درمانشان صحبت نمودن همچنی از ورزش مهاجرین نیز صحبت شد .

موضوع دریافت نقدی از مهاجرین برای اقامت مشکل دیگر ایشان بود.

مهندس توانا نمایند ایشان در خصوص همکاری های مشترک فرهنگی طرح های را ارائه نمود .

آقایان میر احمدرضایی

عبدالله احمدی

گل زمان زینی

شرزمان زینی نجم الدین امیری

از جمله این حاضرین بودن

موضوعات مرتبط: گزارش

[ یکشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 22:40 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

خیریه صالحان صادق

دوستی لطیفه ای را برایم تعریف کرد که شخصی نذر می کند با نمرات عالی در رشته پزشکی دانشگاه دولتی قبول شود و مادر هفتاد سالش پیاده برود کربلا زیارت !

شاید اولش خند دار باشد ولی وقتی در جامعه نگاه میکنیم میبینیم کم نیستن آدم ها و یا مراکز خیریه ای که نظر میکنند به نیازمندان خدمت نمایند اما از جیب مردم عادی و با تماس گرفتن یا پیام دادن از مردم می خواهند تا در یک کار خیر شرکت نمایند و این گونه در ثواب نذر آنها شرکت نمایند طرف در شبکه های اجتماعی از خانواده یا شخص نیازمندی تصاویری را پخش میکند حتی نسخه های پزشک معالج را هم می گذارد نشان میدهد که صادق است نسخه های که متعلق به یک یا چند سال قبل هستند و اینگونه مردم دلسوز و انسان دوست را سرکار گذاشته حسابی را هم میدهد و با این فرمایش که کمیته امداد اما و یا بهزیستی کارشان درست نیست و خلاف میکنند اما ما درست هستیم و آنها به غزه و عراق کمک میکنند و ما به مردم خودمان انگیزه کمک رسانی را در دل ما چند برابر نموده جیبمان را خالی می نمایند کاری که در نوع خودش شایسته و زیبنده نیست.

بعضی ها هم از حد گذرانده و خانم های را استخدام میکنند تا با تلفن تماس بگیرن دو بعد از معرفی مراکز خیریه شان بگویند کودکی نیاز مند است یا زنی سرپرست خانواده است و خلاصه بیماری هست که نیاز به دارو دارد و صد البته هستند مراکز خیریه ای که کارشان واقعی است ولی هرگز بانوان محترم را استخدام میکنند تا با در دست داشتن قبض کمک کنار عابر بانک ها و یا سر چهارراه ها از مردم تقاضای کمک نقدی نمایند آن ها با رسید و معرفی نامه رسمی از خیریه خودشان!

بطور یقین استعلام اینگونه موارد کار سادهای نیست و شایسته هم نمی باشد اما خبر خوش اینکه هرگز مراکز نیکوکاری و خیریه اینگونه عمل نمی نمایند و برای نام های مبارکشان بسیار ارزش و اعتبار قائل هستند نامهای که با اسما الهی و یا اهل بیت مزین شده این ها اوام فریبی است و دور از اخلاق در حال حاضر یک سیستم یکپارچه تمام نیازمندان واقعی ر شناسایی و در اختیار مراکز رسمی خیریه قرار میدهد و ثبت اسناد نیز به شناسایی افراد کمک میکند شما می توانید برای شناسای فرد و یا افراد نیازمند به مراکز رسمی خیریه و یا نیکوکاری با نشانی و آدرس قانونی مراجعه نمایید و کمک های خود را به دست اهلش بسپارید .

این مرکز با در اختیار داشتن این شبکه اطلاع رسانی بلافاصله از واقعی بودن فرد نیازمند حتی مقدار کمک های دریافتیش شما را مطلع می سازند .

موسسه آشتی بیش از سی سال است که بخشی از خدمات بشردوستانه خود را در قالب و چهارچوب دولتی و قانونی به انجام میرساند با آخر تمام مجوز های لازم و لی تاکنون از این روشها بهره گیری نموده و امیدوار هستیم دوستان خیر و بزرگوار نیز بخصوص این روز های سرد زمستان و در آستانه ماه مبارک رمضان و عید نوروز به یاری هم نوعان خود بشتابند اما از راه درستش .

یا حق

جعفر صابری

1-این یک نام است و هیچ ربطی به هیچ مرکز و خیریه ای ندارد !

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ شنبه سی ام دی ۱۴۰۲ ] [ 17:5 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

احمد قوام و کاریست دیپلماسی برای نجات ایران بر اساس اسناد منتشر نشده وزارت امور خارجه ایران و شوروی

 

احمد قوام چگونه استانین را قریب داد؟

برداشتی از نوشته سید علی موجانی

 

بیش از نیم قرن گذشته و در زمانی نسبتاً دور حدود ۷۸ سال روندی مهم و بی نظیر اما کوتاه در تاریخ سیاست خارجی ایران رقم خورد آن زمان شخصیتی مثل قوام السلطنه به دلیل ویژگی های ذاتی و اشرافش بر مباحث سیاست بین الملل و اوضاع جنگ با علاقه شخصی و دسترسی هایی که در محافل درباری داشت روند مذاکرات طرف پیروز جنگ را دنبال می کرد. لمذا وقتی وی به مقام نخست وزیری که کفالت وزارت امور خارجه را نیز توامان بر عهده داشت رسید با آگاهی از این پاره اطلاعات آگاهانه در این موضوع ورود کرد.

موضوعات مرتبط: تصویر، مطلب
ادامه مطلب

[ سه شنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۲ ] [ 22:15 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

کارگروه ایران فرهنگی بنیادفرهود برگزار کرد:

گرامی‌داشت رودکی در نشست پاسداشت مشاهیر ماندگار

  • خبرنگار امرداد: بامداد رستگار
  • 1402-10-25
  • 12:32

ادب و هنر, رویداد

سلسله‌ نشست‌های ایران‌ فرهنگی (پاسداشت مشاهیر ماندگار) نشست دی‌ماه خود را به بزرگداشت رودکی (پدر شعر فارسی) ویژه کرد. این نشست با سخنرانی دکتر بهرام پروین گنابادی، دکتر نادر کریمیان سردشتی، استاد عبدالرحمان حسنی، دکتر علیقلی محمودی بختیاری، پروفسور داریوش فرهود و سپهر پورفولاد درباره‌ی زندگی و شعر رودکی، یکشنبه 24 دی‌ماه 1402 در کلینیک دکتر فرهود برگزار شد.

دبیری نشست را کیوان سالمی فیه و اجرای آن را مریم سراجیان بر دوش داشت.

موضوعات مرتبط: گزارش

[ سه شنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۲ ] [ 21:58 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

کارگروه ایران فرهنگی بنیادفرهود برگزار کرد:

گرامی‌داشت رودکی در نشست پاسداشت مشاهیر ماندگار

  • خبرنگار امرداد: بامداد رستگار
  • 1402-10-25
  • 12:32

ادب و هنر, رویداد

سلسله‌ نشست‌های ایران‌ فرهنگی (پاسداشت مشاهیر ماندگار) نشست دی‌ماه خود را به بزرگداشت رودکی (پدر شعر فارسی) ویژه کرد. این نشست با سخنرانی دکتر بهرام پروین گنابادی، دکتر نادر کریمیان سردشتی، استاد عبدالرحمان حسنی، دکتر علیقلی محمودی بختیاری، پروفسور داریوش فرهود و سپهر پورفولاد درباره‌ی زندگی و شعر رودکی، یکشنبه 24 دی‌ماه 1402 در کلینیک دکتر فرهود برگزار شد.

دبیری نشست را کیوان سالمی فیه و اجرای آن را مریم سراجیان بر دوش داشت.

موضوعات مرتبط: گزارش

[ سه شنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۲ ] [ 21:14 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

مداد تراش

 

قدیما برای تراشیدن مداد ها از همان قم تراش استفاده میکردن و با حساسیت زیادی آرام آرام از اطراف نک میزنن تا نک کمی پیدا میشد و برای همین عمر مداد ها بیشتر بود حواس ما هم به نک مداد ها مون بود!با آمدن مداد تراشهای مختلف بخصوص رومیزی کار ساده تر شد نوک مداد را میزاشتیم تو مداد تراش و تمام ،گاهی وقتها حتی متوجه نمیشدیم یکی دو بار نک می شکست و دوباره می تراشیدیم !بی خبر از قد مداد که کوتاه و کوتاه تر میشد!

نگو چرا بعضی ها کم میارن ،یه وقتایی ما آدما میشیم مداد تراش و از قد و قیافه و روح و روان طرف مقابل می تراشیم بعد هم میگیم دیدی کم آوردی دی نتونستی تو که مردش نبودی چرا ؟!

عزیزم جانم شلنگ آب را حتی اگر بکشه دویست و بیست لیتری هم باشه یه جای پر میشه ! و بد تر از همه اینه که این آدم دیگه آدم سابق نمیشه بدجوری حالش خراب میشه و سالها یا شاید تا آخر عمر نتواند به کسی اعتماد کنه و تو نابودش کردی حتی اگر بار ها وبار ها بگی ببخشید اون میبخشه اما نمیتونه فراموش کنه این رسم زندگی است!

همه چیز از زبان شروع میشه صد البته فقط زبان نیست گاهی زبان بدن و رفتار های ما چنان جراحتی بر پیکر طرف مقابل وارد میکنه که هرگز با هیچ درمانی بهبود حاصل نمیشه یه حرف نادرست یه ذهن غلط و از همه بدتر مادر همه اینها دروغ هرچی ساختیم را نابود میکنه دیگه نمیشه به این آدم هیچ جوری اعتماد کرد طرف صحبت من آن که نابودش کدی نیست خود تو هستی تو که باید بدانی تا آخر عمرت چه بخواهی چه نخواهی باید در انتظار تاوان این رفتارت باشی فکر نکن زدی و رفتی فکر نکن حقش بود به این فکر کن که دیر یا زود تو همین دنیا چنان تاوان رفتارت را خواهی دید که باورت هم نمی شه !

کاشکی مالی باشه یه جای خواندم کشاورزها یک دانه گندم می کارند و شاخه هفتاد تایی برداشت میکنند من میخوام بگم این جا همان جاست یک میکاری هفتاد تا برمیداری همچین که خودت هم نمیفهمی و ای کاش که میفهمیدی!

همین

یا حق

جعفر صابری

کسی که سنگدله شاید یه روزی مهربون بوده

شکستن اعتمادشو وقتی خیلی جوون بوده

هر اندازه که میجنگه بازم حس میکنه بس نیشت

مثل تبعیده تنهاییش که منتظر هیچکس نیست

شاید پلای برگشتو خودش عمدا خراب کرده

هزار بار با سفید باخته سیاه و انتخاب کرده

شاید به هر کی دل بسته ازش بدجوری رنجیده

کسی که سنگدله شاید گذشته شو نبخشیده

اگه بیرحمه تو حرفاش اگه مه گیر و مرموزه

تو چشماش یه شبه تو شب یه جنگل داره میسوزه

بازم فرارش از اینه که معلوم نشه غمگینه

اونقد بهش دروغ گفتن به عاشقانه بدبینه

شاید پلای برگشتو خودش عمدا خراب کرده

هزار بار با سفید باخته سیاه و انتخاب کرده

شاید به هر کی دل بسته ازش بدجوری رنجیده

کسی که سنگدله شاید گذشته شو نبخشیده

شاید پلای برگشتو خودش عمدا خراب کرده

هزار بار با سفید باخته سیاه و انتخاب کرده

شاید به هر کی دل بسته ازش بدجوری رنجیده

کسی که سنگدله شاید گذشته شو نبخشیده

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۴۰۲ ] [ 18:1 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

من میخوامش!

با کمی شرم اما سبر و محکم در انتهای صحبت هایم پاسخم را فقط یک جمله گفت :من میخوامش!

سالهاست که این گونه جملات را از دها نفر شنیده ام من میخوامش ،من خوشبختش میکنم ،ما میتونیم به همه چی برسیم و … اما چند سال بعد حرفها و توهین ها و خلاصه جدایی ها !

تجربه به من نشان داده بیشتر اینگونه دوست داشتن ها بعد از مدتی به رابطه های سردی منجرب میشه و طرفین بیش از زمان دوست داشتن هایشان از هم متنفر میشوند و صحبت از فاصله های زیادشان با یک دیگر میکنند.

یک بار دیگر به دوست جوانم گفتم :

عالم عاشق ز عالم ها جداست

عشق اسطرلاب اسرار خداست

طرفین بخصوص جوانان با تربیتی که در خانواده داشتن و همیشه به آنچه دوست داشتن رسیدن برایشان حذف رسیدن به دلدار است همین!

مثل یک تشنه که نیتش سیراب شدن است،مثل یک گرسنه که فقط می خواهد سیر شود،مثل یک ورزشکار که حدفش قهرمانی است و مثل یک کوهنورد که حدفش فتح قله است هرچه بلندتر بهتر هرچه دست نیافتنی تر عالی تر این همه ی هدف او است و در پایان او است که می ماند با یک شی بدست بدست آورده شده که دیگر هیچ ارش و جزابیتی برایش ندارد!

من میگویم: بیشتر ما به دنبال بدست آوردن هستیم که از دست بدهیم!

شایسته است پس از دست یافتن به خواسته هایشان یاد بگیرند که چگونه آن را حفظ نمایند ،با پذیرش و درک متقابل با صبرو حوصله نشان دادن بیشتر از گذشته !

دوست من آقا جان اگر تو عاشق خنده اش در جمع شوخ طبعی هایش اجتماعی بودنش و یا لباسها و آرایشش بودی حالا باید بدانی این همان خود اوست و تو میتوانی او را تغییر دهی و قرار هم نیست تغییری صورت گیرد تو مالک هیچ چیز او نیستی و همین طور خانم محترم شما نیز فراموش نکن این همان مردی بود که تو اینگونه عاشق دلبری هایش شدی و امروز نمی توانی به این رفتارش عکس العمل مخالف نشان دهی او این گونه است با رفتارش دلربایی میکند و هر زمان امکان دارد دل کس دیگری را ببرد !

خانم جوانی می گفت من فکر میکردم بعد از ازدواج می توانم او را تغییر بدهم !و مرد دیگری میگفت : او عاشق من بود گفتم شاید بخاطر من از کارهای گذشته دست بردارد!

دوستان نمیگویم نمیشود اما متاسفانه باید بگویم بسیار دشوار است …خیلی دشوار تا حد غیر ممکن !

حالا اگر میخواهید یا حق

جعفر صابری

و چه زیبا گاندی به عشقش مینویسد:

خوبِ من ، هنر در فاصله هاست
زیاد نزدیک به هم می سوزیم و زیاد دور از هم یخ می زنیم.
تو ، نباید آن کسی باشی که من می خواهم ،
و من نباید آنکسی باشم که تو می خواهی .
کسی که تو از من می خواهی بسازی

یا کمبودهایت هستند یا آرزوهایت .

من باید بهترین خودم باشم برای تو

و تو باید بهترین خودت باشی و بشوی برای من ….

خوب ِ من ، هنرِ عشق در پیوند تفاوت هاست

و معجزه اش نادیده گرفتن کمبودها …

تـمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند

که ، ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت .

انـدازه مـی گـیـری!
حسـاب و کـتـاب مـی کـنـی!
مقـایـسـه مـی کـنـی!
و خدا نـکـنـد حسـاب و کـتـابـت بـرسـد

بـه آنـجـا کـه زیـادتر دوستش داشته ای،

کـه زیـادتـر گذشـتـه ای،
که زیـادتـر بـخـشـیـده ای،
به قـدر یـک ذره،
یک ثانیه حتی!
درست از همانجاست که توقع آغاز می شود

و توقع آغاز همه ی رنج هاست ………

 

زندگی ست دیگر…
همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست ،
همه سازهایش کوک نیست ،
باید یاد گرفت با هر سازش رقصید ،
حتی با ناکوک ترین ناکوکش،
اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن،
حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد،
به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند ،
به این سالها که به سرعت برق گذشتند،
به جوانی که رفت،
میانسالی که می رود،
حواست باشد به کوتاهی زندگی،
به زمستانی که رفت ،
بهاری که دارد تمام می شود کم کم،
ریز ریز،
آرام آرام،
نم نمک…
زندگی به همین آسانی می گذرد.
ابرهای آسمان زندگی گاهی می بارد گاهی هم صاف است،
بدون ابر بدون بارندگی

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۴۰۲ ] [ 17:59 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

کباب

یکی از لذت بخش ترین تصاویری هرگز از دیدنش سیر نمیشم شادی مردم بخصوص در رستورانها است می نشینند و در انتظار غذا هستند تا کارسون برایشان در سینی های بزرگ سرویس بیاورد و آنها با چشمانشان مسیر قرار دادن ظروف را دنبال میکنند بخصوص آقایان که می خواهند متمان شوند همچی خوب تقسیم می شود و از عزیزان به بهترین شکل ممکن پذیرای خواهند شد.

مرد چشمانش برق میزند خوشحال است و احساس غرور می کند،خدایا این حس زیبا را همیشه برای مردهای خانه حفظ کن و ای بانو بدان که این مرد برای لقمه لقمه های امروز تلاش کرده و از شادی تو فرزندانش شاد می شود خوشحال است که تو خوشحال هستی و لذت میبرد از لذت بردن شما او شاد است و خدا هم از این شادی شاد است !

صدای خنده بچه ها وقتی کباب می خورند و بعدش بطری نوشابه را سر میکشم زیباترین تصاویری است که لااقل در این روز ها ی سخت زندگی آدم های اطرافمان می توانیم ببینیم.

خدایا این تصاویر را بیشترو بیشتر نشانمان بده!

روز مرد پیشاپیش مبارک

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۴۰۲ ] [ 17:57 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دکتر جعفر صابری روز زن

 

روزت مبارک بانو

سالهاست که به مناسبت روز مادر جشنی گرفته میشود و به همین بهانه خیلی ها به ساغ مادرشان میروند و لحظات شیرینی رغم میخورد .

گرچه احترام به والدین بخصوص مادر به روزی و ساعتی تعلق ندارد و آنا واقعی همواره باید به بزرگان خود اللخصوص پدر مادرش احترام بگذارد اما این روز هم بهانه خوبی است برای عرض ارادت و خدمت مادری که با هر بار زایمانش نیمی از وجود و جوانیش را در پیاله جانه فرزند میریزد تا جان بگیرد ،مادری که هرزمان احساس نماید فرزندش نیاز به یاری دارد از جانش نیز مایه میگذارد و صد البته این گونه مادران هستند که لایق تقدیر و تشکر میباشد نه متاسفانه مادرانی که این روز ها به سادگی تمام ارزش های مادرانه خود را فراموش کرده و بای ساعدت و خوشی خودشان راحت فرزندانشان را نادیده می گیرند مادری که با کمترین موضوعی ساز طلاق و جدای را مطرح مینماید و بی تفاوت به آینده فرزندش فقط برای خوشی و لذت بیشتر از همه چیز میگذرد .

متاسفانه این روز ها کم نیستند زنانی که با بی تفاوتی نسبت به ارزش واقعی خود و جایگاهشان به دلایلی مانند اشتغال تحصیل و یا مطالبی از ای دست ساز سازگاری را کوک میکنند و زندگی خودشان را ترک می نمایند صد البته تحصیل و کار هر دو می تواند نقطه رشد و فهم و درک اجتماعی هر فردی باشد اما به چه قیمتی و به چه منظوری راز خلقت انسان و جایگاه هر یک از زوجین مشخص است مرد ها با توجه به جایگاهشان اگر در انجام امور محوله کاستی نمایند ارکان خانواده متزلزل میشود و سختی کار بر دش بانوی خانه قرار میگیرد و اگر زن نیز به دنبال اموری که در درجه دوم و یا سوم بعد از همسری و مادری باشد بروند زندگی نابود میشود .

اگر خانم خانه تصمیم گرفته کار کند این تلاش بیشتر و همت بالا ترای را میطلبد و مرد نیز باید به همسرش کمک نماید تا او نیز بتواند رشد نماید اما هرگز پدر ای مادر و یا بالعکس مادر جای پدر را در تربیت و رشد فرزند می تواند به نان کامل کند.

خانواده نیاز به گذشت و همیاری دارد ،همسران باید متوجه شیطنت بعضی از اطرافیان خود باشند که گاه از روی حسادت با طرح موضوعات مختلف باعث دلگیر شدن یکی از طرفین می شوند و زندگی مشترک روز به روز رو به ناخشنودی میرود .

هر انسانی می تواند با کمی اندیشیدن و گذشت حتی خودش مشکلات بوجود آمده را به سادگی حل نماید این روز ها کمتر کسی هست که نداند باید چگونه با شریک زندگیش صحبت کند تنها انسانهای نابخرد و نادان روشهای مانند لجبازی را برمیگزینند توهین و بی احترامی راهی است بی بازگشت و هر یک از طرفین چنان چه این راه را بروند باید بدانند که حتی اگر عذرخواهی هم ناید باز زخم عاطفی کلامشان همیشه در دل طرف مقابل خواهد ماند .

امیدوارم با صبر و گذشت مادرانه گرامی هر تلخی شیرین شود و زندگی هیچ کودکی به خطر نیفتد روزت مبارک بانو!

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ جمعه هشتم دی ۱۴۰۲ ] [ 17:30 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

آریا رزم

 

اولین نشست کشوری مدیران سبک رزمی بین المللی آیا رزم عصر پنج شنبه هفتم دی ماه 1402 در فرهنگ سرای سعادت آباد با مدیریت دکتر احمدی برگزارشد.

در این نشست مهمانان ویژای نیز حضور داشتند.

موضوعات مرتبط: گزارش

[ جمعه هشتم دی ۱۴۰۲ ] [ 16:11 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

دومین نشست میز خدمت در مسجد امیر المومنین (ع) مرزداران با حضور آیت الله دکتر محمد اشرفی اصفهانی و جهان پهلوان جانباز دکتر اکبر غلامی و آقای جعفر صابری پنج شنبه هفتم دی ماه برگزارشد

[ جمعه هشتم دی ۱۴۰۲ ] [ 16:7 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دیدار از انجمن حمایت از کودکان کار

عصر روز چهار شنبه ششم دی ماه 1402 بازدید از انجمن حمایت از کودکان کار واقع در محله مولوی تهران

موضوعات مرتبط: گزارش

[ جمعه هشتم دی ۱۴۰۲ ] [ 16:5 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دکتر جعفر صابری در شب یلدا

 

دکتر جعفر صابری بادوستان در شب یلدار کافه رگبار

[ شنبه چهارم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 22:54 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ شنبه چهارم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 22:53 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ شنبه چهارم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 22:52 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ شنبه چهارم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 22:51 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ شنبه چهارم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 22:50 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دیدار با دوستان از کاشان

موضوعات مرتبط: تصویر

[ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 15:12 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دیدار با جناب آقای کورش خرمی نویسنده کتاب

[ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 15:8 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

جلسه انجمن ادبی میثاق

موضوعات مرتبط: گزارش

[ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 15:7 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

سومین جمع عمومی عادی به طر فوق العاده جامعه اسلامی ورزشکاران هتل انقلاب عصر پهرشنبه بیست سوم اسفند ماه

موضوعات مرتبط: گزارش

[ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 15:5 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

بنام خدای بخشنده مهربان

 

جاری شدن سیل بر سر فقر/ در سیستان و بلوچستان همچنان دخترکان شوهر داده می شوند و شغل و بهداشت نیست

دکتر جعفر صابری

چرا با احساسات

یک بار دیگر بیشتر هموطنان عزیز در جریان سیل سیستان و بلوچستان حماس آفریدن و نشان دادن که با تمام نداری هایشان در زمان سختی و گرفتاری در کنار دیگر هموطنان خود حاضر هستند و از هر کمکی دریغ ندارند دها کامیون کمک های مردمی راهی این منطقه شد بسیاری بطری آب و شیر خشک ارسال نمودن و… طوری که فریاد ستاد های کمک رسانی بلا گرفت که دیگر کمک نفرستید و نیازی نیست!

راستی چرا ما ملت این گونه هستیم و هیچ مدیریتی روی این گونه خدمات صورت نمی گیرد به اصطلاح سازمان هلال احمد و یا کمیته امداد و یا بهزیستی و یا ستاد بحران استان وظیفه کمک رسانی و یاری رساندن در اینگونه موارد ا دارند اما چرا ما ملت خود سانه و بدون هیچ هماهنگی هر طور که دلمان میخواهد حمایت هایمان را به انجام برسانیم .

سالهاست ما از دوستان و همکاران خود می خواهیم که در چنین مواقعی قبل از هرکاری موضوع را با مردم در میان بگذارند و از مشکلات و نیاز های واقعی هموطنان آسیب دیده سخن بگویند اگر کسی در سیل و یا زلزله خانه خود را از دست داده و یا وسایل زندگیش از بین رفته باید کاری اصولی صورت بگیرد حسابی برای ساخت و ساز و تجهیز خانه کاشانه افراد بوجود بیاید.

ما ملت احساساتی هستیم که در چنین مواقعی کمتر به برنامه ها ی سازمانهای مربوطه توجه می کنیم ستاد بحران و یا سازمان هلال احمر نیز باید با کمک رسانه های ملی به اطلاع رسانی و شفاف سازی کمک نمایند و در روز های اول هر روز روز چند نوبت و بعد هر روز و هر هفته گزارش کمک های مردمی و نیاز های موجود را مطرح سازند،اینکه جماعتی با بیان اینکه به دولت و سازمانهای دولتی اعتمادی نیست پس خودمان اقدام نماییم جای بسی تاسف دارد در صورتی که همین افراد که بی شک دلسوزانه اقداماتی ا می نمایند می توانند به صورت داوطلب و رسمی در کنار سازمان های دولتی قرار بگیرند و درستش نیز این است که از ایشان دعوت شود و خاصه با یک برنامه ریزی درست ناطقی این همیاری و کمک ها به خصوص مالی جمع آوری شود و هر چه زودتر مسکن و امکانات زندی نیازمندان آماده شود.

صد البته این حمایت ها و یاری مردم بسیار لازم و ارزشمند است اما کنترل و مدیریت این همه محبت مردمی توسط دولت ضروری است.

چه بسا این همه کم و همیاری مردم اگر روی اصول و برنامه ریزی باشد بسیاری از مشکلات بعدی هموطنان آسیب دیده را در همان ماه های اول برطرف نماید،مسئولین محترم میتوانند با کمی درایت از این همه همکاری و همیاری مردمی کمال بهره مندی را بعمل آورند.

به امید همکاری و همیاری مسئولان با مردم و مردم با مردم!

یا حق

جعفر صابری

[ یکشنبه بیستم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 14:50 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

 

 

دیدار با استاد محمود افتخاری برای دیدن فیلم روی تصویر کلید کنید

[ پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 13:1 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

حضور دکتر جعفر صابری بنیانگذار موسه آشتی در نمایشگاه سازمانهای مردم نهاد عصر روز چهاردهم اسفند ماه

انجمن دچرخه سواری و هوای پاک

موضوعات مرتبط: گزارش

[ سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 20:33 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

حضور دکتر جعفر صابری بنیانگذار موسه آشتی در نمایشگاه سازمانهای مردم نهاد عصر روز چهاردهم اسفند ماه

انجمن دچرخه سواری و هوای پاک

موضوعات مرتبط: گزارش

[ سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 20:19 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

حضور دکتر جعفر صابری بنیانگذار موسه آشتی در نمایشگاه سازمانهای مردم نهاد عصر روز چهاردهم اسفند ماه

انجمن دچرخه سواری و هوای پاک

موضوعات مرتبط: گزارش

[ سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 19:55 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ دوشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 22:55 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ دوشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 22:54 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

زنم را کتک زدم!

وقتی مردی با شرمندگی می گوید زنم را کتک زدم من فکر میکنم میفهمم چه می گوید !

کمتر مردی دوست دارد همسر و شریک زندگیش را کتک بزند و با کمال احترام باید بگویم به نتیجه ترین کار ممکن همین است!بعنوان یک مرد شاید برای لحظه ای آرام شویم ولی خیلی زود به این نتیجه میرسیم که بی فایده بود زنا بیشتر واقع زبانی گزنده دارند و این موضع گاه تا مرز جنون مردان را پیش میبرد طوری که آنان از دست داده و سعی میکنند با زدن سیلی و یا مشت و لگد خودشان را آرام کنند گویی دشمنی قوی در مقابلشان ایستاده و تنها راه همین کار است !

بیشتر ما در زمان کودکی و نوجوانی تجربه تنبی در مدرسه را داشتیم وهمواره نصیحت والدین مان این بود که :

چوب معلم گله هرکی نخوره خوله!

سوال این است چقدر آن تنبی بدنی معلم و یا والدین مان تاثیر مثبتی روی تربیت و یا موفقیت ما داشته !؟

کم نیستن افرادی که به دلیل همین برخورد های خشونت آمیز دچار مشکلات زیادی شده اند و حتی در نهایت کانون خانواده شان از هم پاشیده شده است!

خانم ها شاید فراموش کنند چرا کتک خوردن ولی هرگز فراموش نمیکنند که کتک خوردن!

و به شما قول میدم کتک زدن زن هیچ تاثیر مثبتی روی رفتار او نخواهد داشت که بد تر هم میشود و در تمام طول زندگی به خصوص سالمندی همواره آن را به بدترین شکل ممکن به شما گوشزد می نماید .

هرگز از زور بازو برای تربیت استفاده نکنید نه تنها همسرتان را بلکه هیچ انسانی را بخصوص فرزندانتان که نتیجه بسیار بدی به همراه خواهد داشت.

شاید جایی در این خصوص اندرزی شده باشد اما قبل و بعدش نیز مطالبی هست که بد نیست آنها را بیشتر مورد امتحان قرار دهید .

خشونت بر علیه زنان در دنیا سالهاست انجام می شود ومتاسفانه در بیشتر کشور های مدعی حقوق بشر این موضوع بیشتر هم به چشم میخورد .

همانطور که گفته شد یکی از مهمترین دلایل خشونت علیه زنان بدزبانی و توهین و یا خیانت است که ریشه در موارد گوناگونی از جمله کودکی فرد دارد بعضی از بانوان در خانه پدری احساس راحتی و استقلال زیادی داشتن و حتی بنوعی مورد توجه زیاد والدین بوده اند در صورتی که منزل همسر این آزادی بیان و رفتار کمتر میشود و یا بالعکس دلیل سر کوی های فراوان منزل پدری با روحیی پرخاشکرانه با همسرش برخورد می نماید و نتایج نامطلوبی دارد .

در هر صورت برای داشتن زندگی سالم احترام متقابل لازم و الزامی است و در صورت پرخاشگری و برخورد همسر باید بلافاصله از موضع خود خارج شوند تا مورد آزار جنسی قرار نگیرند و در یک پروسه قانونی درست اسباب درمان و یا ترک زندگی را فراهم سازند تا آسیبی نبیند.

اینکه بخواهیم بانوان را از حقوق قانونی خود جلب نماییم کار درستی نیست اما در شناخت کلی باید دانست که بیشتر مواقع درست یا غلط مردان از برخورد فیزیکی استفاده می نمایند و شایسته است در آموزش های بل از ازدواج خانم ها بیاموزند در برخورد با این افراد از چه ادبیات گفتمانی استفاده نمایند.

روز جهانی زن بر همه بانوان مبارک.

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ دوشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 22:54 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

میز خدمت و کار برای مردم از طریق قضات قوه قضایی کشور

موضوعات مرتبط: گزارش

[ دوشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 22:53 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ دوشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 22:49 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

گناه خوار

شاید کمتر با این واژه آشنا باشید ، اما بیشتر آدما بخصوص مادرا بدجوری گناه خوار هستند !داستان این است که وقتی عزیز گناه میکند و قصر است گناه خوار سعی دارد تا تقصیر ها را به گردن بگیرد .و یا از حقوق و حقش می گذرد تا بای عزیزش اتفاقی نیفتد.

وقتی فرزندمان اشتباهی مرتکب میشود و قرار است با او برخوردی صورت بگیرد یکی از مهم ترین افرادی که سعی میکند موضوع را حل و فص نماید مادر است که با وساطت قرار دادن خود و یا ناچیز شمردن موضوع و خطا سعی میکند تا از فرزندش رفع اتهام شود و این روش حمایتی نا بخردانه چنان در زندگی فرزندانمان تاثیر منفی میگذارد که تا سالها نتیجه گریبانگیر اول خود فرد بعد والدین و حتی همسر و فرزندانش خواهد شد !چنین شخصیتی که همواره از او حمایت شده در برخورد با مشکلات زندگی بیشتر مواقع بطور مستقل دچار بحران میشود و نمیتواند کار ها را درست پیش ببرند اگر مذکر باشند بیشتر متکی ب مادرش متکی است و همین مسئله باعث میشود تا با همسرش نیز دچار مشکل شود و دخالت های مادر در زندگی آنها زیاد خواهد بود .

گناه خوار به اشکال دیگر نیز مشکل بوجود میاورد برای نمونه در محل کار خود همکاران را دچار مشکل میکند و از او به عنوان یک نیروی ساده لو یاد میشود و دیگران از او سو استفاده مینمایند.

و متاسفانه او از این موضوع نه تنها دلخور ریست که بسیار خرسند هم می باشد!

با کمی توجه به اطرافمان اگر در وجود خودمان ای نوع گناه خواری را نیابیم ک بی شک خواهیم یافت در بین نزدیکان ما هستند این گونه افراد .

راه درمان نیز در این سادگی کمی دشوار است چرا که برمیگردد به کودکی این افراد و یا خودمان پس بهتر است در فرصت مناسبی کمی خویشتن را پالایش نمائیم و بعد به درمان عزیزانمان کمر همت ببندیم چرا که این گونه افراد ناخواسته به خود نیز لطمه می زنند.

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ یکشنبه ششم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 22:37 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موضوعات مرتبط: تصویر

[ شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 22:36 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

حضور دکتر جعفر صابری در مراسم مولانا با حضور استاد ریاضی

[ شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 22:35 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موضوعات مرتبط: تصویر

[ شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 22:32 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

قابل توجه شرکت ها و موسسات تعمیرات صندلی اداری و …به صورت تخصصی

[ شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 22:30 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

خوش خبر باش ای نسیم شمال

ما فال میگریم که چی بشه؟

بیشتر ما آدما وقتی با کسی در باره موضوعی مشورط میکنیم به دنبال جواب منتقفی نیستیم !

چطور

؟

چون اگر او به ما گوشزد کند که این مسیر و یا رفتار مان درست نیست و باید حق را به طرف مقابل و یا …بدهیم دها مورد میآوریم که نه شما خوب متوجه نشدید …بله ما به دنبال تائید خودمان واندیشه و رفترمان هستیم و در نهایت هم با کمی دلخوری مسر مان را ادامه میدهیم کری را که باید انجام ندهیم را انجوام میدهیم !

وقتی فال حافظ میگیریم به دنبال یک همزاد پنداری هستیم حافظ اگر از حال من با خبر بود که بود اگر نه په اشکال دارد تفعل دیگری میزنیم و یا حتی باقران هم همین گونه برخورد میکنیم و استخاره هایمان اگر وب بود که بود اگر نبود یک یا چند بار دیگر بالاخره باید یکی آن شود که ما دوست داریم بشود !

در زندگی شخصیمان هم روش مشاورما این گونه است ،اگر دوستی به ما پیشنها کند برای بهبود مسائل با یک مشاور مشورط کنی بد نیست اگر ملاحظه او را نمائیم و چیزی نگوایم اما در دل میگوایم خودت دیوانه هستی من برم دکتر؟

بیشتر ما تفاوت دکتر روانشناس با روانپزشک و یا مشاور و ممدکار را نمیدانیم و و یا اگر هم تفاوتش را میدانیم خود را در بیشتر موارد بالاتر از ایشان دانسته و با لبخند میگوایم بیشتر این دکترا خودشون مشکل دارند!

سرمایه گزاری میخواهیم بکنیم خانه بخریم و یا سفر مهمی برویم فغال مگیریم و استخاره اما مشاوره نه!

با آدمهای اطرافمان درد دل میکنیم و در بیشتر موقع به حرفشان گوش میکنیم و میگیم او با تجربه بود این کار نیز در مواقع زیاد بدان دلیل است که در صورت نیاز تقصر هارا به گردن دیگری بیندازیم !

زندگی ما در گرو همین انتخاب های درستو یا غلط است اگر سرنخ زندگیمان را به دست افرادی بدهیم که در اطافمان هستند برای مشکلاتمان راه حل درست را انتخواب نکردیم البته چه بسا باشند عزیزانمان که دانش و سواد لازم را برای راهنمایی مان داشته باشند که زهی سعادت اما شایسته است از شخصی که منافعی ندارد وبدور از موضع است نیز مشورت نمائید.

آرزوی بهروزی بای شما داریم و خرسند هتیم تا در صورت نیاز شما مشاوه رایگان برای تحکیم خانواده ها را در ساعت اداری داشته باشیم .

شمار تلفن 02144608672در این خصوص تعین شده است.

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 23:2 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

خوش خبر باش ای نسیم شمال

ما فال میگریم که چی بشه؟

بیشتر ما آدما وقتی با کسی در باره موضوعی مشورط میکنیم به دنبال جواب منتقفی نیستیم !

چطور

؟

چون اگر او به ما گوشزد کند که این مسیر و یا رفتار مان درست نیست و باید حق را به طرف مقابل و یا …بدهیم دها مورد میآوریم که نه شما خوب متوجه نشدید …بله ما به دنبال تائید خودمان واندیشه و رفترمان هستیم و در نهایت هم با کمی دلخوری مسر مان را ادامه میدهیم کری را که باید انجام ندهیم را انجوام میدهیم !

وقتی فال حافظ میگیریم به دنبال یک همزاد پنداری هستیم حافظ اگر از حال من با خبر بود که بود اگر نه په اشکال دارد تفعل دیگری میزنیم و یا حتی باقران هم همین گونه برخورد میکنیم و استخاره هایمان اگر وب بود که بود اگر نبود یک یا چند بار دیگر بالاخره باید یکی آن شود که ما دوست داریم بشود !

در زندگی شخصیمان هم روش مشاورما این گونه است ،اگر دوستی به ما پیشنها کند برای بهبود مسائل با یک مشاور مشورط کنی بد نیست اگر ملاحظه او را نمائیم و چیزی نگوایم اما در دل میگوایم خودت دیوانه هستی من برم دکتر؟

بیشتر ما تفاوت دکتر روانشناس با روانپزشک و یا مشاور و ممدکار را نمیدانیم و و یا اگر هم تفاوتش را میدانیم خود را در بیشتر موارد بالاتر از ایشان دانسته و با لبخند میگوایم بیشتر این دکترا خودشون مشکل دارند!

سرمایه گزاری میخواهیم بکنیم خانه بخریم و یا سفر مهمی برویم فغال مگیریم و استخاره اما مشاوره نه!

با آدمهای اطرافمان درد دل میکنیم و در بیشتر موقع به حرفشان گوش میکنیم و میگیم او با تجربه بود این کار نیز در مواقع زیاد بدان دلیل است که در صورت نیاز تقصر هارا به گردن دیگری بیندازیم !

زندگی ما در گرو همین انتخاب های درستو یا غلط است اگر سرنخ زندگیمان را به دست افرادی بدهیم که در اطافمان هستند برای مشکلاتمان راه حل درست را انتخواب نکردیم البته چه بسا باشند عزیزانمان که دانش و سواد لازم را برای راهنمایی مان داشته باشند که زهی سعادت اما شایسته است از شخصی که منافعی ندارد وبدور از موضع است نیز مشورت نمائید.

آرزوی بهروزی بای شما داریم و خرسند هتیم تا در صورت نیاز شما مشاوه رایگان برای تحکیم خانواده ها را در ساعت اداری داشته باشیم .

شمار تلفن 02144608672در این خصوص تعین شده است.

یا حق

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 22:24 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 19:53 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 19:52 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 19:52 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ سه شنبه بیست و یکم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 0:16 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ یکشنبه نوزدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 23:41 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ یکشنبه نوزدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 23:39 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ جمعه هفدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 21:13 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ جمعه هفدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 21:12 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ جمعه هفدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 21:11 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ پنجشنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 23:9 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ پنجشنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 23:7 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دکتر جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سخنرانی

[ سه شنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 23:30 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دکتر جعفر صابری

موضوعات مرتبط: سخنرانی

[ سه شنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 23:29 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ سه شنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 23:29 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ سه شنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 23:26 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ سه شنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 23:23 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

توضیحات دکتر جعفر صابری در خصوص

موضوعات مرتبط: سخنرانی

[ سه شنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 23:21 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

ریزو مکانی است در حاشیه شهرستان آباده استان فارس در کناز چند تپه و کو که بعنوان مزره کشاورزی و دامپروزی محلی ها میشناسندش

موضوعات مرتبط: تصویر

[ یکشنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 14:40 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ یکشنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 14:38 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ یکشنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 14:26 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دفتر خیابان حقوق ی در سال 1377 موسسه آشتی و هفته نامه بین المللی همس

[ یکشنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 14:23 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ یکشنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 14:21 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ یکشنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 14:19 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ یکشنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 14:17 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

بنام خدای بخشنده مهربان

 

قلکها

حضرت پیر جناب شمس الحق تبریزی قدس الله سره العزیز می فرماید:ایام را از شما مبارک باد،ایام می آیند ،تا بر شما مبارک شوند،ولیکن در حقیقت ،مبارک شما یید!

همراهان دل :در مراتب سیر و سلوک عرفان عملی ,تحول روزگار رو با تعالی اندیشه و زدودن غبار از آیینه ی دل،و شنیدن و سماع ندای روح هادی الهی ،به گوش هوش جان ،و همچنین جدیت سالک صادق،در هجرت از شام تاریک و ظلمانی و فانی وجودش ،به قصد صادق و نورانی و باقی حضور حضرت دوست ،ارزیابی میکنند.برای همین است که در دعای تحویل سال ،کشکول گدایی و نیاز ،به درگاه آن بی نیاز مطلق ،آن محبوب ازلی می بریم و می گوییم

« یا مقلب القلوب و الابصار؛ یا مدبر اللیل و النهار؛ یا محول الحول و الاحوال؛ حول حالنا الی احسن الحال »

همسفران گرامی در این جهان فانی ایامی کبارک است که که پندار و گفتار و کردار نیک ،در ظرف وودی یک انسان عارف و متعالی ،مجال ظهور و بروز ثبوت پیدا کرده و به واسطه ی فانی شدن او در وجود حضرت حق ،دم حی الی و ابدی و نفس رحمانی و اسم محیی یا همان آب حیات عشق ،از نی وجودش در 18000عالم جاری و ساری بشود،

آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن آینه ی صبوح را ترجمه ی شبانه کن و در نهایت به سالک ،عارف متحول شده و به کمال رسیده که به سر موتوا قبل ان تموتوا دست یافته ،خلیفته الله فی الارض یا اشرف مخلوقات و یا منظور حضرت الله سبحانه و تعالی از خلقت این جهان بر تجلی اسماء و صفات الهی ،گفته می شود،و شاهد این ادعا در حضرت قرآن در سوره مبارکه ی ذاریات آیه 56ستتر است می فرماید:و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون و از منظر اهل الله و متقین لیعبدون میسر نمی شود ،مگر اینکه ابتدا ،لیعرفون یا همان شناخت و معرفت الله حاصل شده باشد

تعطیلات نوروزی سال 1403 نیز به پایان رسید و به دلیل همزمان شدن با ماه مبارک رمضان و تعطیلات عید سعید فطر کمی هم طولانی تر شد گرچه در بعضی شهر ها مانند قزوین ایام نوروز و دید و بازدید ها تا پنجاه روز بعد از عید نیز ادامه دارد و مردم عید دیدنی می روند اما این روز های خوب به پایان رسید و کم کم کار و زندگی روال همیشگی خود را شروع نمود.

 

قدیم عید که میشد برای گرفتن عیدی به دیدن بزرگتر ها میرفتیم و میدانستیم عیدی خواهیم گرفت این عید ها بیشتر وقتها یک جفت جوراب بود که یا نخی بودند و یا پلاستیکی همچنین گاهی وقتها تخم مرغ هم می دادند که رنگی شده بود و جان میداد برای بازی تخم مرغ بازی و یک وقتها هم اسکناس نوعی بود که میگرفتیم .

سالها پیش بیشتر کودکان و نوجوانان هم سن و سال آن روز های ما تصمیم می گرفتند که عید هایشان را جمع کنند و در قلکی بریزند و در پایان تعطیلات این قلک را میشکستیم تا بینیم چقدر پول جمع کردیم و با شمردن هر یک از سکه و اسکناسهای نو کلی خوشحال میشدیم .

امسال عید با ماه رمضان یکی شده بود و ما دلخوش بودیم که مهمان خود هستیم و برایمان مهم است که بدانیم در پایان این روزها چقدر عیدی گرفتیم !

اصلاً کاری کردیم که عیدی بگیریم و اگر قلک مان را بشکنیم چیزی در آن هست که شادی مان را افزون نمایند؟

نوروز طبیعت آمد و همچنین عید رمضان هر یک می بایستی تغییرات زیادی در روح روان ما بوجود می آورد آیا ما توانستیم این تحولات را در خود بوجود بیاوریم ؟آیا لایق دریافت عیدی بودیم؟

آیا می توانیم امیدی به فصل تابستان و رسیدن میوه ای مان داشته باشیم ؟آیا برگی در پاییز از ما زد می شود و به زمستان میرسیم که بار را دوباره ببینیم ؟

خودخواهی غرور تکبر حسادت و دها درد دیگر آیا به ما مجال زیستن خواهد داد ؟

چگونه یکدیگر را قضاوت میکنیم ؟اگر از کسی کمک خواستیم و او به هر دلیلی نتوانست خواسته ما را پاسخ دهد آن شخص نزد ما تمام شده است ؟

دها سوال از خود و باورهایمان است که اگر عاقل باشیم قبل از شکستن قلک ما میدانیم که بالاخره چیزی در آن خواهیم جست یا نه!

امیدوارم تا دیر نشده کاری برای خودان کنیم و دلهایمان را شاد نمائیم .

یا حق

جعفر صابری

سال پیش روی خوبی داشته باشیم

آمین

موضوعات مرتبط: سر مقاله

[ جمعه دهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 18:32 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دیدار کتر جعفر صابری از زاهدان

[ دوشنبه ششم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 16:38 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

دکتر جعفر صابری و روزه دار واقعی روی تصویر کلیک نمائید تا فیلم را ببینید.

موضوعات مرتبط: سخنرانی

[ دوشنبه ششم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 16:35 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ دوشنبه ششم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 16:35 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موضوعات مرتبط: تصویر

[ شنبه چهارم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 23:0 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
[ شنبه چهارم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 22:59 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]