نشستی دوستانه با جعفر صابری

مدير عامل مؤسسه آموزشي ،فرهنگي،هنري،انتشاراتي ومطبوعاتی  آشتي

آقای صابری،مؤسسه شما درنظر دارد بر اساس طرحی که شما ارائه نموده اید یک مسابقه و یا در سطح گسترده تر، درقالب جشنواره فیلم و عکس برگزار نماید. باتوجه به این که طرح اجرایی این جشنواره )فیلم) از جانب شما بوده است چه ضرورتی در ارائه این موضوع

میبینید؟

  با تشكر از شما قبل از هر چيز لازم مي دانم به اطلاعتان برسانم  این طرح از سال1374 توسط جمعي از دوستان وهمكاران مطرح و پس از مدت ها به مرحله كنوني رسيده است كه اگر نبود همكاري اين جمع ما امروز اينجا نبوديم  .

 { جشنواره دوربین دوم} یعنی نگاه به وقایع سینمایی از زاویه ی خاص که همه از آن بهره مند نیستند به عبارت دیگر نگاه از دوربیني ديگر.

ما معتقدیم دست یابی و آگاهي و بررسی پشت صحنه های فیلم های سینمایی ،سریال های تلویزیونی و حتی فیلم های مستند همواره یکی از عوامل پيشرفت  مهم در صنعت ساخت فیلم است که از جذابیت خاصی  نيزبرخوردار می باشد.

این بخش ها نه تنها به دلیل حوادث پشت صحنه ،مورد توجه است بلکه از جهاتی دیگر جذابیت ویژه دارند و بیننده را با دنیای پشت دوربین آشنا می کنند. همانند تلاش دست اندر کاران در پشت صحنه ،همکاری  ، صمیمیت ها، اختلاف نظرها، مشاجره، وحدت و همدلی، معرفی همه آنهایی که در پشت دوربین با هدفی مشترک فعالیت می کنندو…از آن جمله اند. به ویژه اهمیت وسایل و تکنولوژی سینما.

فکر نمی کنیداین موضوع تكراري باشد؟

خیر ، آنچه مد نظر ما است صرفاً گزارشي از پشت صحنه ها نیست،بلکه با اهداف مشخصی در نحوه بیان ، خط سیر و هدف آن که با نگرش و تدوین هنرمندانه اي یک سری اهداف را دنبال می کند  در نظر ما است ،در واقع شکل گزارشي آن بسیار ضعیف و در حاشیه موضوع قرار می گیرد. بنابراین هر تماشاگر علاقه مند به هنر سینماوتلویزیون (چه هنر مند باتجربه و چه بیننده عادي)برای شناخت شیوه های عملکرد دست اندرکاران فیلم که همگی در تشکیل یک اثر هنری مشارکت دارند مشتاق است و در کسب اطلاع از این رخدادها به اتفاقات پشت صحنه توجه می نمايند.

اهداف اصلي اینجشنواره شامل چه چیزهایی می شود؟

اهداف این جشنواره براساس انگیزه هایی، به وجود آمده است از جمله:

*بکر ونو بودن موضوع در قالب جشنواره.

*آگاهی مردم از تلاش فیلم سازان وزحمات ومشکلاتی که در این مسیر متحمل می شود.

*ارزش نهادن و تقدیر از فعالیت های تولیدات سینمایی وتلویزیونی.

*بهره گیری از تجربیّات برای آموزش تولید.

*معرفی بهتر امکانات و وسایل  ساخت وتوليد فيلم در سينما و تلويزيون.

اينها هدف اصلي ما مي باشد ودر واقع به موازات اين اهداف مي خواهيم شرايطي را براي :

1- شناساندن تولیدات صنعت  فیلم سازی و سینما .

2- معرفی صمیمیت و فعالیت گروه های هنری در عرصه سینما و تولیدات تلویزیونی.

3- شناساندن تجربیات گروه های تولیدی در پاسخ به بخشی از نیازهای قشر علاقه مند.

4- علاقه مند کردن دست اندركاران سينما براي ثبت وقایع کلیه ی آثاری که در مجموع یک اثر هنری را در عرصه سینما وتلویزیون به وجود می آورند. به عبارت دیگر ثبت عناصر و تمام عوامل تولید با تمام جزئيات آن مورد نظر ما مي باشد .

برای توضیحاتی که دادهشده دست اندر کاران تولیدات وعلاقمندان به شرکت در این جشنواره بایستی بر چه اساسیآثار را تهیه وتدوین و ارسال نمایند؟

موضوعات اصلی و در واقع محور محتوای آثار که همان بحث اصلی است بايستي براساس یکی از موضوعات زیر باشد :

1- همکاری،تلاش و صمیمیت گروه(این موضوع کلیت داشته و شامل تمام اجزاء فعال در تهیه و تولید  فیلم می شود)

2- حوادث و اتفاقات در پشت صحنه

3- کاربرد دوربین و امکانات فنی  ديگردرصنعت سینما وتلویزیون.

4-  تلاش و فعالیت کارگردان و همکارانش.

بنابر آنچه گفته شد آیاشما صرفا ً از نگاه عامه پسندانه به این موضوع می پردازید؟

خیر،آنچه مد نظر ماست صرفاً دیدگاه عامه پسندانه آن نیست اگر چه همین موضوع در جای خود بخشی ازاين رویداد را در بر می گیرد یعنی ما از دريچه ديد عموم مردم نيز به این موضوع نگاه کرده ایم ولي توجه اساسی ما به بررسی تولید فیلم هایی است که از پشت صحنه ها (خاصه موضوعات جذاب و واحد) که با نگرشی هنرمندانه وهدفمند تهیه وتدوین شده است می باشد.  براي نمونه در جشنواره کن سال 79 فیلم 9ساعته ای که(النور کاپولا) همسر (فرانسیس فورد کاپولا) از پشت صحنه فیلم جنجال برانگیز شوهرش با نام (اینک آخرزمان ) ساخته بود چنان سروصدایی در جشنواره راه انداخت که حتی فیلم اصلی به راه نینداخته بود و همین طور 15 دقیقه تصویر از پشت صحنه فیلم جویندگان که بسیار مورد توجه تماشاگران و منتقدین قرار گرفت.

واقعیت این است که پشت صحنه سینما آرام و بی حادثه نبوده و نیست ، اکثر اوقات دارای رخدادهای قابل تامل  است .شکستن کرین وافتادن فیلمبردار از روی آن ،سوختن بازیگر یامتصدی جلوه های ویژه در اجرای یک آتش مصنوعی ، تیر خوردن یا روی مین رفتن یک کارگردان در هنگام ضبط و ثبت یک اثر سینمایی و… همینطور تلاش وصمیمیت اعضای گروه برای پیشبرد کار را که نقطه عطف در ساخت یک اثر هنری است، نشان می دهد.

شما به عنوان يكايراني چرا اين جشنواره را در كشور ايران وبراي سينماگران ايراني اجراء نكردهايد؟ 
 

ضمن احترام زيادي كه براي همكاران سينماگر ايراني خود قائل هستم بايد بگويم هنر به ويژه سينما، جهاني است ومختص به يك كشور نمي باشد،راستش برای اولین بار در سال1374 (یعنی 1995)طرح اصلی جشنواره با مسئولین کشور ایران مطرح شد چرا که جشنواره فیلم فجر علی رغم تلاش دست اندرکاران آن واقعا یک جشنواره بین المللی نبوده ونیست،اما خیلی زود ما متوجه شدیم به دلایل زیادی از جمله مسائل اخلاقی که در سینمای ایران مطرح است اجراء چنین جشنواره ای آن هم باموضوع مطرح کردن پشت صحنه فیلم ها به طور قطع در ایران اسلامي  غیر ممکن است.لذا برای اجراء این جشنواره از کشورهای جنوبی خلیج فارس مثل امارات متحده عربی ویا حتی کویت دیدارداشتم ولی پس از بازدید و بررسی هاي به عمل آمده بعد از ملاقات وديدار با مسئولين كشور سلطان نشين عمان باعث افتخار ما است كه اين جشنواره به ميزباني ايشان برگزار خواهد شد.لازم به ذکر است مؤسسه آشتی یک مؤسسه فرهنگی،هنری مستقل وآزاد است که به طبق قانون ایران در خصوص فعالیت های هنری می تواند با هر شخص داخلی ویا خارجی هم همکاری نماید. و باید بگوییم حتما این جشنواره جهانی خواهد بود باسطحی فوق العاده مطلوب وعالی .

داوری اینجشنواره چگونه خواهد بود؟

این سوال شما منوط است به مراحل و شیوه ی اجرا که ما در دستور کار خود داریم . بدون شک داوران بایستی افراد شناخته شده سینما وتلویزیون جهان باشند که ما در صدد هستیم پس از قطعی شدن  تاريخ برگزاري جشنواره با عده ای از دست اندر کاران با تجربه سینما وتلویزیون جهان گفتگو داشته باشیم و از آنها دعوت نمائيم كه داوري اين جشنواره بين المللي را برعهده گيرند.

اگر توضیح دیگریدارید بفرمایید؟

من باز از شما تشكر مي كنم و در اينجا از تمام دست اندر كاران سينما وتلويزيون جهان دعوت مي كنم كه در اين جشنواره شركت نمايند ، صنعت وهنر سينما كه در بين ديگر هنرها از عمركمتري برخوردار است هنوز بسيار ناشناخته است وقتي در گوشه اي از همين جهان ودر همين قرن  دوربين يك خبرنگار يا فيلم ساز را موردجستجوقرار مي دهد تا مبادا بمبي در آن باشد ويا حتي آن را مي شكند وفيلمبردار را به بدترين شكل كتك مي زند ويا اسير مي كند ما مي فهميم كه چقدر اين هنر مظلوم واقع شده است در جاي جاي جهان امروز هنوز هستند اشخاصي كه به خود اجازه مي دهند فكر و انديشه يك هنرمند فيلم ساز و حتي فيلم ساخته شده او را كه تلاش جمعي از همكارانش است را سانسور ويا حتي توقيف كنند. ما بدون توجه به مليّت ،رنگ ،نژادو دين افراد اين جشنواره را صرفا براي نشان دادن صميميّت هاي موجود در صنعت سينما برگزار مي نماييم. اميدوار هستم با ما همراه باشيد.

باسپاس از آقای جعفر صابری مدیر عامل مؤسسه آموزشی، فرهنگی،هنری و انتشاراتی آشتی براي به دست آوردن اطلاعات بيشتر شما مي توانيد به سايت :

Friendly sitting with Mr. Jaffer Saberi, 

Managing Director of training, cultural, and art of Ashti publication. 

Mr. Saberi your institute is considering that based on the plans you have set out for one competition or in an elaborate manner in the form of a film and photographic festival to be held , with attention to the fact that implementation of  such a festival (film) , what is the requirement for presenting on this subject. 

  • *Thanking you in advance, I feel it necessary to inform you that the plan was made in 1374 (1995) by some friends and colleagues and after sometime it has reached the present stage, if it had not been for the co-operation of the group we would not be here today.
  • 2nd camera festival means looking at facts of cinema from a special angle which everybody is not aware of the second look from second camera.
  • We believe that we shall be able to review the behind the scene of cinema, t.v. serials, and also documentary films , which shall have positive results in the production of films having special attractions.
  • These sections due to effective reasons have special features for happenings behind the scene, such as efforts made by those in charge behind the scene, co-operation, friendships , conflict of views, arguments , unity and understanding, introducing all those working behind the camera with a unified aim . .. are considered , specially the importance of equipments and cinema technology.
  • Don’t you think that this is a repeated subject?
  • * No , what we consider is not only inclination towards from behind the scenes, but with actual aim for the mode of description , track and aim of it by considering and understanding professionally its formation which is weak and in positioned in the side of the subject, therefore every viewer of cinema art and television (whether be it an experienced actor or and ordinary viewer) for understanding the working method of film makers who work in order to construct an artistic effect, are eager and for obtaining information from such events which occurred  behind the scene is taken into consideration.
  • What are the main aims of this festival and consist of what things ?
  • The aim this festival is based on created incentives such as :          *Originality and novelty of subject set in the festival.                              *Public information regarding efforts of film makers , and their labor,  difficulties which they have had to face during the process.  *Giving value and credit from production of cinema and television.
  • Having a share of the experience for training of production.
  • * Providing a better introduction of facilities and equipments for making and producing films in cinema and television.
  • These are our actual aims and in reality subject related to reach the goal we want to have favorable conditions for:
  1. To define the art of film production
  1. Introducing intimacy and activities of the artistic groups in the field of cinema era and television production.
  2. To become familiarized with the experience of production groups in reply to  cortex of penchant.
  3. Creating affinity for those who are involved in cinema for registering all facts whose vestiges can be traced in one art in the era of cinema and television which have come into creation, like registering factors and all relevance of production, minute details of instances is our consideration.
  • For the explanations furnished on what basis the producers shall be interested to participate in the vestiges this festival, what are they required to  compile,  compose , and dispatch.
  • * Main subject is actually the axis of effects contents which is the main subject of discussion which should involve one of the matters reflected below :-
  1. Co-operation, efforts and friendship of the group (This is the key subject and involves all factors for compiling and production).
  1. Events and happenings behind the scene.
  2. Application of camera and other technical aspects in the cinema and television industry.
  3. Efforts and operations of producer and his colleagues.
  • * Therefore according to what has been said, do you only see and work on this subject from the view of general public liking.
  • No,  the thing which is taken into our considerationis not the general public liking, while this subject is one of the factors of this happening, meaning we also see this subject from the general public view, but our actual and main attention is on film production which is viewed from behind the scene (generally attractive units and subjects) which observes the prefecture and aims for production and its complications. As for example in the Cannes film festival of 79 a 9 hour film in which (Alnore Capolla) wife  (Francis Ford Capolla) created a havoc in behind the scene , her husband namely (Eink Akharzaman) has produced created such a publicity in this festival that even the main film did not create , and similarly 15 minutes of photography from behind the scene of film SEEKERS which was much sought after by viewers and critiques.

Actually this Behind the Scene was not of a quite and ineffective cinema and is not; most of the time has occurrences is reflect able. Filming of breaking of the crane and falling of the cameraman, burning of actor or special effect director while creating a special false fire, being hit by a bullet or going over a mine of one director while recording or registering a cinema effect and ….similarly trials and friendship of group members to further promoting and showing the work from inflection point for producing an art effect.

  • You as an Iranian, why you have not held a similar festival in Iran for Iranian film goers?
  • While considering extensive respect for my Iranian film colleagues which I personally have, I must say that acting specially global cinema and is not for any special country, truly for the first time in the year 1384 (1995) the floor plan for the festival was reflected to authorities in Iran since the Fajr Film  Festival which although the authorities tried without being and still are unaware of an international festival, but we soon became aware for various reasons such as ethical points which are very important in Iranian cinemas, holding such a festival , that too by mentioning the behind the scene of films without stoppage in Islamic Iran is impossible, and thus in order to set up this festival southern Persian gulf country such as U.A.E. or even Kuwait we held meetings, but after reviewing and  inspecting of major factors, after meetings and visits with authorities of the Sultanate of Oman was a privilege to us that this festival shall be held under their auspices. It would be worth mentioning that Ashti Institute is an independent and free cultural and art institute, which according to existing Iranian rules relating to artistic activities can consider co-operation of any local and foreign person. We must reiterate that certainly this shall be a global international festival and should be extremely desirable and excellent.
  • How this festival will be judged?
  • *This question depends on the stage and type of implementation which we have set in the agenda. With a doubt the judges should be persons known in the global cinema and television industry, which we are trying to do after finalization of the commencement date of the festival, and we intend to negotiate with some re-known  persons of the persons in the film and television industry, and invite them to take the responsibility and be the jury of this international festival.
  • In case you have any point to make, please go ahead?
  • *I personally want to thank you and hereby invite all renown celebrities of the world cinema and television to participate in this festival, the art and cinema industry which is amongst the young and unknown , when being held in a certain corner of this world during this century , the camera of one news reporter or film maker will initiate so that there is no bomb, or even break it, and beat up the camera man in the worst possible way, or arrest. We want how much this art is considered innocent, presently in every place around the globe there are people who permit themselves to censor or block the film(s) made by the effort of a group of artist, even in case of films which have already been made, we do not take into consideration the race, colour, religion of persons in this festival, only to show the result of existing group co-operation in the cinema industry. We hope you will be along with us.
  • Thanking Mr. Jaffer Saberi managing director of Ashti training, art, cultural, and publication institute, in order to obtain further information please visit our web site :-

درس اخلاق مدیران

بررسی کتاب اخلاق مدیران حضرت امام خمینی (ره) به مناسبت نزدیک شدن به انتخابات 1400

از طرف دکتر جعفر صابری

جعفر صابری/اخلاق مدیران

در آستانه انتخابات 1400<https://iframe.enama.ir/player/1363286/p>

درس اخلاق مدیران از کتاب اخلاق مدیران امام خمینی (ره)

تصاویری از 15 خرداد 1368 کار آقای دکتر جعفر صابری

14 خرداد 1368 از زبان جعفر صابری

https://iframe.enama.ir/player/1363328

خرداد سال 1368 من در حال تمرین تاتری با نام قندیل برای روز قدس بودم این کار در معاونت فرهنگی پدافند نیروی هوایی سپاه پاسداران در حال تمرین برای اجراء بود .

ما روز ها میرفتیم سینما قیام در خیابان طالقانی تهران و تمرین میکردیم .

 آن زمان ماه رمضان هم بود و کار سخت پیش میرفت .

من شب باید بازیگر نوجوان کار را با خودم میبردم منزلشان خانم فتانه تاجیک منزل آنها خانی اباد نو بود شب که رسیدم منزل آنها شب 14 خرداد مادرش گفت شام بمانید و همین که نشستم اخبار فیلمی را نشان داد که من گفتم  باید برم به نظر من امام خمینی رحلت نمودن و شبانه رفتم جماران حدث من درست بود و داستان شروع شد …

این تصاویر را من با دوربین زینت 126 خودم گرفتم و یاد گار آن روز ها است .

البته تاتر ما آن سال اجرائ نشد .

لقمه های دوستی

بچه که بودیم  برای سیر شدن شکم هر چیزی را نمی خوردیم و هر جایی هم نمی رفتیم اگه مدرسه بود لقمه نانی مادر درست میکرد و در طول زنگ تفریح میان آن هیاهوی کودکانه میخوردیم و گاهی هم به دوستمان تعارف میکردیم . اگر به درب منزل رفیقمان می رفتیم مادرش لقمه نانی هم برای ما می داد که او بیاورد و دوتایی وقت بازی در کوچه نوش جان کنیم .

کمی که بزرگ شدیم فهمیدیم نمیشود هر جایی، هر چیزی را با هر کسی بخوریم برای همین بار ها اگر هم اصرار دوستی بود برمی خواستیم و می رفتیم خانه خودمان .   نمی دانم تا حالا برای شما هم پیش آمده است یا نه ،سفره که پهن می شد می دیدم همان نوع غذایی است که دوستمان اصرار داشت بمانیم و بخوریم .

بله اگر روزی ما سبزی پلو با مرغ بود هر جای که برویم همان غذا را خواهیم خود .

 تقلا و اصرار بیجا چرا ؟

روزیِ ما همان که هست  و این بدان معنا نیست که تلاش ننمائیم بدان معنا است که حقی را ضایع نکنیم دروغ نگویم، کلک نزنیم و بدانیم که خداوند حواسش به ما هست لازم نیست با ظلم به انسانهای دیگر تلاش کنیم صاحب زندگی شویم خیلی ها درآمد های زیادی دارند اما تهش را که خوب بنگرید زندگی و آسایش ندارند.

خیلی ها برای بدست آوردن سودی بیشتر به همکارشان و یا دوستشان ناجوانمردانه خیانت می کنند و نا رفاقتی پیشه می کنند. بد نیست بگوئیم نکن رفیق به جایی نمی رسی!

قهرمان دانمارکی

” اوج مردانگی دانمارکی ها در بازی با تیم ملی فوتبال ایران در سال 2003 “

((شاید این تصویر رو خیلی ها ندیده باشند یا خیلی ها هم دیدند اما یادشون رفته….))

در رقابت های چهارجانبه “هنگ کنک” در سال 2003 تیم ملی فوتبال “ایران” در مقابل تیم ملی “دانمارک” قرار گرفت. در اواخر نیمه ی اول بازی “نیکبخت واحدی” با شنیدن صدای سوت که از سمت تماشاگرها بود با تصور اینکه بازی پایان یافته است توپ را داخل محوطه 18 قدم با دست بر می دارد تا به داور بدهد اما داور با دیدن این صحنه به سمت دروازه تیم ایران می آید و نقطه ی پنالتی رو نشان میدهد . کاپیتان تیم ملی دانمارک “مورتن ویگهورست” (morten Wieghorst) که متوجه حرکت غیر عمد نیکبخت میشود به سمت سرمربی تیم ملی دانمارک “مورتن پر اولسن” (Morten Per Olsen) می رود و با مشورت با او تصمیم می گیرد که ضربه ی پنالتی را به بیرون بزند . بعد از این از خود گذشتگی مورد تشویق تماشاگرها و تیم بازیکنان تیم ملی ایران قرار می گیرد. این بازی با نتیجه 1 بر 0 به سود ایران با تک گل “جواد نکونام” از روی نقطه ی پنالتی در نیمه دوم بازی به پایان می رسد .

این هم نوعی مردانگی است 

یا حق

جعفر صابری

توت

اسمش عطا است و آذری زبان .میگفت کم سواد است ولی خیلی زود توانسته بود آژانس املاک دایر کند و بهترین زمینهای منطقه خودشان را بخرد و حسابی کاسب بوده طوری که جزو خیرین شهرشان محسوب میشده و بانکهای شهرشان  بدلیل خوش حسابی نمی گذاشتند چکش برگردد.تا اینکه با تریاک آشنا شد رفیق بد و زغال خوب و پول هم که بود درآمد عالی و زندگی راحت کم کم باعث شد تا عطا بیشتر وقتش را با دوستان بگذراند و همین مسئله به مرور پول نزول و بهره را در زندگیش وارد کرد اولین بار که زندان افتاد چند ماه بیشتر طول نکشید و بعد باز چک بعدی و مشکلات مالی این بار سه سال طول کشید و فرصتی بود تا او با مواد مخدری بنام شیشه آشنا شود و پس از آزادی دیگر آدم گذشته نبود این بار نه تنها در گیر مواد بود بلکه دچار توهم مصرف مواد هم بود طوری که یک هفته احساس می کرد زنبور ها به خانه اش حمله کرده اند و برای همین کل خانه را سم پاشی کرد و با تبر به جان دیوار ها افتاد تا لانه زنبور هارا خراب کند .

 با زنی شریک شد تا کارآژانس مسکن را ادامه دهد اما تأثیر مواد نمی گذاشت فکرش را متمرکز سازد سرانجام راهی کمپ شد اما با بیماری شدید جسمی و روحی فراوان جمجمه اش آسیب شدید خورده بود و قسمتی از آن کاملاً شکسته بود بیش از هشت ماه زندگی در کمپ و نهایت ترک مواد .

حالا او دیگر حتی سیگار هم نمی کشد و مدتها است که زندگی پاکی را در یک مرکز نگهداری این گونه افراد تجربه میکند هنوز دور از خانواده است اما نه برای اعتیاد بلکه بدلیل خجالت از خانواده ،خودش می گفت تصمیم گرفتم دوباره زندگیم را بسازم هیچ سرمایه ای نداشتم حتی  لباس مناسب هم نداشتم یکی از دوستان به من  چهارده هزار تومان داد که آن لحظه به اندازه چهارده میلیارد بود رفتم چند لیوان یک بار مصرف خریدم و از درختی که داخل مرکز نگهداری ما بود میوه های توتش را کندم و شروع به فروختن آدها نمودم اندک اندک صاحب سرمایه شدم و لباس نو خریدم و حالا هم مشغول فروش البسه هستم تی شرت و لباس های مردانه ،شکر سرمایه ام چندیدن برابر شده و این را مدیون همین درخت توت داخل مرکز هستم و لطف خدا باید توکل داشت و گذشته را ساخت نباید نشست و حسرت گذشته را خورد .

به امید  سلامتی و موفقیت همه مردم با همت و جنم

 یا حق

جعفر صابری

شب دامادی کمتر از پادشاهی نیست

تقدیم به هنرمند جوان : حمید صفت (خواننده رپ)

بدون شک این بیت را بسیار شنیده ایم که می گوید:شب دامادی کمتر از پادشاهی نیست به شرط آنکه پدر پسر کند داماد!

البته چند سالی است که کمتر پدری توانایی آن را دارد که فرزندش را آنطور که دوست دارد داماد نمایدو از طرفی نیز بدلایل اقتصادی جامعه جوانان کمتر میتوانند ازدواج نمایند و این موضوع خود نیاز به چندین جلسه کارشناسی دارد .

بسیاری از موارد دست به دست هم داده که نسل جوان ، امروزه کمتر به نظرات والدین خود توجه نمایند و غالباً با پرخاشگری و بی تفاوتی نسبت به نصایح والدین برخورد مینمایند.

نقش مهم تربیت  فرزندان بخصوص تا هفت سالگی بر عهده والدین مخصوصا مادر است و اینجاست که ما میبینم کشورهای پیشرفته بیش از سه سال حقوق به مادران  چه شاغل و چه خانه دار میدهند تا در کنار فرزندانشان باشند آنها میدانند که شخصیت کودک باید درست شکل بگیرد تا آینده کشورشان دچار بحران نشود آنها متوجه هستند اگر این هزینه ها را امروزبرای سلامت جامعه ننمایند . فردا باید چندین برابر بیشتر هزینه نگهداری این فرزندان و همچنین رفع آسیب های اجتماعی بنمایند.

در تربیت دختر مادر و در پرورش شخصیت پسر این پدر ها هستند که باید وقت بگذارند و همیشه بدانند والدین در مقابل فرزندانشان جایگاهشان را حفظ نمایند ،بدترین شکل زندگی این است بحث ها و گفتگو های والدین در مقابل چشم بچه ها اتفاق بیفتد که متأسفانه بدیلیل مشکلات فضای مسکن این موضوع ها اجتناب نا پذیر است.

در یک نگاه کلی به بیشتر زندگی هایمان میبینیم ابتدا عاشقانه آغاز میشود علی رغم تمام مخالفت های بعضی از نزدیکان، بعد همین نظرات دلسوزانه آرام آرام زندگی ها را سرد میکند با تولد فرزند احساس میشود کانون خانواده به استحکام نزدیک شده اما کم نیستند افرادی که در حاشیه زندگی ها خواسته یا ناخواسته از روی دلسوزی یا حسادت شروع به بیان موضوعاتی میکنند که کمتر انسانی توان تحملش را خواهد داشت و بالاخره یک جایی کم می آورد و سردی زندگی با بیان این موضوعات شروع میشود. ابتدا با مقایسه ،بعد با تحقیر،بعد با توهین و سرانجام با بی تفاوتی وبی اعتنایی ،این هم تازه اول ماجرا است جدایی بین زن ومرد در آنچه حق و حقوقشان است و خدا هم آن را حلال نموده و اساساً ارکان خانواده بر همین موضوع  شکل گرفته و مسائل جنسی همسران بسیار مهم است و برای تکمیل کردن خلا های روحی و روانی پایه گذاری شده باعث میشود زندگی به مسیری برود که بیشتر به طلاق ختم می شود.

با همین رفتار ها به مرور حرمت احترام به خودمان را بعنوان والدین از بچه ها میگیریم و آنها یاد میگرند که به ما به یکی از ما بی احترامی کنند و در دراز مدت به هر دو توهین خواهند کرد آنها یاد میگرند که بگویند شما چرا وقتی نمیتوانستید بفهمید مارا بدنیا آوردید؟

در ظاهر بحث بر سر بچه  یا بچه ها در میگیرد و یا نسیب مادر میشود و یا پدرهمان بچه ای که پس از تولدش دیگر حتی مطرح کردن مطالب عاشقانه بین همسران ممنوع میشود تا چه رسد به همخوابی و مطالب زنا شوئی!

در بیشتر مواقع دیر یا زود یک یا هر دو والدین ازدواج میکنند و این گونه میشود که فرزندان بلاتکلیف خواهند شد و در بیشتر مواقع یک جزیره برای خودشان درست میکنند جزیره ای که تنهای تنها هستند و این آغاز آسیب پذیری هر کدام است اول خود زوجین و بعد فرزندانشان .

 کم نیستند افرادی که سودشان در جامعه شکار این گونه در ماندگان است و مواد مخدر، اعتیاد ،سرقت و …کمترین آسیب ها ی اجتماعی برای افراد میباشد .

در بهترین شرایط به ازدواج مجدد والدین ختم میشود و فرزندان بلاتکلیف دختر بزرگ میشود و خطر نا پدری گاه او را تهدید میکند. پسر بزرگ میشود و خطر نا پدری او را تهدید میکند او نمی تواند شاهد روابط مادرش با دیگری باشد سرخورده میشود لجباز خشن و گاه فاجعه ای پدید می آید همه این ها که به ظاهر ساده است و شاید بتوان گفت هیچ مهم نمی باشد گاه چنان مهم میشود که از پس خود قتلی را هم به دنبال خواهد داشت !

چه باید کرد؟

این نسخه همیشه جواب نمی دهد در واقع بدون یاری شما هرگز جواب نمی دهد .اولین قدم خود خواستن است یعنی شخص باید خودش بخواهد و کمی دور نگر و صبور و با گذشت باشد تا بتواند مسیر زندگی را درست طی کند پس :

دور نگر

 صبور

با گذشت

همانطور که ملاحظه نمودید هیچ نسخه ای برای طرف مقابل نیست و از خودمان باید شروع کنیم و لا غیر اگر خودمان را دوست داریم و آینده خوب را میخواهیم بسازیم راهش همین است اگر میخواهیم ازدواج فرزندانمان و موفقیتشان را ببینیم و اگر میخواهیم شب دامادی پسرمان کنار او باشیم باید صبور باشیم و گاهی وقت ها در مقابل طرف مقابلمان فقط شنونده باشیم همین. برای اینکه شب عروسی دخترمان را ببینیم باید گذشت کنیم برای اینکه نخواهیم حضور شخص دیگری را بعنوان والدین فرزندمان تحمل کنیم باید خیلی جا ها گذشت کنیم .

 برادر عزیزم که از بابت داشتن دو سهم ارث خوشحالی و اینکه مردی و حق طلاق داری  وچندین حسن دیگر از زنها پس این موارد نیز تو باید بیشتر داشته باشی گذشت  بیشتر، صبر بیشتر، میدانم که خیلی سخت است بخصوص  برای آنها که خیلی مرد تر هستند و ادعای بیشتری دارند مثل خودم!

بگذریم امید وارم اصل مطلب را گرفته باشی رفیق

یا حق

 جعفر صابری

حاجی فیروز


حاجی فیروز

نوای حاجی فیروز در کوچه و محله های شیراز نوید بخش رسیدن بهار

پشت چراغ قرمز ایستاده بودم که شخصی نظرم را جلب کرد ،مرد جوانی بود با لباس های قرمز در حال سیاه نمودن صورت و دست هایش  .

این روز ها کسب درآمد حلال بسیار سخت شده و انسانهای آبرو دار با سیاه کردن روی خود نان در می آورند و خوشا به غیرتشان چرا که با سیاه کردن دیگران کسب روزی نمی نمایند!

اما فلسفه عمو نوروز و این داستان سیاه برزنگی چیزی جز این است که ما میبینم و در طول تاریخ نه چندان طولانی بسرعت عوض شده و امروز یک فرهنگ غلط در بین مردم ایران و متأسفانه خارج از ایران نیز مطرح شده که جای بسی تأسف دارد.

 برده داری که میراث غرب و اعراب بوده و بطور کلی ایران را نیز تحت تأثیر قرار داده بود سالها پیش وقتی کشتی های حامل برده های به تاراج رفته از کشور های آفریقایی برای ادامه راه ناچار بودند به خلیج فارس بیایند و در این جا آب و آذوقۀ  ادامه راه را تهیه نمایند بعضی از برده های سیاه را که حال خوشی نداشتند و بیمار بودند را در این حاشیه ها یا می فروختند و یا رها میکردند بعضی از ملاکین و صاحبان قدرت و ثروت این بندگان خدا را می خریدند و خوب این سیاه های دوست داشتنی که کم کم زبان فارسی را یاد می گرفتند گاه واژه ها و کلمات را به طرز شیرینی بیان می کردند که صاحبان خانه به خنده در می آمدند .

 این نوع گویش و زبان در بین بردگان رواج داشت و چون لباسهای مورد علاقه آنها از رنگهای شادی مثل قرمز بود و چهره سیاهی داشتند به شوخی مردم محلی ایشان را حاجی فیروز می نامیدند و اینگونه ماند که امروزه ما با دیدن این چهره و لباس به شادی خرسند میشویم ولی جای تاسف آن است که این شخص و چهره امروز در جهان معرف فرهنگ و تمدن ایران شده و چند سال پیش وقتی  سازمان ملل از ایران عروسکی به نشان هویت و فرهنگ ایران را طلب کردند، اشخاصی  بی اطلاع این عروسک را که در خیمه شب بازی هم بسیار کار برد داشته بعنوان سمبل ایرانی به آن سازمان ارائه نمودند.

در عوض کشور دوست و برادر آذربایجان شخصیت ایرانی نظامی گنجوی را فقط بدان دلیل که مجموعه اشعاری به زبان آذری سروده به نام خود میداند و او نیز چندی بعد مانند کشور ترکیه که مولانا را از خود میدانند خواهند گفت نظامی گنجوی از آن ماست و …

بگذریم البته نباید بگذریم اما چاره ای نیست !

همانطور که گفتم درد نان آنقدر زیاد است که سیاه و سفید نمی شناسد و ملت بقدری در گیری دارند که کسی به فکر نکات ریز این چنینی نیست !

اما درد ناک است که بیشتر وقت ها در کنار این عزیزان کودکانی را نیز سیاه میکنند و با ساز و آواز او  هم در کنارشان می رقصد تا  خرج نانی بدست آرد !

ای کاش کمتر  شاهد این گونه صحنه ها بودیم.

البته آنقدر مطلب هست که نوشتن و گفتنش گاه ساعت ها وقت نیاز دارد از جمله اینکه در کشوری زندگی میکنیم که در بیشتر محله هایش حتی صدای اذان هم بگوش نمیرسد .تا لااقل روزی سه بار یادمان باشد که عمل خیری هم هست …

آنچه گفته شد قسمت بسیار کوچکی از موضوع بود چنانچه برای شما جذاب می باشد می توانید گفتار تصویری اینجانب را در همین خصوص در سایت شخصی من  به آدرس زیر ملاحظه بفر مائید.

یا حق

 جعفر صابری

 www.jafarsaberi.ir

 ساعت ها

اوایل انقلاب من و خواهرم  در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهر دامغان  عضو بودیم ،خوب یادم هست یک روز آقای عبدلی یکی از مربیان کانون کتابی را برداشت و در جمع ما شروع به خواندن کرد با نام ساعت ها .داستان این بود که شخصی کلکسیونی از ساعت های دیواری و رو میزی داشت که همه کوکی بودند آن شخص هر روز فقط  ساعت هارا کوک میکرد  تا کار کنند و گاهی هم که نیاز بود روغن کاری میکردشان ،و از صدای تیک تاک آنها لذت میبرد تا این که یک روز دستی آمد و یکی از ساعت ها را برداشت و این بار کوک زنگ ساعت را هم پر کرد تا در زمان مشخصی به صدا در بیاید.همین اتفاق افتاد و صاحب ساعت ها بسیار عصبی شد آن ساعت را شکست ولی فردای آن روز باز همان دست آمد و این بار دو تا دیگر از ساعت هارا برداشت و زنگ کوکشان را پر کرد و برای ساعت خاصی تنظیمشان نمود و باز همان داستان صاحب ساعت ها با شنیدن صدای زنگ آن دو ساعت باز آنها را شکست و این کار چند بار ادمه یافت  هر بار هم چند ساعت به ساعت هایی که زنگ میزدن افزوده میشد تا اینکه همان دست آمد و این بار همه ساعت ها را برای یک زمان مشخص آماده کرد و همه با هم صدای زنگشان در آمد صاحب ساعت ها این بار از سالنی که ساعت ها را نگه میداشت رفت…

ما باید برداشتمان را از این داستان مینوشتیم من هم این داستان را به انقلاب ایران ربط دادم و گفتم صاحب ساعت ها شاه  ساعت ها ما و دست هم امام بود که  ملت را هوشیار نمود و باعث فرار شاه شد!

سالها از آن تاریخ میگذرد امروز من به زندگی خود و اطرافیانم نگاه میکنم و میبینم بیشتر خانواده ها در بحرانی شدید زندگی می کنند دستهایی هستند که ذهن و اندیشه نه تنها اطرافیان مارا بلکه خودمان را نیز مشغول میکنند درست یا غلطش را کاری ندارم اما روشش این است که صدای ناساز باشد ،شخصاً تفکرات اسلامی را برگزیدم چرا که بشدت به اندیشیدن استوار است و اساس ایدئو لوژی اش بر پایه اندیشیدن است و این خود ما هستیم که باید برویم و تحقیق نمائیم و خوب بیندیشیم اما در این میان باید هوشیار هم باشیم که در چه حوزه ای می اندیشیم و از چه منابعی بهره میگیرم .

اما داستان ساعت ها برایم جذاب است چون بعد ها باساعت های مختلفی آشنا شدم از جمله ساعت های مچی که باطری میخورد ولی هنوز عاشق ساعت های قدیم مچی هستم که به صورت کوکی و یا اتوماتیک کار میکنند .در بین ساعت های کوکی و اتوماتیک هم اتوماتیک هارا بیشتر دوست دارم همین  تازگی هاهم یک نمونه کلاسیک قدیم را خریدم .خوبی این ساعت هاآن است که صاحبش باید مدام آن را در دست داشته باشد و با حرکت دست او در طول روز ساعت کار میکند و اگر برای زمانی حدود ده تا دوازده ساعت آن ساعت را کنار بگذارد بطور اتوماتیک ساعت از کار می افتد و نیاز به تنظیم دوباره خواهد داشت !

تطابق آن با زندگی ما و اطرافیانمان در همین نکته ریز است نمیشود آنها را کوک کرد و به حال خود رها نمود ،نمی شود یک باطری بر رویش گذاشت تا برای خودش کار کند باید مدام در کنار ما باشند تا بتوانند کار کنند و ما باید مدام حواسمان به آنها باشد !

کمپانی های ساعت سازی وقتی دیدند خیلی ها یادشان میرود ساعتشان را کوک کنند به فکر چاره افتادند و در مدت زمانی ساعت های اتوماتیک وارد بازار شد اما باز همین که خیلی ها یادشان میرفت و توجه لازم را به ساعت دستشان نداشتنند باعث شد که ساعت هایی که با باطری کار می کنند به بازار بیاید و مورد استقبال شدید نیز قرار گرفت برای همین امروز کمتر کسی ساعت اتوماتیک و یا حتی کوکی استفاده میکند .

دوست من زندگی ما خلاصه به این نشده که فقط شارژ شود و با کار و درآمد ما اطرافیانمان روز گار بگذرانند بلکه باید مورد توجه قرار گیرند و همیشه در کنارمان باشند این عمومیت دارد چه در زندگی شخصی ما چه در کلان موضوع کشور داری ما نمیشد فقط ساعت هارا کوک کرد و یا باطری انداخت گاه خواب میروند گاه صدای زنگشان در می آید و گاه مارا آزار میدهند و برای همین باید حواسمان به اطرافیانمان آدمهای  کنارمان بخصوص خانواه مان باشد

یا حق

جعفر صابری

اوکی

خیلی از ما ایرانیان در بیان بعضی از واژهای بیگانه بشدت سرسختی میکنیم و از اینکه آنها را بیان نمائیم طفره میرویم جالب اینکه سعی میکنیم دیگران را نیز تشویق نمائیم تا آنها نیز چون ما از بیان چنین واژه هایی خود داری نموده فرهنگ ایران و ایرانی را گسترش دهیم. برای نمونه ترجیح می دهیم بجای واژه سلام بگوییم درود که در معنای اصلی هیچ گونه تشابهی با سلام ندارد و اگر بخواهیم چیزی نزدیک به آن را بگوییم باید مثلاً اگر صبح است بگوئیم صبح بخیر و یا ظهر بخیر یا عصر بخیر و یا حتی شب بخیرکه شاید نزدیک تر به سلام است .البته در زبانهای دیگر نیز اینگونه است و آنها  هم این گونه میگویند فقط ما هستیم که در زبان خود میگویم سلام تا دیگر این انتخاب سخت را نداشته باشیم حال هم که بجای سلام فقط میگوئیم درود !

اینکه درست است بجای سلام بگوئیم درود و یا بطور کلی شایسته است تا همان روز بخیر عصر بخیر یا شب بخیر را بگوئیم، بماند من مانده ام چطور همین جماعت عاشق فرهنگ ایرانی بجای سپاس و یا متشکرم و یا فهمیدم متوجه شدم بسیار خوب حتماً به دیده میگویید اوکی!

جای تعجب دارد بسیاری از افرادی که این واژه را بکار میبرند در واقع خود را فرهیخته و آشنا  با فرهنگ ایرانی و بخصوص غربی میدانند و این گونه نشان میدهند که بسیار اجتماعی هم هستند. با بیان این واژه و یا واژه هایی این گونه هیچ مشکلی ندارند و آن را بکار گیری زبان بیگانه نمی دانند و فقط واژهایی که رنگ و بوی عربی بدهد برایشان دشوار است بی خبر از آنکه اگر تعداد واژه های ایرانی وارد شده در زبانهای دیگران بویژه عربی زیاد نباشد کم تر ازعربی در فارسی هم نیست!

خدا رحمت کند زنده یاد یعقوب لیث را که بسیاری از همین دوستان حتی نامش را هم نمی برند که گویی او یک عرب زاده دشمن بوده را که مردانه زبان پارسی را گرامی داشت و با تلاشی ارزشمند سنگ بنای حفظ زبان و فرهنگ ایرانی را بسیار مهم کم تر از گذشته نمود.

 کمتر از یک ماه دیگر سالگرد این بزرگ مرد ایرانی الاصل  سیستانی یعقوب لیث است وامیدواریم چون سالهای گذشته بتوانیم مراسمی در خور شخصیت وی را برگزار نمائیم ، کما اینکه به لطف دوستان بویژه استاد وحید شریعت زاده بیش از دو ماهی است بدلیل   وجود کرونا برنامه این یاد واره را به سمت یک نشست علمی مجازی پیش می برد و با چندین صاحب نظر و اندیشمند در خصوص زبان فارسی و ارزشهای آن و بخصوص شیخ یعقوب لیث به نشست و گفت وگو پرداخته که امید است  ثمره این نشست ها و ضبط برنامه و مصاحبه ها به یادگار بماند.

در هر صورت شایسته دیدیم که به دوستان عزیزی که از واژه اوکی در بیاناتشان استفاده می نمایند عرض کنیم در صورت امکان تجدید نظر فرموده از همان واژگان زیبا و شیرین ایرانی بهره جوئید.

 سربلندو پارسا باشید

 جعفر صابری

آیا ما مسلمانیم؟

بیشتر وقتها ما رفتار های اجتماعی و سیاست های کشور مان ایران را با رفتار های اجتماعی و سیاست های دولت های خارجی بخصوص اروپا و آمریکا قیاس میکنیم و نواقص آن را مطرح کرده افسوس میخوریم که چرا ما این گونه هستیم و آنها آن گونه!

اگر به صورت علمی تخصصی به موضوع نگاه کنیم، بدون شک سیاست های کلان مملکت داری در آن نقش دارد اما واقعیت این است که بد نیست کمی هم به رفتار و کردار های خودمان دقت کنیم و آنها را نیز بسنجیم !اگر ما بد رانندگی میکنیم و قوانین را رعایت نمی کنیم . 

 مقصر سیاست های دولت است؟اگر ما در هنگام رانندگی با موبایلمان صحبت میکنیم خداوند مقصر است؟اگر ما ماشینمان را دوبل پارک میکنیم و وارد یک مغازه میشویم که خرید کنیم مسئولین نظام مقصر هستند؟ و دهها مورد این چنینی دیگر !

از کودکی هر وقت ما در راه رفتن زمین می خوردیم بزرگترهایمان زمین را کتک می زدند و می گفتند بیا زدمش حالا دوباره راه برو…شاید این رفتار که همیشه ما دیگری را مقصر بدانیم ریشه ای این چنینی داشته باشد ؟و شاید هم ریشه در مطالب دیگری که همه در گذشته ما نهفته شده هر یک از انسانها برای خودشان دلایلی دارند که یا میدانند و یا بطور کل از علت این رفتار های اجتماعی بی اطلاع هستند .اما آنچه زین پس باید بدانیم این است که زمان تغییرآن رسیده و باید برای بهبود شرایط فعلی از خودمان شروع کنیم و به دنبال این باشیم که تحولی در خود بوچود بیاوریم و این کار بسیار دشوار است !

مدتها است که ما در شبکه های اجتماعی و یا رسانه های گونا گون شاهد فیلم ها و نوشته ها و یا تصاویری هستیم که پیام های اخلاقی به همراه دارند و ما می بینم حتی تأیید هم میکنیم ولی در پایان هیچ تلاشی برای تغییر شرایط فعلی مان انجام نمی دهیم .و این بطور کلی خاصیت بشر است!

در نزدیکی ما کتابی هست با نام قرآن که بعضی مطالبش را بارها هم خوانده و هم شنیده ایم مانند این که اسراف حرام است!حتی خیلی از افراد از پیامبران گرفته تا بزرگان بدان اشاره نموده اند اما ما فقط شنیده ایم و تأیید  هم کرده ایم.

 داستان این است که اگر ما فقط کمی به داشته هایمان درزندگی بیشتر توجه کنیم ابتدا تحولات بزرگی در زندگی شخصی مان و سپس در جامعه بوجود می آید.

چقدر غذا هایمان را دور می ریزیم.

 چقدر زباله تولید می کنیم ؟ چقدر لباس می خریم که بدون استفاده می ماند ؟ و چقدر زندگیمان را مدیریت میکنیم ؟

دنیای امروز،دنیای مدیریت زندگی، معنا گرفته از نظر زمان و امکانات و انرژی و اگر ما بخواهیم با دیگران خود را قیاس کنیم باید رفتارو تفکرمان را نیز چون دیگران تغییر بدهیم و بدانیم که جهان بسیار کو چک است و انرژی های آن محدود پس مدیرتش لازم است باید از خودمان شروع کنیم .

مقدمه طولانی شد که فقط یک جمله بگویم باید از خودمان تغییراتی را شروع کنیم و باور کنیم اگر مسلمان نه بلکه انسان هستیم باید بیش از گذشته به علت پیدایشمان بیندیشیم و بقیه عمر را بهتر زندگی کنیم .

باور داشته باشیم اگر درست زندگی کنیم می توانیم به نابود نشدن طبیعت اطرافمان کمک کنیم و حتی به کم کردن فقر و گرسنگی انسان ها نیز کمک نمائیم.کافیست وقتی کفگیر را برمیداریم آنقدر برنج بکشیم که لازم است  بخوریم!

باور کنیم  با این نگرش دنیای اطرافمان درست میشود!

 یاحق

 جعفر صابری

تهران : صادقیه – باغ فیض – میدان باغ فیض – ابتدای خیابان شهید قربانی شریف -پلاک هشت واحد 7

ملاقات با وقت قبلی  saberi.jafar@gmail.com

saberi.jafar اینستاگرام

00989121199415

تلفن 02144608672

فکس

02144608419

برای  هر گونه پرداخت از همینجا اقدام کنید: