زن با آینه در دست!

زن  با آینه ای در دست!

سرش را پائین انداخته بود و اشک می ریخت سکوت بود و علی رغم گرمای تابستان عرق سردی تمام پیشانیم را غرق در خود نموده بود.

صدای قلبم را به خوبی می شنیدم و از انسان بودنم شرم داشتم از اینکه بگویم مرد هستم انسان بودن پیش کش!

یاد داستانی که در نوجوانی از عصمت و پاکدامنی زنی شنیده بودم افتادم که میگفت: زنی همسرش را از دست داده بود و برای مخارج زندگی به سختی تلاش میکرد نا جوانمردی از او توقع نمود که به منزلش برود زن پذیرفت به یک شرط که هیچ کس آنجا نباشد وقتی به منزل مرد رفت مرد آماده بود که دست به گناه بزند زن گفت مگر شرط نکردم کسی نباشد مرد گفت هیچ کس جز من و تو در این خانه نیست زن گفت آیا وجود خدا را انکار میکنی؟

آدمی که از آدمیت نامش را یدک میکشی این روز ها کم نیستند زنان و دختران نجیبی که به ناچار مجبور هستند مشاغل مختلفی را  تجربه نمایند .

مردانگی پیش کش تو، انسان باش و بدان که اگر این جنس مخالف قرار بود تن فروشی کند این شغل را قبول نمیکرد پس با حیا با او برخورد کن و برای لحظه ای بیندیش که اگر دست روز گار به هردلیلی خدای ناخواسته سایه تورا از سر خانوادات بردارد چه بسا زن ، دختر و یا مادر و خواهرت نیز چون این بانو باید راهی خیابان شود تا لقمه نانی بدست بیاورد.

وقتی اشک های این زن پایان یافت آینه ای به دستش دادم و گفتم هر زمان  شخصی به تو پیشنهادی ناشایست نمود این آینه را بدستش بده و بگو اول خودت را ببین که آیا هنوز آدم هستی و بعد به این بیندیش که اگر برای مادر ، خواهر ،فرزند یا همسرت این واقعه پیش می آمد نیز همین اندازه دلت نمی شکست!

هموطن گرامی به دین و آیین نیست به رسم جوانمردی است و شرف انسانیت اندیشه ناپاک از ذهن ناسپاس سرچشمه می گیرد چشمانمان را که هدیه و لطف  خالق مان است را پاک نگاه داریم .

 یا حق

 جعفر صابری

دستهان سیاه

دستان سیاه

نترس دستش را بگیر

با گرفتن دست هیچ سیاه پوستی سیاه نمیشی!

با گرفتن دست هیچ معلولی معلول نمیشی!

اما با نگرفتن دست یک انسان شاید از واژه انسانیت کمی دور بشی!

هر کدام از ما انسان هستیم و این خیلی خوبه که به فکر حیوانات و یا طبیعت اطرافمان باشیم اما جایی را هم برای دوست داشتن یکدیگر بگذاریم .

بی بهانه  به هم عشق بورزیم و برای هم احترام قائل باشیم.

یکدیگر را قضاوت نکنیم  یار هم باشیم .

این روز ها درد های مشترک مان زیاد شده و کافیست مثل یک انسان با هم برخورد کنیم و به درد دل  یکدیگر گوش فرا دهیم ،گاه یک لبخند و یا حتی یک قطره اشک میتواند در مان تمام درد ها شود.

زنده یاد  احمد شاملو چه زیبا  بیان داشت:

اشک رازي ست
لبخند رازي ست
عشق رازي ست
اشک آن شب لبخند عشقم بود.
قصه نيستم که بگويي
نغمه نيستم که بخواني
صدا نيستم که بشنوي
يا چيزي چنان که ببيني
يا چيزي چنان که بداني…
من درد مشترکم
مرا فرياد کن.
درخت با جنگل سخن مي گويد
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن مي گويم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ريشه هاي تُرا در يافته ام
با لبانت براي همه لب ها سخن گفته ام
و دست هايت با دستان من آشناست.
در خلوت روشن با تو گريسته ام
براي خاطر زندگان؛
و در گورستان تاريک با تو خوانده ام
زيباترين سرود ها را
و تُرا که مردگان اين سال
عاشق ترين زندگان بوده اند.
دستت را به من بده
دست هاي تو با من آشناست
اي دير يافته با تو سخن مي گويم
بسان ابر که با طوفان
بسان علف که با صحرا
بسان باران که با بهار
بسان درخت که با جنگل سخن مي گويد
زيرا که من
ريشه هاي تُرا دريافته ام
زيرا که صداي من
با صداي تو آشناست”

 یا حق

 جعفر صابری

به تو چه؟

به تو چه!

قبل از هر چیز باید پوزش بخواهم اما چقدر این جمله زیباست هر طور که بیان شود البته وقتی انسان به خودش بگوید !

بله وقتی موضوع را نمی دانیم یا از مطلبی سر درنمی آوریم و یا هر وقت بدون دلیل بین دو یا چند نفر می خواهیم قضاوت کنیم و خلاصه این از آن مطالبی است که باید یاد بگیریم در کنار من نمی دانم به خودمان بگوئیم به تو چه !

دوست خدا بیامرزی داشتم که وقتی جایی می دید کلاممان به نتیجه نخواهد رسید رو به من می گفت پاشیم بریم گم شیم!

چقدر خوب است یاد بگیرم خیلی چیز ها را ما نمی توانیم تغییر بدهیم  همینطور خیلی آدم ها را ،  خدا وند نیز  در کتاب آسمانی  به پیامبر خود می گوید قرار نیست تو همه آدم هارا درست مانند خودت نمائی اگر قرار بود همه مانند تو شوند ما خود این کار را میکردیم .

شاید یکی  از زیبایی های دنیا همین تفاوت ها باشد .

زندگی را به کام خود سخت می کنیم که مدام می خواهیم دیگران را قضاوت نمائیم و یا خود را به دیگران اثبات کنیم .

یا باور داریم این ما هستیم که همه چیز در قدرت ما  است و ما می توانیم همه کار کنیم روزی آدم ها دست ما است زندگی دست ما است اگر ما نباشیم و اگر ما نخواهیم …بد نیست سری به گورستان ها بزنیم و خوب ببینیم که چه افرادی بودند که  اینگونه    می اندیشدند و سالهاست که در بین ما نیستند ولی ما هستیم !

بد نیست گاهی به ندای درونمان که آرام اما با معنا در گوش دلمان نجوا می کند به تو چه ! گوش دل بسپاریم و با لبخندی از موضوع بگذریم !

خداوند میلیون ها سال است که این جهان پهناور را با کهکشانهایش آفریده و چه موجوداتی را که ما نمی بینیم اما روزیشان هست و زندگی میکنند قبل از ما و بعد از ما !

دوست عزیزم به خودت آرام بگو به من چه در کنار قضاوت نکردن دیگران خود را نیز مالک زندگی آنها ندانم .

اگر بتوانم دستی بگیرم و یاری رسانم چه بهتر واگر نه آزار نرسانم و از بیان هر گونه نظری خود داری نمایم .

و در پایان جمله ای ازایمانوئل کانت فیلسوف آلمانی

اگر انسان ها همدیگر را درک کنند،

قاضی ها باید شغل دیگری برای خود انتخاب کنند!

 یاحق

 جعفر صابری

زنان امپراتور

زنان امپراتور

همیشه می گویند سرزمین انسان مانند مادرش است و صد البته درست می گویند و چه زیبا مادران از نقش پدران برای حفظ این خاک و تبار داستان سرایی میکنند چه بسیار قصه ها چون داستانهای شاهنامه که از دلاوری های شیر مردان و پدران این سرزمین برای فرزندانش بیان شده تا هر یک جای در پای پدران خود بگذارند . و روی سخن من در همین جا با مادرانی است که نقش پدر را در حفظ و صیانت خانه و خانواده کم رنگ می کنند و نه تنها یادی و نامی از او برای فرزندانشان بیان نمی کنند که گاه و بیگاه پدر را نیز نزد فرزندان خوارو کوچک می نمایند .

همین اندازه که به بابات نمی گم و یا بابات نفهمه و یا … از نظر تربیتی و اخلاقی دود مان خانواده و شخصیت فرزند را به باد خواهد داد.

شاید قدیمی ها بیشتر یادشان بود اینکه پدرسالری خوب است یا نه مورد نظر ما نیست اما تنها برای بازنگری موضوع میگویم زمانی نه چندان پیش مادر در مقابل کار های فرزندان میگفت اگر به بابیتان نگفتم، و یا اگه بابتون بفهمه …و یا این بزار بابات بیاد!و گرچه کمتر مادر جلو بچه ها به بابا چبزی میگفت ولی در خلوت پدر را هوشیار میکرد و قول میگیرفت که به بچه ها چیزی نگوید و زیر سیبیلی رد کند.

 نقش مادر بقدری پر رنگ و اصولی بود که گاه پدر بدون اجازه همسر هیچ کاری انجام نمیداد و میگفت خانم خانه باید تصمیم بگیرند.

این گونه زنان امپراتورانی بودند که بر سرزمین دلها حکومت میکردند و فرمانروا بودند آنها بدون اینکه فرزندشان را تنبیه کنند  چنان جذبه از خود نشان داده بودند که فرزندان، عاشقانه  مادر را می پرستیدند و گوش به فرمانش بودند.

مادر که در خانه به نماز می ایستاد بچه ها حس خوبی داشتند و احساس میکردند هر کاری با دعای مادرشان سر نماز انجام میشود از گرفتن نمره تا نادیده گرفتن خطای آنها در مدرسه و یا رونق کسب و کارشان .مادر وقتی مردش راهی میشد با دعای خیر اورا بد رقه میکرد و حتماً برایش در ظرف غذا گوشت و برنج چربی می گذاشت تا سیر بشود همیشه هم کمی بیشتر میگذاشت شاید همسرش مهمانی داشته باشد و خودش هم سیر شود!

مادر ها همه چیز را می دانستند ، می دانستند که این فرزند قرار است مادر یا مرد خاخواده ای بشود پس باید خوب ساخته شود از یک سنی به بعد چیز هایی را برای فرزندان ممنوع می کردند کنار هم خوابیدن ، با هم حمام رفتن، چگونه پوشیدن لباس ، تنها ماندن در خانه ، و خلاصه مادر یک معلم اخلاق و مدرس تربیت بود و همیشه در دسترس!

تا اینکه  مادر ها هم ناچار شدند برای گذران زندگی و یا … در جامعه حضور یابند .گا هی وقت ها مادر ها بعد از پدر ها می آمدند و بیشتروقت ها  فرزندان در خانه تنها بودند همه این ها برای این بود که نیاز های بیشتری از خانواده باید تأمین میشد از قبیل تلویزیون بزرگ تر یخجال بهتر مبل قشنگ تر و خلاصه ماشین و خانه و… دیگر تربیت بچه به برنامه های آموزشی و مدرسه موکول شد و کسی هم به نقش پدر توجه نمی کرد او خودش باید غذایش را داغ میکرد و یا برای خودش چایی میریخت …زن خانه خسته تر از او بود بعد گفتن چقدر خوب است که مرد برای همسرش نیز ظروف را بشوید و یا بچه را عوض کند و…این طور شد که مردی که تا دیروز نمی دانست نمک و یا زرچوبه کجای اشپزخانه است از خانه داری سر درآورد و تازه فهمید که نه خیر  اینجا یک خبر هایی است این ملک که تا دیروز سرزمین نفوذ نایافتنی مادر و زن خانه بود جایی برای جولان مرد ها  شد و …به همین سادگی امپراتوری زنان توسط خودشان نابود گشت.

اوایل متوجه نبودند چه اتفاقی در راه است وجالب اینکه هنوز هم بعضی ها نمی فهمند منظور من از حفظ این امپراتوری چیست.

( قسمتی از کتاب زنان امپراتور نوشته دکتر جعفر صابری که در حال نوشتن و آماده نمودن برای چاپ می باشد)

گزارش تصویری از برنامه ها و ملاقات های دکتر جعفر صابری در تیر و مرداد 1400

جعفر صابری کم آبی

تقدیر دکتر جعفر صابری مدیر  عامل موسسه آشتی از جناب آقای میر ابوطالب دور اندیش مخترع و صاحب نظر در خصوص مشکل  کم آبی و سازنده دست گاهای تصویه آب برای ایران 

 اصل مطلب در سایت آشتی موجود است

www.ashti .ir

تقدیر از دکتر محمد علی زاده صاحب نظر در بخش بازیافت و محیط زیست بویژه پسماند های الکترونیکی در کشور  

دیار با دکتر محمود علیزاده  مدیر شرکت فروردین در حوزه پسماند و محیط زیست

حاج عباس رشیدی ،امین آقا فرزانه ، محمد یوسف صابری و جعفر صابری  

جشن عید غدیر خم در زورخانه شهدای فرحزاری پنج شنبه هفتم مرداد ماه 1400

جعفر صابری در مراسم عید غدیر 1400 در مرکز بهاران کنار عزیانی که سی در بازگشت به جامعه را دارند .

این تصویر در سال 1370 و مرکز ضایعات جانبازان بنیاد مستضعفان زمانی که دکتر جعفر صابری در بخش حسابداری این مرکز بود گرفته شده 

 آقای افشین ساجددی مدیر مالی و هادی نجاری ، حبیب خدمتی ، افشین  و دوستاد نیگر در این تصویر هستند.

به گفته خود آقای صابری این آخرین روز هایی بود که بطور رسمی با سازمانهای دولتی بعنوان کارمند رسمی همکاری نمودم.

پشت صحنه نمایشنامه قندیل نوشته و کار گردانی دکتر جعفر صابری در سال 1368 این نمایشنامه کتاب نیز شده و داستان اشغال فلسطین است که به مناسبت روز قدس بار ها  در ایران اجرائ شده است .

 این تصویر در پادگان قلعه مرغی نیرو هوایی سپاه پاسداران زمان تمرین گرفته شده .

 استاد هاشم احمد وند مدرس موسیقی بنام کشور در کنار صابری و هاشم نوبری و امیری دو فر بالای تصویر در حال تمرین هستند.

دیدار با دوستان افغانی از کاشان برای بررسی مشکلات عزیزان مهاجر  روز سوم مرداد ماه 1400

بچه های افغانی در خانه کودک و نوجوان کابل 

میهن

مهین

ده سال از زندانش می گذشت حکم قطعی اعدام برایش صادر شده بود که بالاخره جلو دوربین نشست و همه چیز را برای چندمین بار از اول تعریف کرد!

می گفت اولش سخت بود بعد یاد گرفتم که مسافر ها را صندلی عقب بنشانم و بعد از شروع به صحبت و درد ودل به آنها نوشیدنی تعارف کنم تنها یک نفر نخورد و هرکس که خورد کارش تمام بود یک بار ساعت ها در شهر چرخیدم تا بالاخره در جایی خلوت بعد از درآوردن طلاهای آن زن جنازه اش را همانجا کنار درختان روی زمین انداختم!

هر بار که ناچار بودم ماهی هشتصدوپنجاه هزار تومان نزول آن مرد ربا خوار را بپردازم باید یک انسان را می کشتم و هر بار از خدا  کمک می خواستم که مرا نجات بدهد تا  برای تهیه این پول آدم نکشم.

بله تازه اینجاست که آدم میفهمد نزول و ربا چرا دشمنی با خدا است .و چه انسانهایی به این دام افتادند و گرفتار شدند هم دین خود هم انسانیت شان را از دست دادند و رسماً با خدا جنگیدند.

این زن اسیر دست یک ربا خوار شده بود و یازده نفر را کشته بود تا بتواند بهره پول رباخواری را بدهد که پول داده بود خانه زن از گرو بانک خارج شود تا بانک خانه اش را مصادره ننماید!

لیلا به دخترش این را گفت که شرمنده هستم.

یاد شعری از مرحوم زنده یاد احمد شاملو افتادم با نام کیفر که در بخشی از آن سروده بود:

من اما هیچ کس را، در شبی تاریک و توفانی نکشتم

من اما راه بر مرد ربا خواری نبستم

من اما نیمه های شب ز بامی بر سر بامی نجستم.

در این جا چاره زندان است، به هر زندان دو چندان نقب و

در هر نقب چندین حجره، در هر حجره چندین مرد در زنجیر…

درود به شرف انسانی که در این ایام محرم از انسانیت حسین لااقل این اندازه بیاموزد که ازگرفتن سود پولش صرف نظر کند و اصلش را بگیرد و تمامش کند.

وای وای وای بر ما که برای فرزند حضرت زهرا عزاداری می کنیم اما راز انسایتش را نمی دانیم وای بر ما که فقط شعار دین را می شناسیم و زنده نگاه می داریم وای بر ما که هنوز خروارها گناه بر دوشمان هست اما سرو شانه را گل می مالیم.

وای برما که از اسلام، مسلمانی اش را پاک فراموش کرده ایم و برای عزاداری هایمان دیسکو درست می کنیم با نور افشانی و موسیقی و صداهایی گوش خراش !

 ای خدای بزرگ  لااقل در این روز ها و شبها مارا دریاب تا حسینی شویم و حسینی بیندیشیم.

 یا حق

جعفر صابری

روز پزشک و تقدیر از پروفسور داریوش فرهود

دوشنبه اول شهریور 1400 مصادف با روز پزشک دفتر پروفسور داریوش فر هود و قدر دانی از این شخصیت علمی توسط دوستان 

قدردانان جامعه پزشکی

طی نشست روز 23مرداد ماه 1400 مؤسسین دبیر خانه قدردانان جامعه پزشکی  که متشکل بودند از :

جناب آقای پروفسور داریوش فرهود

 سرکار خانم دکترآمنه صفری

 جناب آقای مهندس  محمد باقر خانلر خانی

جناب آقای دکترحمید رضا ر جم

 جناب آقای دکتر جعفر صابری

درجربیات  با کلیه پزشکان ایرانی خارج از کشور

  • کشف استعداد های درخشان و حمایت از تحصیل و موفقیت های ایشان
  • حمایت از تحقیقات و اکتشافات پزشکی
  • حمایت و همیاری از انجمن ها و مراکز علمی بویژه پزشکی
  • برگزاری دوره های ویژه و تخصصی پزشکی و پیرا پزشکی
  • کمک به خدمات بهداشتی مهاجرین

 خدمات

ثبت خدمات  ، خاطرات و تجربیات ایشان در قالب فیلمهای مستند، چاپ کتاب و مقالات و درج در مطبوعات

قدردانی از ایشان در قالب اهداء لوح تقدیر ، تندیس و

دعوت از کلیه هموطنان زرتشتی ، ارمنی ، آشوری و کلیمی

همچنین مقرر گردید  تمامی خدمات بدون در نظر گرفتن گرایش های سیاسی و مذهبی انجام پذیرد.

دعوت  از علاقمندان به خدمت در این گروه

مشخص نمودن  مخاطبین و خدمات گیرنده

در این نشست به مدت دوسال افراد برای سمت های زیر مشخص شدند.

جناب پروفسورداریوش  فرهود ریاست دبیر خانه

 سرکار خانم آمنه  صفری مدیر روابط عمومی و بین الملی

 جناب آقایمحمد باقر خانلر خانی  مدیر اداری و مالی

 جناب آقای دکتر جعفر صابری مدیر علمی و پژوهشی

و جناب دکترحمید رضا  جم نیز مدیر  ارتباطات و امور مشارکت های مردمی.                                                                                                                                                                                                                                       

در پایان مقرر گردید به مناسبت روز پزشک قدردانی از خدمات تنی چند از این سفید جا مگان صورت گیرد.

تقدیر ریاست آموزش پرورش منطقه 5از طرح دکتر جعفر صابری

گزارش تصویری

جعفر صابری

موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 23:0 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری

حضور دکتر جعفر صابری در شرکت اکو آرت و هنرمندان بین المللی برای مشاوره و همکاری موسسه آشتی 
موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 23:0 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری

موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 22:58 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری

موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 22:58 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 22:57 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]نظر بدهیدجعفر صابری

موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 22:56 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صاب

موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 22:42 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری

موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 22:41 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری

موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 22:40 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری

موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 22:40 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 22:39 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری

موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 22:38 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 22:38 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 22:28 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 22:27 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 22:27 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 22:26 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 22:25 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

موضوعات مرتبط: تصویر[ یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ ] [ 22:23 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]

[ سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۰ ] [ 23:42 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]نظر

[ سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۰ ] [ 23:41 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]نظر

.دکتر جعفر صابری در کنار آقای مهندس اکبر سرمعلی علیپور  ریاست کانون مهندسان استان تهران 

دکتر جعفر صابری معاونت کانون اسلامی مهندسین در کنار جناب دکتر رضا مهر عبدالهی ریاست کانون اسلامی مهندسین  [ سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۰ ] [ 23:39 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر

اهدا احکام به افراد در ستاد انتخابات 1400 

از جمله جناب آقای همایون اذر گل پاینده فر

تهران : صادقیه – باغ فیض – میدان باغ فیض – ابتدای خیابان شهید قربانی شریف -پلاک هشت واحد 7

ملاقات با وقت قبلی  saberi.jafar@gmail.com

saberi.jafar اینستاگرام

00989121199415

تلفن 02144608672

فکس

02144608419

برای  هر گونه پرداخت از همینجا اقدام کنید: